رفتن به نوشته‌ها

ماه: ژوئن 2008

یک فنجان قهوه پوشیدنی برای من

شاید شما تعریف این سایت پولیور را شنیده باشید. به هر حال این پولیور سایتی هست برای نشان دادن سلیقه پوشاکی کاربرانش. شما با عضویت در این سایت با مجموعه‌ای از پوشیدنی‌ها روبه‌رو هستید که می‌تونید ست‌های متفاوتی رو انتخاب کنید.
برای مثال من این ست رو درست کردم و اسمش رو گذاشتم کافی‌کاپ. به نظر شما سلیقه من چطوره؟

من و دوست غولم

My Book® Home Edition™این هم هارد اکسترنال جدیدم که در حال حاضر غول محسوب می‌شه. مطمئناً پنج سال دیگه با ورود هاردهای جدید تبدیل می‌شه به یه کوتوله سفید.
به هر حال اگه دوست دارین این دوست یک ترابایتی من رو ببینید، یک کلیک بزنین اینجا. دیشب هر کاری کردم که پارتیشن‌بندیش بکنم، نشد. پارتیشن مجیک یه ارور احمقانه می‌داد و بقیه نرم‌افزارها هم هر کدوم یه مرضی داشتن. یکیش با ویندوز ویستا کار نمی‌کرد، یکیش می‌خواست یه کارهای بی‌ناموسی بکنه توی هارد لپ‌تاپم اونم بی‌اجازه و اینا. دیگه این‌که به طور متوسط ۲۵۰ هزار فایل موسیقی با فرمت MP3 و ۲۸۵ هزار تا عکس با فرمت JPG توش جا می‌شن.
یه چیز بامزه توی این هارد اینه که کلی نرم‌افزار به درد بخور توشه (خب چیه؟ نمی‌دونستم این یه رسمه برای هاردهای اکسترنال). بامزه‌تر یه چراغ افقی هست جلوی این هارد که علاوه بر چشمک زدن و نشون دادن حالت‌های مختلف خاموش و روشن و اینا، میزان پر بودن فضا رو هم مثل دماسنج نشون می‌ده.
حالا موندم که این رو چند تا پارتیشن کنم. از طرفی وسوسه بزرگم اینه که حتماً یکیش رو بذارم برای اوبنتو. می‌دونم خیلی ضایع هست که تا حالا سراغ لینوکس نرفتم. بذارین به حساب اشتباه بزرگ زندگی.
آها چون می‌دونم درباره مدل و قیمتش سؤال می‌شه، از الان بگم که هاردم Western Digital هست مدل My Book, Home Edition و یه چیزی حدود سیصد هزار تومن قیمتشه.

یک چیزی به زودی پرزنت می‌شود

فصل امتحانات هست و گرمای هوا. تلاقی نامیمون این دو اتفاق بدترین ترکیبی هست که یک بشر از نوع دانشجو یا دانش‌آموز می‌تونه داشته باشه. خداییش من احساس خفگی می‌کنم هر وقت خودم رو جای یکی از این بچه‌های درگیر امتحان قرار می‌دم. اصلاً این امتحان بی‌خودی اسمش «امتحان» نیست که. هر چی هست یک ربط‌هایی داره به محنت و رنج. حالا هر چی بیاین جاش بگین «آزمون»، جا نمی‌افته این اسم. علتش هم اینه که همچین عمق مطلب رو ادا نمی‌کنه.
حالا من نمی‌دونم تکلیف من با گرمای هوا چیه. هوا گرم که چه عرض کنم، داغه. کفترهای معلوم‌الحال که یک بار ذکر خیرشون توی این بلاگ بود، هنوز از توی کانال کولر من طفلکی بیرون نیومدن. هی تخم می‌ذارن، هی جوجه می‌شه، هی من میام بندازمشون بیرون، هی تخم می‌ذارن، هی جوجه می‌شه و این توالی ممتد ادامه داره تا مثبت بی‌نهایت. رسماً دهانمان آسفالت شده.

ساخت پیک دست‌ساز گیتار

من هیچ‌وقت اهل نواختن ساز نبودم هر چند خیلی دوست داشتم این کار رو بکنم. ساز مورد علاقه‌ام هم گیتار بود و کلاً از «پیک» گیتار هم خیلی خوشم میاد. شکلش طوریه که دوست دارم توی دستم بگیرمش. امروز توی وبگردی‌هام به جایی رسیدم که توضیح می‌داد چطور می‌شه پیک‌های جالب و خوشگلی درست کرد. دو تا عکس زیر به اندازه کافی گویا هستند. خودتون ببینید که چطور می‌شه از کارت‌های پلاستیکی مثل کردیت کارت و کلیدهای کارتی هتل و هر چیز شبیه اون پیک گیتار درست کرد.


Handmade Guitar Picks

کلوب دات کام و حمایت از فایرفاکس ۳

Cloob Likes Firefoxشاید بی‌اغراق نباشد اگر سایت کلوب را بزرگ‌ترین اجتماع مجازی ایرانیان بدانیم. محمدجواد شکوری مقدم و تیمش نشان داده‌اند که بیشتر از سایت‌های ایرانی دیگر دوست دارند خودشان را به سایت‌های بین‌المللی نزدیک‌تر کنند و رفتاری مشابه آنها نشان دهند. این مسأله در ارائه سرویس‌هایی مشابه سرویس‌های خارجی نمود یافته است. کمتر سایت یا سرویس موفق خارجی در حوزه شبکه‌های اجتماعی وجود دارد که بعد از مدتی به کلوب اضافه نشود. در عین حال استفاده از لوگوهای مناسبتی در کلوب، میل به مشابه‌سازی سایت‌های بزرگ دنیا را نشان می‌دهد.
سایت کلوب برای بعضی از سرویس‌هایش مبالغی را دریافت می‌کند. در عین حال هر کسی که از سرویس اینترنت هوشمند کلوب استفاده کند، بدون دریافت این هزینه‌ها به سرویس‌های ویژه دسترسی دارد.
این روزها سایت کلوب لوگوی خود را به خاطر حمایت از فایرفاکس ۳ تغییر داده است و مدیران کلوب در وبلاگشان نوشته‌اند:

من روح گالیله، عاقبت آمرزیده شدم

Galileo Galileiسال ۱۶۱۰ میلادی گالیله در دادگاه تفتیش عقاید مجبور به امضای توبه‌نامه‌ای با این مضمون شد: «من گالیلیو گالیله، فرزند وین چفسو گالیله، اهل فلورانس، در این دادگاه زانو می‌زنم و در پیشگاه شما کاردینال‌های مقدس عظیم‌الشأن و رؤسای جامعه جهانی مسیحیت، علیه هر گونه کفر و الحاد، در برابر این انجیل مقدس سوگند یاد می‌کنم که همواره به کلیسای کاتولیک معتقد بوده‌ام و به یاری پروردگار بزرگ اعتقاد و ایمان دارم. دادگاه محترم به من فرمان داد که از عقاید کذب خود مبنی بر این که خورشید مرکز جهان است و زمین و سیارات دیگر به دور آن می‌چرخند دست بردارم و هیچ‌گاه و تحت هیچ عنوانی این عقیده را بیان نکنم و در انتشار آن نکوشم.» او در آن دادگاه پایش را به زمین کوبید و زیر لب این جمله را گفت: «تو هنوز می‌چرخی.»
گالیله شش سال بعد رسماً از تدریس نظریه کوپرنیک در دانشگاه منع شد و تا سال‌ها بعد مرتب مورد بازخواست کلیسا قرار می‌گرفت و البته هیچ‌گاه روحش آمرزیده نشد.
سال ۱۹۷۹ پاپ ژان پل دوم دستور داد تا مجمعی از ریاضیدانان و منجمان بنشینند و موضوع را بررسی کنند. آنها ۱۳ سال بعد به این نتیجه رسیدند که گالیله راست می‌گفت و البته برای آن‌که گناه بر گردن کلیسا نیفتد، بلافاصله اعلام کردند که کلیسا آن زمان حکم درستی داده است.
با خود فکر می‌کنم این چه حکم خنده‌داری است که باعث می‌شود ۳۶۰ سال بعد روحی را بیامرزند. با خود فکر می‌کنم یعنی پاپ اعظم هیچ‌گاه با خود فکر نکرده که ۱۳ سال تحقیق و مطالعه برای گرد بودن زمین آن هم در قرن بیستم کمی زیاده از حد طولانی است؟ گرچه به نظر می‌رسد روح گالیله این همه سال در برزخ معلق نبوده تا اذن ورودش به بهشت یا جهنم را هیأت کارشناسان پاپ بدهند. برایش هم احتمالاً فرقی نمی‌کرده که ۱۳ سال دیرتر آمرزیده شود.
تحجر یا تعصب یا هر چیز دیگری که باعث شد هزاران دانشمند و کشیش و متفکر در قرن هفدهم به دست چنین دادگاه مخوفی محاکمه و در آتش سوزانده شوند، هرگز نمی‌تواند از دست مردان واقعی خدا بربیاید، مگر آن‌که بحرانی عقیدتی در جامعه پدیدار شده باشد. حالا هم مشاور علمی پاپ اعلام کرده که احتمال وجود حیات در کرات دیگر ممکن است، گرچه کشیش برونو به خاطر همین عقیده در سال ۱۶۰۰ میلادی زنده در میدان شهر سوزانده شده.
این همان تحجری است که باعث می‌شود یک باور علمی یا یک عقیده اثبات‌نشده تنها به این دلیل رد شود که ممکن نیست موجودی هوشمند مبرا از گناه اول وجود داشته باشد. گناه اول همان است که باعث شد تا آدم از بهشت به زمین رانده شود.

شادی مردم پس از برد ترکیه مقابل جمهوری چک

ترکیه در عرض پانزده دقیقه پایانی تونست بازی دو هیچ باخت رو با سه به دو برد عوض کنه. این‌جا همه دیوونه شدن. ریختن توی خیابون. میدون تقسیم استانبول بسته شده و مردم در حال بوق، سوت، جیغ و فریادهای کرکننده هستن. صدای بوق ماشین‌ها یک لحظه قطع نمی‌شه و بعید می‌دونم که تا صبح بتونم یک لحظه بخوابم. پلیس سعی خودش رو می‌کنه که خیابون‌ها رو باز کنه. سعی کردم چندتایی عکس بگیرم. متأسفانه عکاسی با فلاش در شب با یک دوربین آماتور فوق‌العاده خنده‌داره. مخصوصاً وقتی دور و برت پر باشن از عکاس‌های حرفه‌ای با دوربین‌های خفن که دارن برای خبرگزاری‌های مختلف عکس می‌گیرن. این‌جاست که من هم رسالتی بر دوش‌های نحیف خود احساس می‌کنم تا بلاگستان فارسی را از این اتفاقات بی‌نصیب نگذارم (حالا واسه کسی هم مهم هست یا نه، نمی‌دونم). این شما و این عکس‌ها که در آی‌تی کلیپس منتشر شد. کلیک کنید.

«ملت» شرمنده از آن ما

آقا من انقدر ذوق می‌کنم وقتی می‌بینم که همین طور در سال نوآوری و شکوفایی بعضی سایت‌ها افتتاح می‌شود که نگو و نپرس. مخصوصاً وقتی امروز این خبر رو خوندم که سرهنگ علیرضا جهانگیری رییس مرکز اجراییات پلیس راهور در گفت‌وگو با هفته‌نامه «امین جامعه» گفته: «برنامه دیگری که امسال در دستور کارمان قرار دارد راه‌اندازی سایت «شرمندگی» است که در این سایت اسامی رانندگان متخلف قرار خواهد گرفت».
آدم ذوق‌مرگ می‌شود از شکوفه‌های بهاری. بگذریم… این طرح از چند جهت قابل بررسی و تقدیر است:
– این سایت برای افرادی مثل من بسیار نوستالژیک هست. چون یاد دبستان می‌افتم که مبصر این‌ور تخته سیاه می‌نوشت بدها و آن یکی طرفش می‌نوشت خوب‌ها. آن‌وقت زیرشان خط می‌کشید و اسم بچه‌ها را بر اساس خوبی و بدی آن پایین می‌نوشت. از همه خوشمزه‌تر ضربدرهایی بود که جلوی اسم‌ها می‌گذاشت.
پیشنهاد می‌شود شرمندگان بر اساس تخلف درجه بگیرند. مثلاً شرمنده اول، شرمنده تمام، یا رسوا دوم، سررسوا تمام یا فرضاً خجل اول وظیفه.
– این سایت بسیار پویا است. علتش هم این است آدم می‌تواند هر بار با یک F5 ناقابل اسامی جدیدی را در صفحه مشاهده کند.
پیشنهاد می‌شود جلوی هر اسم یک لینکی هم بگذارند به ویدئوی تخلف. آن‌وقت می‌توانیم به زودی حال یوتیوب را بکنیم توی قوطی. این‌طوری هم یک گام به اینترنت ملی نزدیک‌تر شده‌ایم و هم فردا ممکن است گوگل پیشنهاد خرید این سایت را بدهد. با این اتفاق هم ارزآوری خواهیم داشت و صادرات غیرنفتی‌مان افزایش می‌یابد و هم آن‌که فرهنگ ایرانی را در جهان گسترش می‌دهیم.
– این سایت بسیار افشاگرانه هست. با وجود این سایت همه می‌توانند مرتباً برای هم جوابیه صادر کنند آن هم به صورت مستدل و مستند. مثلاً آقای فلانی که اختلاس رفیقش را افشا کرده با استفاده از این سایت رسوا می‌شود و می‌توان فهمید که چند بار چراغ قرمز را رد کرده است.
پیشنهاد می‌شود نوع ماشین متخلف را هم بنویسند تا بر اساس اسامی بشود فهمید هر کسی چند تا ماشین دارد همین‌طور کلاً.

از بازی Lost تا تبلیغ Turkcell

Sayid Lostترکیه برد. آن هم در دقایق آخر و من چون بسیار جوزده هستم تمام طول بازی دیشب را دوست داشتم که ترکیه ببرد و طبیعتاً این آرزو با بدجنسی تمام به خاطر عکس‌هایی بود که می‌توانستم بعد از بازی بگیرم. از آنجایی که من خیلی برنامه‌ریزی دقیقی دارم، طبیعی است که دوربین عکاسی‌ام را توی هتل جا بگذارم و هیچ عکسی جز چند تا کم‌کیفیت از نوع موبایلی نصیبم نشود.
حالا هم که دارم این پست وبلاگی‌ام را می‌نویسم حواسم پیش بازی کرواسی و آلمان هست که باز هم طبیعی است دلم بخواهد کرواسی ببرد. این هم ذاتاً به خاطر این است که ما ایرانی‌ها همیشه طرفدار مظلوم هستیم (حالا مگر این کرواسی مظلوم است؟). وانگهی کرواسی الان یکی جلو است و همین چند ثانیه پیش (دقیقه ۴۱) نزدیک بود دروازه این آلمان را که از روی نامردی ذاتی‌اش برای ورود به کشورش هم سخت‌گیری می کند، باز کند (چه ربطی داشت؟). بگذریم از فوتبال.
برای آن‌که عذاب وجدانم کاهش بیاید و هادی نیلی هم فکر نکند من برای هر دری‌وری وقت دارم چیزی بنویسم به‌جز دعوت به بازی، تصمیم گرقتم که بدون زیرلفظی بگویم خودم را شبیه کدام‌یک از شخصیت‌های سریال «گم» یا همان Lost می‌بینم. من یک جورهایی خودم را شبیه سعید می‌بینم به سه دلیل. دلیل یک، دلیل دو و طبیعتاً دلیل سه (چه دلایل لوسی). راستش من بیشتر از سیزده قسمت لاست را ندیده‌ام اما کلاً با این سعید خان که نقش یک سرباز گارد ریاست جمهوری عراق را دارد بسیار حال می‌کنم. بیشترش هم به خاطر تسلطی است که به وسایل الکترونیک دارد (من ادعایی نکردم‌ها). خلاصه خواستم این را بگویم که خدای ناکرده لال از دنیا نروم.
تلویزیون دارد بین دو نیمه تبلیغات برای تیم ترکیه می‌کند. توی این تبلیغ از تخم‌مرغ تا گلابی روی درخت طرفدار تیم ترکیه هست. از بین همه این تبلیغات رنگارنگ من عاشق این تبلیغ ترک‌سل هستم که یک اولدسانگ را برداشته و یک تبلیغ قشنگ ساخته. اگر نبینید خیلی چیزین! یک مقایسه‌ای هم بین آهنگ این تبلیغ با آهنگ «ورزشکاران، دلاوران…» داشته باشید بد نیست!

۲۳ روز گوگلی جام ملت‌های اروپا

Sound Slidesگوگل عزیز یک صفحه ویژه برای ۲۳ روز مسابقات فوتبال جام ملت‌های اروپا درست کرده و امکاناتی هم در آن گذاشته که به صورت سمعی بصری اطلاعات کسب کنیم. خوشم می‌آید این گوگل توی هر سوراخی سرک می‌کشد و البته جاهای خوب خوب هم می‌رود.
شما در این صفحه چند تایی گجت هم پیدا می‌کنید. گجت بازی‌ها و گجت اطلاعات، دو گجتی هستند که می‌توانید آنها را به صفحه شخصی گوگلتان اضافه کنید و رسماً حالش را ببرید.
یک بخش خوشگل ماجرا نقشه هواداران است. روی این نقشه کشورهای شرکت کننده، استادیوم‌ها همراه با اطلاعات بازی و نتایج نهایی به اضافه تصاویر مرتبط گنجانده شده که به نظرم تمام اطلاعات به درد بخور را در یک صفحه می‌توانید ببینید حتی بارها و کلاب‌های دور برتان. از بخش مخصوص هواداران در یوتیوب هم غافل نشوید که غفلت موجب پشیمانی است بدجور!

گزارش چندرسانه‌ای را دریابید

Sound Slidesدیگر رسانه‌ها نو تنها به این بسنده نمی‌کنند که تنها نسخه‌های متنی خود را روی اینترنت بگذارند. دیگر استفاده از امکانات اینترنت هم تنها به استفاده از هایپرلینک‌ها محدود نمی‌شود. مشاهده گزارش‌های تصویری، ویدئوها و اینفوگرافیک هم دیگر عادی شده است. با این وضع هر روز یک روش برای ارائه اطلاعات به مخاطبان ابداع می‌شود تا در این رقابت، رسانه‌ها بتوانند گوی سبقت را از یکدیگر بربایند.
یک نمونه از این روش‌ها «گزارش چندرسانه‌ای» یا «Audio Slide Show» نام دارد که سایت روزنامه‌هایی چون نیویورک تایمز چند وقتی است جداگانه به آن می‌پردازند.
جالب است که برخلاف تولید ویدئو، تولید یک گزارش چندرسانه‌ای دردسری به مراتب کمتر دارد. در واقع مجموعه‌ای عکس را می‌توان با موسیقی و یک روایت همراه کرد و در کنارش متنی تکمیلی افزود تا یک گزارش چندرسانه‌ای تولید شود. جای چنین گزارش‌هایی به شدت در رسانه‌های آنلاین ایرانی چون جام‌جم آنلاین، همشهری آنلاین و خبرگزاری‌های فارسی‌زبان خالی است.
رسانه‌ای مثل نیویورک تایمز در این زمینه بسیار پیشتاز بوده و به وضوح سرمایه‌گذاری زیادی روی آن کرده است. یک نمونه فارسی که در این زمینه خوب کار می‌کند و حوزه ایران، افغانستان و تاجیکستان را پوشش می‌دهد سایت جدیدآنلاین است.
شما هم با استفاده از نرم‌افزار رایگانی مثل ساوند اسلایدز می‌توانید به راحتی گزارش چندرسانه‌ای تولید کنید.
برای نمونه مجموعه عکس‌های خرید و فروش کلیه در یکی از کوچه‌های تهران را که قبلاً منتشر کرده بودم، در قالب یک گزارش چندرسانه‌ای برای آی‌تی کلیپس آماده کردم که به نظرم به عنوان اولین تجربه بد نشده است.
پ.ن: گزارش کلیه روی اینترنت موجود نیست.

من همیشه پشت درم

گاهی یک ایده جالب می‌تواند خود را جزو مؤثرترین تبلیغات قرار دهد. این ایده تبلیغاتی هم که می‌بینید یکی از جالب‌ترین کارهایی است که دیده‌ام. تصاویر به اندازه کافی گویا هستند. این ایده توسط شرکت معروف ساعتچی و ساعتچی سنگاپور که متعلق به دو برادر یهودی عراقی‌الاصل است، پیاده‌سازی شده. تبلیغی برای یک پیتزا.


Clever direct marketing leaflet for pizza delivery

نمایش باید ادامه یابد*

Radio Mardomزیگزاگ– اگر شما هم جزو کسانی هستید که اخیراً با اصطلاحی به نام «وب ۲٫۰» مواجه می‌شوید و چیز زیادی از آن سر در نمی‌آورید، باید به شما هشدار بدهم که کم‌کم دارد دیر می‌شود!
برخلاف تصور اولیه، «وب ۲٫۰» یک شبکه جدید نیست. این اصطلاحی است که برای سایت‌هایی به کار می‌رود که «تعاملی» یا Interactive باشند. به بیانی ساده‌تر کاربران سایت در محتوای آن تأثیری مستقیم داشته باشند.
اجازه بدهید این موضوع را با مثالی روشن کنم. کاربران سایت «بالاترین» با قرار دادن لینک‌ها و امتیاز دادن به لینک‌های دیگر، در مجموع در شکل‌گیری سایت و تغییر محتوای آن نقشی مستقیم و مؤثر دارند بنابراین بالاترین یک سایت «وب دو» محسوب می‌شود.
در سال‌های اخیر تعداد چنین سایت‌هایی رو به افزایش است. علاوه بر این، سایت‌های وب دو بر نمایش قدرت و متفاوت بودن خود تأکید دارند به نحوی که این تفاوت را حتی در طراحی لوگوهای خود دخالت می‌دهند تا این تشخیص بارزتر شود.
رادیوهای تعاملی انواعی جدیدتر از سایت‌های وب دویی هستند. رادیوهایی اینترنتی که برای پخش برنامه‌های خود از کاربرانشان کمک می‌گیرند.
همان‌طور که در سایت بالاترین این کاربران هستند که با امتیازهای مثبت و منفی، مشخص می‌کنند چه لینکی باید به صفحه داغ برود، در رادیوهای تعاملی هم این کاربرانند که موسیقی مورد علاقه خود را روی خط می‌فرستند تا سایر کاربران هم به آن گوش دهند.

BU SİTEYE ERİŞİM ENGELLENMİŞTİR

فیلتر، فیلتره دیگه. چه فرقی می‌کنه به چه زبونی باشه؟ فقط تو ایران بهمون احترام می‌ذارن و می‌گن «مشترک گرامی…» توی ترکیه می‌گن طبق حکم دادگاه تاریخ فلان یوتیوب رو مسدود کردیم.


BU SİTEYE ERİŞİM ENGELLENMİŞTİR