رفتن به نوشته‌ها

دسته: رسانه

Copywrite یا Copyright؟

این جریان استفاده از مطالب وبلاگ‌ها برای پر کردن صفحات روزنامه بدون ذکر منبع اصلی داره بدجوری اذیتم می‌کنه. درسته که بی‌قانونی همه جا رو ورداشته. هر کی هم هر کاری که دلش می‌خواد می‌کنه. قانون هم معمولاً برای ضعفا اجرا می‌شه. اما هر دم از این باغ بری می‌رسد. مطلب ما رو از تو سرگردون ورداشتن چپوندن تنگ ابرار اقتصادی. بدون این که یه ریزه هم از ما اسم ببرن. اینجا کامل موضوع رو نوشتم.

ما می‌کاریم تا دیگران بخورند!

از زمانی که وبلاگ‌ها به رسانه‌ها اضافه گشته و به تولید خبر و یا نوشتن مقاله و گزارش پرداخته‌اند، انبوهی از خبرنگاران بی‌مدعا و سر به زیر به مجموع همکاران سنتی‌شان پیوسته‌اند. از این دیدگاه آینده‌ای درخشان را می‌توان نظاره‌گر بود. چرا که این مهم نشان‌دهنده پذیرش و قبول وبلاگ‌ها به عنوان یک رسانه توسط اسلاف سنتیش یعنی مطبوعات و رسانه‌های کاغذیست. لیکن چندی‌ست که متأسفانه مشاهده می‌شود برخی از نشریات اقدام به درج مطالب و مقالات وبلاگ‌ها، بدون ذکر مأخذ و منبع می‌نمایند. و هیچ گونه اسمی از نویسنده آن مطلب و یا آدرس وبلاگ وی نمی‌برند.
این مسآله را به گمانم باید از چند منظر نگریست. اینکه نویسندگان آماتور چنین مورد توجه نویسندگان حرفه‌ای قرار گرفته‌اند، جای بسی خوشوقتی دارد و لیکن ذکر نکردن نام آنها به نوعی سوءاستفاده از نبود قدرت اجرائی لازم در قوانین کپی‌رایت و اجحاف بزرگی در حق آنهاست.
مطلبی را که در این وبلاگ و با عنوان صفحه مورد نظر در دسترس نمی‌باشد نوشتم، چند روزی است که به صورت یک ستون در صفحه آخر روزنامه ابرار اقتصادی چاپ می‌شود (شماره ۱۴۸۷ و ۱۴۸۸). بدون آنک ه نامی از نویسنده آن و یا آدرس این وبلاگ برده شود.

سرگرمی

قبول ندارین سرگرمی‌ها نسبت به چند سال قبل چقدر بیشتر شده؟ یکی از این سرگرمی‌ها، سرگرمی‌های ریاضیه. مثلاً اگه بخواهیم فرض کنیم که فقط و فقط توقیف روزنامه جام جم خیلی برام خنده‌دار باشه، با توجه به قوانین ریاضیات منطقی من هیچ وقت نمی‌تونم بخندم!

مرگ حیات نو

حیات نو و حدیث همیشگی مرگ واژه‌ها
از روزنامه حیات نو هم بوی توقیف می‌آد. عجب پارادوکسی بین اسم این روزنامه و اتفاق اخیر برقراره. شاید این بهترین تیتر واسه روزنامه‌هایی باشه که قراره خبر توقیف این روزنامه رو امروز صبح چاپ کنن: مرگ حیات نو
اما دلیلش چاپ یه کاریکاتوریه که فرد مورد تصویر در اون گویا شباهت به آیت‌الله خمینی داره. در حالی که توضیح حیات نو درباره این کاریکاتور اینه: «طرح چاپ شده، در سال ۱۹۳۷ میلادی یعنی ۶۵ سال پیش، در جریان اختلافات تاریخی مسؤولان آمریکا کشیده شده و در مطبوعات این کشور به چاپ رسیده است و اشاره به مخاطرات نادیده گرفتن سرمایه‌های اجتماعی دارد و تصویری از نماد یک مقام قضایی است که موجب شبهه شده و هیچ گونه ارتباطی با ایران و مسائل آن ندارد و همانطوری که در طرح مشهود است کلمه انگلیسی “دادگاه” و ترازوی عدالت در آن آورده شده است.» و آدرس صفحه اینترنتی که کاریکاتور از اون برداشته شده اینه. به خدا دنیا بهمون می‌خنده وقتی بشنوه که یه روزنامه رو به خاطر این مسأله بستن.

ایران و بنیان توقیف شدند

روزنامه ایران و بنیان توقیف شدند. نکته جالب این مسأله، انجام این عمل یک روز بعد از روز جهانی آزادی مطبوعات و همزمان با نمایشگاه مطبوعات و نمایشگاه کتاب بوده.