رفتن به نوشته‌ها

بام تهران

دیشب با یه تعدادی از دوستان (البته غیروبلاگی) رفتیم بام تهران. کلی پیاده‌روی کردیم. خب مسلماً بعد این همه پیاده روی آدم گشنه‌ش می‌شه. اومدیم پایین و تصمصم گرفتیم یه چیزی بخوریم. ساعت حدودای یازده و نیم بود که رسیدیم بوف. خلاصه تا غذا رو بخوریم ساعت دوازده و ربع شد. مامورای وظیفه‌شناس اماکن هم که برای ایجاد امنیت در سطح شهر تلاش می‌کنن تا دیدن ما تو رستوران نشستیم اومدن و یه جریمه درست و حسابی واسه بوف نوشتن. بعد از اون راه افتادیم به سمت یه جای باحال و بکر. متأسفانه نمی‌تونم آدرسش رو بدم چون می‌ترسم بعد از ده سال اونجا لو بره و مامورها بریزن اونجا هم یه پایگاه مبارزه با مفاسد(!) بزنن. فقط می‌گم که یه جایی بود از بام تهرون هم بالاتر. چراغای ماشین رو که خاموش می‌کردی فقط نور ماه بود. خلاصه جای همتون خالی… صدای پخش ماشین رو تا ته بلند کردیم و یک ساعت هر چی خورده بودیم انرژی کردیم و ریختیم بیرون با رقص و بزن و بکوب.

منتشر شده در روزنوشت