سمعک یا هانس فری

۱۳ شهریور ۱۳۸۶

رادیو جوان / جوانی آزاد- بیا بالا ننه جون. بیا. شومام جای ننه خدا بیامرز ما. کجا می‌ری؟ بازار. تو این ترافیک گرچه سخته ولی خب جهنم و ضرر. گریه نکن زار زار. می‌برمت بازار (هر هر هر). بازار بود یا لاله‌زار بود؟ حالا چه فرقی داره. تو بگو جردن. این نوه عموی عمه خان باجی ما که هست خب؟ بگو خب. یه پسر ۲۵ ساله‌ست جون شوما اما خداییش وجنانت و محاسنی داره به قاعده دو قبضه یه وجبی. خیلی بچه باخدایی هست جون شوما. خیلی وقته تو بازاره. البت اولش وضعش خوب نبودا. تو بازار حمالی می‌کرد اما بچه با جُربزی بود. زد تو کار معامله و اینا خلاصه کلی پول و پله زد به هم. خیلی هم خیّره به جون عزیزت. همه‌ش در حال قرض دادن پول به مردمه. اهل بهره مهره هم نیست. یعنی نیست دین‌داره اساسی، گناه نمی‌کنه. یه کاری می کنه که همه راضی باشن. می‌شینه مثلاً این کیبریتو می‌فروشه به شوما یه میلیون تومن، بعدش می‌خره ازت بعد از یه ماه ۹۵۰ هزار تومن. معامله‌ست دیگه. کلی هم سود توشه. بعدش کلی همیشه گوسفند و گاو هم می‌کشه و می‌ده فقیر فقرا. بالا و پایین بازار بهش می‌گن حاجی. اصلاً وقتی حرف می‌زنه نورانیه. حتی سین «سلام»ش هم صاد می‌زنه جون شوما.
فقط یه بدی دره. البت خوبی هم داره‌ها. خوبیش اینه که قرمزه. یعنی طرفدار قرمزه. دوآتیشه اما نامرد نمی‌دونم چرا طرفتار سلطان نیست. سلطان سروره. اما این فامیل ما کلاً چش نداره هیچ رقم شاه و پادشاه و سلطان ببینه. هنوزم به کرمونشاه می‌گه باختران.


البت نمی‌دونم چرا بعضیا چش ندارن ببیننش. این منزل ما می‌گه این بابا چیزه. یعنی ریاکاره و از این صوبتا. آخه ریا کدومه آخه؟ دروغ می‌گم؟ به این جور عقاید می‌گن عقاید جانب‌دارانه! اصلاً به نظر من این زنا به همه چیز بدبین هستن. به قول خدابیامرز آقامون. خدا رفتگان شوما رو هم بیامرزه. همسند و سال شوما بود. احتمالاً اگه زنده بود الانه مثه شوما درب و داغون شده بود (هر هر هر). عرض می‌کردم. به نظر شوما مگه می‌شه این آقایون از ما بیترا که مللکتو می‌چرخونن اشتباه کنن؟ اصلاً امکان داره؟ ما بی‌سواتیم آخه. یعنی بی‌سوات بی‌سواتم که نه. سیکلو که داریم اما خب اینا همه‌شون مهندسن. دکترن. پلوفسُلن. اشتباه نمی‌کنن که. اما این منزل ما می‌گه کافیه اینا یه منفی مثبت اشتب کنن. اون وقت همین برج میلات می‌ره قاطی باقالیا. اما من می‌گم که. یعنی من که نمی‌گم. از قدیم گفتن که «نه هر آن کس که سر تراشد کار خویش را خسروان دانند». گاس منظورش همین آق خسرو طلافروش محلمون باشه که کچلم می‌کنه. یعنی خودش خوب می‌دونه که چی کنه. دروغ می‌گم؟ نه جون شوما دروغ می‌گم؟ د جواب بده دیگه ننه بزرگ؟ چی؟ داد بزنم؟ من که از همون اول دارم داد می‌زنم. اون چیه تو گوشته؟ زیر روسری قایم می‌کنی هانس فریتو؟ هان؟ خجالت نمی‌کشی با این سنت؟ دروغ نگو. پات لب گور باز دروغ می‌گی؟ یعنی می‌گی من فرق بین هانس فری و سمعکو نمی‌دونم؟ پیاده شو. استعمار پیر. دایناسور. قاچاقچی عتیقه. گروه فشار. حصارطلب. دگرباش. هم‌جنس‌خراب. بپر پایین زود. طاغوتی.

Be Sociable, Share!


دیدگاه‌های شما

 

بخش دیدگاه‌ها بسته شده.

    • No bookmarks avaliable.