رفتن به نوشته‌ها

عصیان مطالب

سادگی زیباست، سادگی کاربردی‌ست

من به خاطر شغلم دایما در حال برخورد با کارآفرینان، پژوهشگران، مخترعان و دانشمندان هستم.

کار من صحبت با آنها و در نهایت ساخت گزارش از آخرین دستاوردهای آنهاست. برای چنین کاری لازم است که به کشورهای مختلف سفر کنم، دانشگاه‌هایشان را ببینم، سری به استارتاپ‌ها و مراکز رشدشان بزنم و در نمایشگاه‌های مختلف فناوری و جشنواره‌های متعددی حاضر باشم.

در این بین هستند تلاشگرانی که پس از عبور از موانع زیاد و متعدد، موفق شده‌اند که محصولشان را عرضه کنند با این حال از میزان موفقیت آن ناراضیند. بسیاری از این دسته متعجبند که چرا محصولشان با وجود کاربردی بودن و درخشانی ایده اولیه، به اندازه کافی مورد استقبال واقع نشده است.

به نظر من یک ایده خوب و درخشان، تنها گام نخست این راه طولانی است. داشتن ایده‌ای برای برطرف‌سازی یک مشکل همگانی و به دنبالش درآمدزایی، کافی نیست. مهم چگونگی حل معضل است. این که به چه شکل بتوانیم یک مشکل عمده را به ساده‌ترین روش ممکن حل کنیم.

اپلیکیشنی را در نظر بگیرید که برای جمع‌آوری غذاهای اضافی رستوران‌ها طراحی شده است. کاربران قرار است که از طریق این اپ درخواست کنند تا غذاهای اضافی از آنان تحویل گرفته شود، به فروش برسد یا به جایی اهدا شود.

مهندسی اجتماعی و تجربه یک قدم تا هک شدن

امروز تا یک قدمی هک شدن رفتم و برگشتم. تجربه‌ای ارشمند که با شما در میان می‌گذارم.

روشی که هکر یا هکرها به کار بردند، یک روش قدیمی بود. مهندسی اجتماعی یا Social Engineering طبق تعریف ویکی‌پدیا، سوءاستفاده زیرکانه از تمایل طبیعی انسان به اعتماد کردن است، که به کمک مجموعه‌ای از تکنیک‌ها، فرد را به فاش کردن اطلاعات یا انجام کارهایی خاص متقاعد می‌کند.

اگر بخواهم ساده‌تر توضیح دهم، باید گفت که هکرها درباره شما مفصلا تحقیق می‌کنند تا علاقمندی‌های شما را بشناسند. این که دیشب غذا چه خوردید، از چه فیلمی خوشتان می‌آید، با چه کسی ملاقات کرده‌اید و… اغلب این اطلاعات را خودتان در اختیار همگان قرار می‌دهید. باید بگویم در قدم اول موفق شدند من را هم فریب بدند.

من هفته گذشته با خانم رکسانا ورزا در پاریس دیداری داشتم تا گزارشی برای برنامه کلیک بسازم که درباره استارتاپ‌ها بود. همان روز عکسی را در اینستاگرامم از این ملاقات منتشر کردم. هکر اینجا متوجه شد که من با ایشان ملاقات داشتم. نکته جالب اینه که چند پیام خصوصی در اینستاگرام هم دریافت کردم که سوالاتی در این زمینه از من داشتند.

بی‌رول چه کمکی به معرفی محصول می‌کند؟

درود بعد از بیش از یک سال و نیم وبلاگ‌ننویسی.

یکی از مسائلی که باعث شده من اینجا رو دوباره فعال کنم، ذکر یک مشکل بود.

در این سال‌ها به نمایشگاه‌های زیادی سر زدم و با شرکت‌های نوپای زیادی آشنا شدم، سر و کله زدم و ازشون گزارش درست کردم.

خیلی پیش میاد ایرانی‌هایی رو می‌بینم که گله می‌کنند چرا در برنامه کلیک از استارتاپ‌های ایرانی گزارش چندانی نداریم. این مساله در طول همایش اخیر آی‌بریج در بارسلون باهام چند بار مطرح شد.

یکی از تفاوت‌های عمده‌ای که شرکت‌های خارجی با شرکت‌های نوپای ایرانی دارند، اینه که برای رسانه‌ها به اندازه کافی محتوا تولید می‌کنند. رسانه‌ها این امکان رو ندارند که همیشه به محل شرکت‌ها سر بزنند. از طرف دیگه شرکت‌ها گاهی محصولاتی دارند که به مشتریانشون تحویل داده می‌شه و این برای رسانه‌ها گاهی غیرممکنه که به سراغ مشتری‌ها برن و ازشون نظرخواهی کنند.

شرکت‌های خارجی کار رو تا حد زیادی برای رسانه‌ها راحت می‌کنند. علاوه بر اطلاعیه مطبوعاتی و به‌روز کردن وبلاگ‌هاشون، ویدیوهای باکیفیتی می‌سازند که کار رو برای رسانه‌ها راحت می‌کنند. به این طور بسته‌های رسانه‌ای به اصطلاح بی‌رول B-roll یا بسته رسانه‌ای گفته می‌شه.

فرض کنید من به نمایشگاهی می‌رم و غرفه‌ای رو می‌بینم که یک محصول تازه رو آورده. محصول فرضی ما که مثلا یک گردنبند هوشمند برای کمک به بیماران مبتلا به آلزایمره، در نمایشگاهه و ما می‌تونیم ازش فیلم بگیریم. اما بیمار در دسترسمون نیست که اون رو آزمایش کنیم. کارشناس یا دکتری هم دور و برمون نیست که این وسیله رو آزمایش کرده باشه و نظرش رو بهمون بگه.

رساله‌ای در باب ترفندهای اسباب‌کشی

مدت زیادی است که در وبلاگم چیزی ننوشته‌ام. این بار اما یک تجربه شخصی باعث شده تا نتیجه خواندن چند مقاله و تماشای چندین ویدئو را با افزودن تجربیات شخصی، با شما هم‌رسان کنم.

بسیاری از بخش‌های این نوشته از بین همین مقالات و ویدئوها استخراج شده‌اند. بسیاری از آنها را در طول سال‌های مختلف از این و آن شنیده‌ام و ابیته تکه‌هایی از آنها یا کشف خودم است یا بهینه‌شده تجربیات دیگران است.

و این رساله‌ای است در باب ترفندهای اسباب‌کشی!

۱- قبل از هر چیز باید برنامه‌ریزی برای اسباب‌کشی را چندین هفته زودتر آغاز کنید. یک ماه جلوتر بهتر است. باید کمی ابزار و خرت و پرت بخرید تا اسباب‌کشی بی‌دردسری داشته باشید. البته بی‌دردسر که اغراق است. بهتر است بگویم کم‌دردسر.

۲- وسایل مورد نیاز:

مرثیه‌ای برای فرندفید

نویسنده میهمان: صادق ز.

«یک هفته از راه‌اندازی سایت فرندفید گذشته است. یک نسخه از نسخه خصوصی بتا را در دسترس تعدادی از افراد گذاشته‌ایم و بازخوردهای خوبی از آن دریافت کرده‌ایم. کاربرانی که مشتاقانه از سایت ما استفاده می‌کردند، در انجمن ما اشکالات و ویژگی‌های مورد درخواست خود را گزارش داده‌اند. ما واقعا از همه بازخوردهای شما در سایت و به ویژه گزارش‌های دقیق و متفکرانه شما درباره اشکالات سپاسگزاریم.»
این اولین پست بلاگ فرندفید در ۵ اکتبر ۲۰۰۷ بود. آن روزها شاید گروه جوان و پرشور این شبکه اجتماعی هیچ‌گاه به توقف استارتاپ و شرکت نوپایشان فکر نمی‌کردند. اما قانون بقای حاکم بر فضای آنلاین، فرندفید را به زودی به دست پدرخواندهای نامهربان سپرد، تا مبادا روزی این جوان، یلی شود در برابر رقبا. بیش از ۲ سال از تولد فرندفید نگذشته بود که فیسبوک او را به مالکیت خود درآورد. واضح است که هدف فیسبوک نه تنها حضانت از فرندفید نبود بلکه برعکس او با این کار می‌خواست پر و بال فرندفید را ببندد و او را به تدریج از کورس رقابت خارج کند.

«زمانی که به فیسبوک پیوستیم خدمات خود را حفظ کردیم اما افرادی که به طور مداوم از فرندفید استفاده می‌کردند، کاهش یافتند و در نهایت، این جامعه تنها بخشی از آن بود که در آغاز شکل گرفت. با این شرایط ما تصمیم گرفتیم که آغاز به بستن تدریجی این سایت کنیم.» این بخش از آخرین پست تیم فرندفرید نیز موید این عقیده است.

خودروی پرنده، از گذشته تا حال

خودروی پرنده داستان هری پاتر را به خاطر دارید؟ دنیای خودروهای پرنده، برخلاف تصور جدید نیست. ساخت خودرویی که بتواند علاوه بر راندن در جاده، آسمان را زیر چرخ‌های خود ببیند، سال‌هاست که فکر مخترعان و تولیدکنندگان را به خود مشغول ساخته است.

3e1be365-b925-4c16-b905-528282a92df2_0150f8fa_image

در سال ۱۹۲۶ هنری فورد یک نمونه اولیه از هواپیمایی تک‌صندلی را به نام Sky Flivver به نمایش گذاشت. این پروژه دو سال بعد و پس از تلاش  برای شکستن رکورد مسافت پرواز به علت کشته شدن خلبان، متوقف شد. فلیور به طور کلی یک ماشین پرنده نبود اما توجه زیادی را در مطبوعات آن زمان به سوی خود جلب کرد. مردم با تصور آن که این هواپیمای کوچک پس از تولید انبوه به قیمتی معقول می‌رسد و چون خودرو در دسترس همگان قرار می‌گیرد، هیجان‌زده شده بودند.

???????????????????????????????

در سال ۱۹۴۰ هنری فورد پیش‌بینی معروفی کرد: «این حرفم یادتان بماند: ترکیب خودرو و هواپیما در حال آمدن است. ممکن است بخندید، اما خواهد آمد».

سال ۱۹۵۶ استودیو طراحی پیشرفته فورد، Volante را طراحی کرد. یک مدل مفهومی خودرو در ۳/۸ اندازه واقعی. سه پروانه داشت و هر کدام به طور جداگانه روشن و خاموش می‌شدند و این امکان را می‌دادند تا وسیله از زمین جدا شده و در هوا حرکت کند. در روز پرده‌برداری از طرح فورد اشاره کرد که روزی خواهد آمد که هر فردی در خانه‌اش یک خودروی پرنده داشته باشد.

داستان اما به اینجا ختم نشد. شرکت‌های بزرگ و افراد مستقل تلاش زیادی برای ساخت خودروهای پرنده کردند و نمونه‌های آزمایشی زیادی سر بر آورد. یکی از معروف‌ترین نمونه‌های قابل پرواز The Aerocar بود.

article-2343762-1A6094EE000005DC-491_634x377

اما نمونه‌های امروزی‌تر خودروهای پرنده چه هستند و چه امکاناتی دارند؟

آئروموبیل خودرویی است که در چند ثانیه به هواپیما تبدیل می‌شود. علاوه بر این که در یک گاراژ نسبتا معمولی جا می‌شود و در خیابان در کنار خودروهای دیگر حرکت می‌کند، سوختی جز بنزین معمولی ندارد. از طرفی هنگام صعود و فرود تنها چیزی که نیاز دارد چند صد متر زمین صاف و هموار است که حتی اگر پوشیده از چمن باشد، مشکلی نخواهد داشت.

am_foto_05

am_foto_02

آخرین نسخه آئروموبیل یعنی آئروموبیل ۳.۰ در اکتبر ۲۰۱۴ آزمایش‌های پروازی خود را با موفقیت پشت سر گذاشت. شاید این ویدئو بتواند به تمام پرسش‌های شما درباره این خودروی پرنده پاسخ دهد:

گوگل شهر فرنگ کودکی ما را برمی‌گرداند

یکی از ابزارک‌های کودکی ما دوربین‌هایی بودند که معمولا در دهه شصت از مکه سوغات می‌آوردند.
این دوربین اسلاید دستی که به ویو مستر View Master یا دوربین جهان‌نما مشهور بودند، حاوی دیسک‌های مقوایی نازکی بودند که هفت جفت عکس رنگی سه‌بعدی داشتند.

6a00d8341d299153ef011278fe1eba28a4-800wi
ویو مستر ۴ سال پس از اینکه فیلم رنگی کداکروم، استفاده از تصویرهای کوچک و رنگی با کیفیت بالا را عملی کرد، در سال ۱۹۳۹ عرضه شد (منبع).
آن موقع چنین وسیله‌ای یکی از سوغاتی‌هایی بود که مسافران از سفر با خود می‌آوردند. جهانگردان هم دیسک‌هایی را که در شهرهای مختلف فروخته می‌شد و از جاذبه‌های توریستی آن شهر یا کشور تهیه شده بود، تحفه می‌آوردند.
چنین دوربین‌هایی هنوز تولید می‌شود و البته بیشتر اسباب‌بازی کودکان است. اینجا تعدادی از نمونه‌های مختلف این وسیله را می‌بینند.

vmpicsاین روزها اما بسیاری از شرکت‌های بزرگ دنیا در حال تولید هدست‌ها یا سربندهای واقعیت مجازی هستند. این هدست‌ها که شاید نام‌های مشهورش چون اکولوس ریفت را شنیده باشید، توجه بسیاری را جلب کرده‌اند. تولیدکنندگان گیم سعی دارند تا بازی‌های بیشتری را برای خوره‌های بازی منطبق با این وسایل فراهم کنند تا بازیگران بتوانند با استفاده از هدست‌ها بیشتر در محیط بازی فرو روند.

گوگل در این میان پروژه‌ای دارد به نام Cardbord یا همان مقوا. میتوانید با استفاده از گوشی هوشمند خود و طرحی که از سایت این پروژه دریافت می‌کنید یک سربند مقوایی بسازید، گوشی هوشند خود را داخلش بگذارید و بازی‌ها و نرم‌افزارهای واقعیت مجازی را که پیشتر روی گوشی خود نصب کرده‌اید، اجرا کنید و به جمع استفاده‌کنندگان واقعیت مجازی بپیوندید. البته می‌توانید یک نمونه آماده یا آماده سرهم کردن را هم خریداری کنید.

buildit-cardboard-parts

حالا گوگل با همکاری ماتیل که بزرگ‌ترین شرکت تولید اسباب‌بازی در جهان است، همان دوربین‌های ویو مستر را به عنوان سربند وافعیت مجازی به بازار بر می‌گرداند. این بار اما گوشی خود را داخل جعبه قرمز رنگ می‌گذارید و دیسک‌های مخصوص در مقابل خود می‌گذارید و در دنیای واقعیت مجازی غرق می‌شوید.

viewmaster

این ویدئو بهترین توصیف برای آن چه است که اتفاق می‌افتد.

والدین ما نوستالوژی شهر فرنگ را داشتند و ما نوستالوژی نسل تازه شهر فرنگ‌های کوچک را. فرزندان ما هم احتمالا نوستالوژی تازه‌ترین نسل همان شهر فرنگ‌ها را.

۷ ترفند عکاسی با گوشی

این روزها حتی خیلی از عکاسان حرفه‌ای دوربین‌های حرفه‌ای خود را کنار گذاشته‌اند و با گوشی عکاسی می‌کنند. در اینستاگرام عکس‌های متنوعی هم‌خوان می‌شوند اما چطور است که بعضی از این عکس‌ها فوق‌العاده‌اند؟ چرا دو نفری که از گوشی‌های یکسان استفاده می‌کنند، سطح عکاسی‌شان این همه از هم فاصله دارد؟ فارغ از این که دسته‌ای از افراد دانش عکاسی و ذوق هنری آن را دارند، ترفندهایی هم هستند که می‌توانند عکس‌های آماتورمان را حرفه‌ای‌تر کنند.
در این ویدئو ۷ ترفند عکاسی ساده اما عالی آموزش داده شده است.

در نهایت اگر اهل اینستاگرام نیستید، توصیه می‌کنم در این شبکه اجتماعی عضو شده و هنر عکاسی خود را با دیگران سهیم شوید. در اینستاگرام می‌توانید من را از اینجا دنبال کنید.

چگونه سیم شارژر و هدفون پاره را تعمیر کنیم؟

یکی از مشکلاتی که احتمالا برای شما هم پیش آمده، ساییدگی و خوردگی سیم شارژر یا کابل‌های مشابه وسایل و دستگاه‌های مختلف شماست. البته همیشه این امکان وجود دارد که سیم‌های باکیفیت را بخیریم و جایگزین کنیم، اما همه نمی‌خواهند که سیم یدکی استفاده کنند یا پول زیادی بپردازند. بنابراین عاقلانه‌ترین کار تعمیر و پیشگیری است.
من جست‌وجویی کردم و به چند راه حل جالب رسیدم:

۱- فنر خودکار: یکی از کم‌خرج‌ترین و دردسترس‌ترین روش‌ها، استفاده از فنر مغز خودکار فشاری است. از این دست خودکارها را هم می‌توانید با نازل‌ترین قیمت خریداری کنید و هم می‌توانید خودکارهای دورانداختنی را به کار بگیرید. کافی است که یکی از این فنرها را دور سیم بیندازید. سعی کردم در طول این ویدئوی ۶ ثانیه‌ای در واین چگونگیش را توضیح دهم.

۲- دستبند دوستی: نوعی دستبند است که به عنوان نمادی برای دوستی از طرف شخصی به شخص دیگر داده می‌شود. این نوع از دستبند از انواع نخ کاموا یا قلاب‌دوزی بافته می‌شود. این دستبندها دارای طرح‌ها و شکل‌های گوناگونی هستند ولی غالبا از همان روش نیم‌گره بافته می‌شوند.
friendship-bracelets-materials-2
می‌توانید از همین نخ‌ها و کامواها تهیه کنید و به طول ۴ برابر سیم یا کابل آن را ببرید. حالا باید آن را به یک سوی سیم طوری گره بزنید که به هیچ وجه باز نشود. بعد شروع کنید به پیچاندن نخ به دور سیم. با دقت و بدون هیچ فاصله آن را بپییچانید تا به ته سیم برسید و دوباره آن را گره بزنید. می‌توانید در میان راه رنگ دیگری را انتخاب کنید. این روش بسیار سخت است و حوصله فراوانی می‌طلبد. اشتباهتان هم ممکن است به باز شدن آن منجر شود. اما اگر حوصله و وقت فراوان دارید، می‌توانید دقیقا به روش بافت دستنبد دوستی، دور سیم را ببافید. این طوری هرگز باز نخواهد شد.
51bbe257d9127e2630000526._w.500_s.fit_
۳- چسب برق: چسب‌های نواری که به چسب برق مشهورند هم راه حل ساده‌ای هستند و رنگ‌های متنوعی هم دارند. اما برای این که کثیف‌کاری نشود باید برای پیچاندنشان به دور کل سیم، حوصله به خرج دهید. می‌توانید بافت رنگی هم برایش ایجاد کنید تا زیباتر هم به نظر برسد.
382620533_767
اما از آنجایی که اختراع زاییده احتیاج است و این مشکل برای تعدادی زیادی پیش آمده، یک کارآفرین سعی کرده تا راه چاره‌ای برای این مشکل پیدا کند و نتیجه این پروژه بود که روی سایت کیک‌استارتر قرار گرفت و کمک‌های مردمی را جمع کرد و در حال تولید است.
6830c90aebde4851fb75a219a3003096_large
شاید برایتان جالب باشد که بدانید ایده اصلی این پروژه از این اسباب‌بازی قدیمی گرفته شده است.
a8e5cf3503ff427d1210f6a7723c22b3_large

سفر رایگان به ازای بطری بازیافتی در چین

ایده‌های جالب همیشه توجه من رو جلب می‌کنند. به ویژه اونهایی که از حمایت سازمان‌ها و شرکت‌های بزرگ برخوردار می‌شن. سازمان‌هایی که مخاطبان زیاد دارند، در صورت حمایت از ایده‌ای که برای همگان مفیده‌، باعث می‌شن که نتیجه موفق‌آمیزتر باشه.
این بار متروی شهر پکن در ابتکاری به جای پول یا بلیت، بطری‌های بازیافتی می‌گیره. قبلا هم موردی رو در ترکیه معرفی کرده بودم که به ازای بطری بازیافتی، غذا برای حیوانات خیابانی فراهم می‌کنه.
اما این مورد ارائه بطری به جای هزینه سفر، بر می‌گرده به ۲ سال پیش. این دستگاه، با دریافت بطری پلاستیکی، کارت سفر مسافران رو شارژ می‌کنه.
ایده خوبیه برای همه کلان‌شهرهای دنیا. حالا لازم نیست که هر کسی با خودش یه گونی پلاستیک بیاره و کارتش رو شارژ کنه. کافیه همون بطری آب یا نوشیدنی رو که روزمرهاستفاده می‌کنه، به جای انداختن توی سطل زباله، داخل این دستگاه بندازه و کارت متروی خودش رو کم‌کم شارژ کنه.
W020121221411593083732
W020121221411593090487
W020121221411593096331

گفتگو با سایت روزنامه‌نگار درباره کاربرد شبکه‌های اجتماعی برای خبرنگار

درباره استفاده خبرنگاران از شبکه‌های اجتماعی حرف و حدیث و راهنما زیاد نوشته شده. اما به عنوان کسی که مدت‌هاست از شبکه‌های اجتماعی برای کارم استفاده می‌کنم، طرح دوباره سوالاتی پیرامون استفاده‌ام آن قدر وسوسه‌برانگیز بود که به گفت‌وگویی در این باره تن بدهم.

نوشته زیر، بخشی است از گفت‌وگویی که سایت روزنامه‌نگار با من داشته و نسخه کامل آن را می‌توانید در سایتشان بخوانید.

@ROOZNAMENEGAR:چگونگی ارتباط و وابستگی روزنامه‌نگاری امروز با شبکه‌های اجتماعی و مزایا و معایب آن

[email protected] : خبرنگاری امروزه موضوعی کاملا هم‌بسته با شبکه‌های اجتماعی است. شبکه‌های اجتماعی را به عنوان یکی از اصلی‌ترین منبع‌های خبری و دماسنج واکنش‌های کاربران به خبرها می‌توان در نظر گرفت. بسیاری از خبرها و اتفاق‌ها برای بار اول در این شبکه‌ها پخش می‌شود. با توجه به این که هیچ رسانه‌ای نمی‌تواند در نقطه نقطه دنیا خبرنگار خودش را داشته باشد تا از همه خبرها آگاه شود، شبکه‌های اجتماعی می‌توانند نقش ابزاری را بازی کنند که هر اتفاقی را گوشزد می‌کنند.

به شخصه فکر می‌کنم برای یک خبرنگار، امروزه غیرممکن است که چنین ابزاری را نادیده بگیرد و به سادگی از کنارش بگذرد. در واقع یک شبکه اجتماعی وقتی تبدیل به رسانه اجتماعی می‌شود، ارزش‌اش برای کاربران و به ویژه خبرنگارها دوچندان می‌شود.

دنیای حشرات خوراکی

می‌گن با اوضاعی که دنیا به پیش می‌ره و افزایش جمعیت و گرمایش زمین و وضع محیط زیست، انسان بهتره حواسش رو بیشتر جمع کنه و منابع غذایی رو بهتر مدیریت کنه.
توی یکی دو دهه اخیر هم عده‌ای هستند که به حشرات به عنوان یکی از مغذی‌ترین و سالم‌ترین منبع غذایی به چشم برادری نگاه می‌کنند و خلاصه انواع و اقسام اطعمه و اشربه رو با انواع خوراکیش درست می‌کنند و می‌زنن به بدن.
امروز توی یکی از روزنامه‌های پرخواننده پایتخت بریتانیا هم با یکی از حشره‌خواران باسابقه گفت‌وگویی کرده بود که در این بین چند تایی هم وب‌سایت برای خرید انواع این موجودات بی‌مهره بندپا معرفی شده بود.
نگاهی به این وب‌سایت‌ها انداختم و در این میان فعلا این آب‌نبات‌چوبی‌ها رو بیشتر پسندیدم.
هر چند هنوز جرات امتحان کردنش رو ندارم.

اپلیکیشن پولدارها

صفحه بچه‌پولدارهای تهران، صفحه بچه‌پولدارهای تبریز و…
کاری به این ندارم که این دو صفحه اینستاگرام برای این هستند که تصویر متفاوتی از ایران به جهانیان نشان دهند یا برای خودنمایی درست شده‌اند.
اما اپلیکیشن Most Expensive App که اتفاقا از ۳ سال پیش روی گوگل مارکت گذاشته شده، طبق توضیح خودش هدفی جز خودنمایی ندارد.
برای خرید این برنامه اندرویدی باید ۱۰۰ پوند بپردازید و در ازایش چیزی جز یک صفحه نخواهید داشت که این متن در آن نوشته شده است:
«به گران‌ترین اپلیکیشن دنیا در اندروید مارکت خوش آمدید! البته شما هرگز این نوشته را نخواهید خواند مگر روی نماگرفت‌های خودش در مارکت.
چرا؟ چون این اپ خیلی گران است، کسی آن را نخواهد خرید.
از طرفی، کاری هم انجام نمی‌دهد».
اما این تنها اپلیکیشن نیست که با این منظور ساخته شده. روی اندروید موارد دیگری هم مثل اپلیکیشن Got Cash? را می‌توانید برای پولدارها ببیند.
Screen Shot 2014-11-15 at 14.46.28
اما اپ‌استور هم از این فاعده مستثنا نیست.
یکی از معروف‌ترین این اپلیکیشن‌ها با نام I Am Rich با حداکثر قیمتی که می‌شود روی اپ‌استور گذاشت یعنی ۹۹۹.۹۹ دلار منتشر شد و با آن که آهنگی ساده را می‌نواخت توانست کلی سر و صدا کند و برای آفریننده‌اش پول هم در بیاورد و بفروشد. اما در نهایت به دست اپل مسدود شد. توضیحات بیشتر را می توانید در صفحه ویکی‌پدیای آن ببینید.
حالا نسخه ارزانش را می‌توانید روی اپ‌استور با قیمت ۷ دلار پیدا کنید.

دونیت، سایتی برای گردآوری کمک‌های مالی

شاید خیلی از شما سایت کیک‌استارتر را بشناسید.
ایده پیرامون این سایت این بوده که هر کسی بتواند یک کارزار برای راه‌اندازی پروژه خود که نیاز به کمک مالی دارد، تشکیل دهد. به چنین روشی اصطلاحا Crowdfunding یا گردآوری کمک‌های مالی همگانی گفته می‌شود.
اما چنین اتفاقی به هزار و یک دلیل از جمله تحریم‌های بین‌المللی از راه این سایت برای ایرانیان ممکن نیست. برای همین سامانه‌های مشابهی راه‌اندازی شده است.
یکی از این سایت‌های فعال در ایران سایت دونیت است.
دونیت ادعا می‌کند که اولین و فعلا تنها وب‌سایتی است که در “وب فارسی” بطور رسمی و تخصصی به “دونیشن” و جذب آن پرداخته است. در واقع دونیت ابزاری است برای قدردانی از افرادی که برای ما سودمندند و یا از نگاهی دیگر حمایت از افرادی که به پشتیبانی ما نیاز دارند.
افرادی که از طریق دونیت، حمایت جذب می‌کنند، الزاماً نمی‌بایست از دیدگاه مالی در شرایط تنگدستی باشند. چرا که هر کسی با توجه به منفعت و سودی که به اطرافیان خود می‌رساند و یا با توجه به استعداد و توانایی خود می‌تواند از حمایت‌های داوطلبانه مخاطبان خود بهره‌مند شود.
با توجه به آنچه گفته شد می‌توان اینگونه نتیجه‌گیری کرد که دونیت، یک سرویس‌دهنده است که ابزار لازم را در اختیار کاربران خود می‌گذارد تا بتوانند با استفاده از آن، حمایت مالی و معنوی از مخاطبان دریافت کنند.
البته دونیت به روش‌های دیگری نیز از کاربران خود حمایت می‌کند که از جمله آنها می‌توان به فروش محصولات کاربران خود در فروشگاه دونیت، اطلاع‌رسانی و حمایت از برنامه‌های مختلف فرهنگی و هنری، راه‌اندازی بازارچه‌های خیریه و… اشاره کرد.
تعدادی از کارزارها و کمپین‌های فعلی که منتظر حمایت و جمع‌آوری کمک هستند را می‌توانید از اینجا بیابید.

طراحی‌های جالب اسکناس‌های نروژ

 

یکی از نمادهای هویتی کشورها معمولا اسکناس‌هایشان است. روی پول‌های کاغذی معمولا سمبل‌هایی تاریخی یا اجتماعی و سیاسی را می‌توان دید. اما کشور نروژ این بار به شیوه‌ای دیگر برای طراحی اسکناس‌هایش دست زده است.
در رقابتی میان هشت گروه طراح، بانک مرکزی نروژ طراحی‌هایی را برگزیده است که با دنیای دیجیتالی امروز هماهنگی بیشتری دارند.
همان‌طور که می‌دانید نروژ به عنوان یکی از کشورهای اسکاندیناوی تاریخچه‌ای مرتبط با وایکینگ‌ها و دریا و اقیانوس دارد. یکی از شروطی که در این رقابت‌ها مطرح شد بود، طرح یا طرح‌هایی مرتبط با اقیانوس بود.
این اسکناس‌ها علاوه بر طراحی‌های خاص، از نظر امنیتی هم نقاط متفاوتی برای امنیت پول و مشکل کردن جعل را در بر گرفته‌اند.
طراحی پیکسلی البته چیز تازه‌ای نیست. هزاران سال قبل معماران با کاشی‌ها و موزاییک‌ها چنین طراحی‌هایی را انجام می‌داند اما این بار دوران باستان و دنیای دیجیتال با این اسکناس‌ها به هم پیوند خورده‌اند.

این طراحی‌ها محصول دو شرکت Snøhetta و The Metric System هستند.

با دیدن این طراحی‌ها به یاد طراحی‌های پیکسلی فرش‌های فائق احمد افتادم که قبلا درباره‌شان اینجا نوشته بودم.

banknotes_feeldesain_07