فیلم‌سازی ایرانی به روش کپی و پیست

۸ تیر ۱۳۹۱

«خورشید خانوم کوچولو» یا Little Miss Sunshine  یک فیلم آمریکایی که در سال ۲۰۰۶ (۱۳۸۵ خورشیدی) ساخته شد. این فیلم نامزد چهار جایزه اسکار از جمله در بخش بهترین فیلم شد و در پایان دو جایزه اسکار برد. یکی را مایکل آرندت برای نوشتن بهترین نمایشنامه گرفت و دیگری را آلن آرکین برای بازی در بهترین نقش مکمل مرد. این فیلم همچنین جایزه بهترین فیلم «ایندیپندنت اسپیریت آواردز» را از آن خود کرد.

حالا چه شد که بعد از این همه سال به یاد این فیلم افتادم؟

قضیه از این قرار است که هفته گذشته چند باری آنونس فیلمی را از شبکه آی‌فیلم جمهوری اسلامی ایران دیدم با نام «برندگان». بعد از دیدن همین تکه‌های کوتاه، حدس زدم که چه اتفاقی افتاده است. با یک جست‌وجوی کوچک در اینترنت متوجه شدم که این فیلم با تهیه‌کنندگی بیژن بیرنگ و مهران رسام و نویسندگی و کارگردانی ایرج حبشی، پس از سه سال توقیف اجازه پخش در شبکه جهانی آی‌فیلم را گرفته است.

سه‌شنبه که از یک سفر دو روزه از کمبریج برگشتم، قصد داشتم که جلوی تلویزیون خستگی را از تن به در کنم که بر حسب اتفاق با لحظه شروع تله‌فیلم برندگان مصادف شد. فیلم را تا پایان دنبال کردم و متأسفانه حدسم به یقین بدل شد.

اگر از برخی جزئیات بگذریم، نسخه ایرانی یک کپی ضعیف از نسخه اصلی است. وقتی صحبت از کپی می‌کنم، منظورم ایده گرفتن یا برداشت آزاد نیست. منظورم دقیقاً یک کپی تمام عیار است که بخش‌هایی از آن به خاطر برخی از معذوریات حذف شده یا تغییر یافته است. برای مثال دایی خانواده در فیلم خورشید خانوم کوچولو یک همجنس‌خواه است که به خاطر شکست عشقی خودکشی کرده است اما در تله‌فیلم برندگان دایی خانواده که از نظر ظاهری هم مشابه نسخه اصلی طراحی شده، همین شکست عشقی را از همکار خانم خود خورده است.

قیافه‌ها، رفتارها، دیالوگ‌ها، لباس‌ها، رنگ‌ها، میزانسن‌ها و خیلی از جزئیات دیگر در این دو فیلم مانند هم هستند. تنها تغییر عمده بخش پایانی فیلم است. در فیلم اصلی بچه در مسابقه برنده نمی‌شود اما در پیشگاه خانواده و در زندگی برنده است اما در نسخه ایرانی، کودک در مسابقه برنده می‌شود و درس اخلاق می‌دهد.

هر چه بخواهم درباره این کپی‌سازی بگویم، کم گفته‌ام. تنها چیزی را که متوجه نمی‌شوم این است که چرا باید یک فیلم دوباره ساخته شود آن هم بدتر از نسخه اصلی؟ آیا سازندگان برندگان تصور کرده‌اند که کسی فیلم اصلی را ندیده است؟ در ایرانی که فیلم‌ها همزمان با اکران جهانی دست به دست می‌چرخند، آیا این دور از ذهن است که مردم این فیلم را که ناسلامتی دو تا اسکار گنده در بغل دارد را ندیده باشند و برای نسخه تقلبی هورا بکشند؟ از قرار معلوم مصرف بیش از حد کالاهای چینی، ما را هم به کپی‌سازی کشانده است.

صحنه معروف فیلم «خورشید خانوم کوچولو» صحنه سوار شدن این خانواده در خودروی وی است که مشکل فنی دارد. این صحنه آن قدر مهم است که در پوستر فیلم جا گرفته. سخن کوتاه می‌کنم و پیشنهاد می‌دهم ویدئوی زیر را ببینید که دو نسخه اصلی و کپی از همین صحنه را در کنار هم نشان می‌دهد.

Be Sociable, Share!


The story of "Barandegan" (The winners) is same as "Little Miss sunshine". Just have a look too this video as a sample.

دیدگاه‌های شما

 
  1. مجید گفت:

    همین چند وقت پیش بود که برنامه بفرمایید شام شبکه من و تو رو که خود من و تو لیسانسش رو خریده در کمال بی‌شرمی کپی کردن حتی اسمش رو هم کپی کردن: بفرمایید شام ایرانی

    بعد میاد تو مصاحبه‌ها کلی از خودش تعریف می‌کنه و می‌گه هدف اینه که مردم خوششون بیاد این به اون معنا کپی‌کاری نیست!

    حالم ازش بهم می‌خوره

  2. نیما جان، بزرگ‌ترین چیزی که این وسط از میان رفته اخلاق حرفه‌ای است… از این اتفاقات زیاد تو سینما می‌افته و دقیقاً به دلیل اینکه مخاطبان هر کدوم از فیلم‌ها (خارجی و بنجل ایرانی) جدا از هم هستند، کمتر پیش میاد که افراد رسانه‌ای به اون بپردازند

  3. ابراهیم گفت:

    بدبختی ما هم همینه!
    جان من برید Family man نیکلاس کیج رو ببینید، بعد بیاد ببینید چند تا نسخه ایرانی از روش زدن!
    اینه دیگه، اون وقت وقتی من یه طرح می‌برم برای اینکه حداکثر یه دوربین به من بدن! می‌گن که کارتون ارزشی نیست!
    کلی فیلم داریم که اجازه اکران ندارن و همشون هم فوق‌العاده‌ان! اون وقت میان ساعات یک شبکه رو می‌دن به این فیلم‌های کپی برابر اصل

  4. طه گفت:

    بد نیست یادی هم بکنیم از فیلم «چپ‌دست»، ساخته‌ی آرش معیریان، که نسخه‌ی بدلی فیلم «پنجاه قرار اول» (Fifty First Dates) است.

  5. ناشناس گفت:

    Fuck this shit!

  6. mohammad گفت:

    نیما جان اگه بخوایم به این قبیل فیلم‌های کپی پیست به قول تو اشاره کنیم که باید یه ۵۰ مگ به هاستت اضافه کنی که فضا کم نیاری واسه لیست اسم‌ها :))

  7. mohammad گفت:

    نیما جان تو سرت تو بایت و بیته دیگه چرا عزیز!! 🙂

    نامحدود!!

  8. سمیه گفت:

    من نسخه خارجی فیلم رو دیدم ولی نسخه داخلی رو نه…اینکه شما به عنوان نویسنده از یه فیلم خارجی ایده بگیری توی دنیا خیلی کار عجیبی نیست گاهی حتی پیش میاد از یه سوژه چند فیلم مشابه ساخته می‌شه. توی ایران هم این کار انجام می‌شه مثل آژانس شیشه‌ای یا درباره الی… ولی اینکه یه فیلم کاملا کپی بشه نشونه ضعف هنری و فنی یه آدمه که به هر قیمتی می‌خواد مخاطب جذب کنه.

    • No bookmarks avaliable.