Coins
به سکه‌ها بیندیش
به سکه‌ها
زمان در مارپیچش پیش می‌رود
و فرسودگی
عاقبت به سراغ تو خواهد آمد
ناگزیر
اما تو تنها به سکه‌ها بیندیش
به بیابان که می‌رسی
با ناخن‌هایت خاک را بخراش
زمین سفت را جرعه آبی حرام نکن
بشکاف، بشکاف، بشکاف
به سکه‌ها بیندیش
آنگاه که خرامان
چشمانت را درمی‌نوردند
به دوستانت بنگر
که چگونه قبل از تو زمین را درنوردیده‌اند
از روی هم عبور می‌کنند
با بدن‌هایی بی‌شکل
و یکنواخت
به سکه‌ها بیندیش
و گرمای بی‌جانش را در رگ‌هایت سرازیر کن
و چاله‌های سینه‌ات را لبریز
به سکه‌ها بیندیش
قلک خردسالیت را بشکن
و با خشت‌های سکه‌ای
عمارتی بساز
به سکه‌ها بیندیش…
و از آن‌چه یافتی
مجموعه‌ای نفیس بساز
و سگ‌ها، خوک‌ها، موش‌ها و کرم‌ها را به ضیافتی دعوت کن
در این بازی هم خال‌ها را تقلب خواهی کرد
یک گیلاس به سلامتی سکه‌ها
نوش…