مشکوک می‌زنی!

۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

این ستون «خواب» ابراهیم رها توی روزنامه اعتماد به نظر خودم که خیلی خوندنیه. حالا امروز چاپ نشده چون که نمی‌دونم چرا. ابی خان متن کاملش رو داده که بذارم اینجا. ما هم افتخار میزبانی یک روزه ابراهیم رها رو داریم. فردا هم یک خواب منتشرنشده خواهیم داشت. و دیگر خوابی دیده نمی‌شود. این ستون تعطیل شد:
خواب می‌بینم که در فضای مشکوکی به سرمی‌برم! (کلاً) راستش در خواب احساس می‌کنم خیلی چیزها مشکوک است. گمانم این خواب بعد از آن آمده سراغم که شنیدم رئیس‌جمهور گفته یازده سپتامبر ابهام‌آمیز و مشکوک و مورد تردید است. در خواب ناگهان می‌بینم که دارم برای جمعی از مردم موارد مشکوکی را که به ذهنم می‌رسد برمی‌شمارم، این‌جوری: عزیزان باور بفرمایید هیچ خلبان ابلهی حتی اگر عامل آمریکای جنایتکار باشد هم دوتا برج را برای فرود انتخاب نمی‌کند این‌که گفته‌اند می‌خواسته روی پشت‌بام آنها فرود بیاید هم غلط است چرا که در آن برج‌ها صدها واحد آپارتمان بوده و طبعاً پشت‌بام پر بوده از کولرهای آبی و جایی نبوده برای فرود! پس به واقع این موضوع مشکوک است. مورد دیگر که شک و تردید برانگیز است کلاً خود آمریکاست. اولاً که ما پانصد‌سال پیش اصلاً نبوده‌ایم ببینم و تأیید کنیم که کریستف کلمب واقعاً همین جا را به عنوان آمریکا کشف کرده یا یک جای دیگر را من شخصاً گمان می‌کنم کلمب یک کشور دوست و برادر را کشف کرده اما در طول تاریخ رسانه‌های دروغ‌پرداز نتایج کشفیات را عوض کرده‌اند و کشور استکباری کنونی را جا زده‌اند وگرنه از کجا معلوم کلمب ونزوئلا را کشف نکرده باشد رفته باشد سرزمین چهار تا گاوچران مثل بوش را کشف کرده باشد؟ مورد شک دیگر این است که همین خیابان شانزه‌لیزه در فرانسه. من تردید دارم یک چنین چیزی اصلاً وجود داشته باشد، گمانم اینها یک‌سری تصویر‌سازی است که اطرافیان سارکوزی با استفاده از مونتاژ سرهم کرده‌اند تا بگویند ما چنین خیابان‌هایی داریم و حواس مردم به آن پرت بشود و نفهمد که آن پشت‌ پرده مافیا سارکوزی دارد با نامزدش چه غلطی می‌کند. مورد مشکوک دیگر همین تورم و گرانی است که یک عده می‌گویند در ایران وجود دارد و نرخش فلان‌قدر شده. اساساً وجود همین «نرخ» به نظرم کذب محض است و هرکس پیشرفت‌های فرهنگی را نبیند علاوه بر مشاعرش گوش ‌و حلق‌ و‌ بینی‌اش هم مشکل دارد و ایضاً سایر تخصص‌های پزشکی از جمله کلیه و مجاری ادرار … در خواب لحظه‌ای از حرف زدن دست می‌کشم، بین جمعیت یک آشنا می‌بینم و ادامه می‌دهم که بله مثلاً بحث قابل تردید دیگر چند شغله‌ بودن همین آقای الهام خودمان است و امیدوارم روزی تمام این موارد مشکوک دقیق‌ بررسی شود و معلوم شود همه‌اش کذب است.

Be Sociable, Share!


دیدگاه‌های شما

 
  1. دنیا گفت:

    اینم دارن تعطیل می‌کنن؟ ستون جدیدی در راهه؟ یا آقای رها قصد نوشتن نداره دیگه؟
    نیما: اینم تعطیل کردن نه این‌که می‌کنن. نمی‌شه نوشت انگاری.

  2. سارا گفت:

    خیلی حیف شد

  3. صادق گفت:

    چرا فید وبلاگتون در گوگل ریدر بصورت ؟؟؟؟؟؟ نشون داده می‌شه؟!
    نیما: اینجا که درسته!

    • No bookmarks avaliable.