رفتن به نوشته‌ها

برچسب: وبلاگ

وبلاگستان فارسی، رکود یا رونق؟

امروز را به نام روز وبلاگ‌های فارسی می‌شناسند. در سال‌های اخیر بارها صحبت از رکود وبلاگستان فارسی شده است. اجازه بدهید با این مساله مخالفت کنم. البته مخالفت با رکود وبلاگستان لزوما به معنای رونق آن نیست. در واقع میزان محتوای تولیدی به زبان فارسی در وبلاگ‌ها کاهش نیافته است بلکه دریای وبلاگ‌های فارسی طول و عرض گسترده‌تری پیدا کرده و کمی هم تغییر ماهیت داده است.

یکی از کارهایی که هر روز انجام می‌دهم و تعریف بخشی از کارم است، جست‌وجو در وبلاگ‌ها است. در چهار سال اخیر هر هفته دست‌کم چهار موضوع جدی داشته‌ام که باید درباره‌اشان در میان وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی جست‌وجو می‌کردم. تجریه این سال‌های گشت‌وگذار به من می‌گوید که وبلاگستان فارسی دارد با حجمی بیش از پیش تولید می‌کند اما کاربران فارسی‌زبانش که ما باشیم لزوما به همه سطح این دریا دسترسی نداریم. گوشه‌هایی از آن از حوزه دیدمان همواره به‌دور هستند و البته تلاشی هم برای کشف این جزایر ناشناخته صورت نمی‌کنیم.

اپلیکیشن رسمی بلاگر

خب معرفی این اپلیکیشن دردسر چندانی نداره! اون‌هایی که روی سرویس بلاگر هستند، از این به بعد می‌تونن وبلاگشون رو از روی اپلیکیشن هم به‌روز کنند.

طبیعتاً برای ورود به محیط داخلی، نیاز دارید که از شناسه گوگلتون استفاده کنید. یک ویرایشگر ساده همراه با امکانات بارگذاری عکس در این اپلیکیشن وجود داره که برای انتشار از هر نقطه مناسبه. ضمن این که امکانش هست که نقطه جغرافیایی به‌روزرسانی رو هم مشخص کرد و برای هر نوشته برچسب‌گذاری کرد. اگه چند تا وبلاگ هم داشته باشید، می‌تونید انتخابشون کنید. محیط کار به زبان انگلیسی هست. یعنی رابط گرافیکی و ویرایشگر رو نمی‌تونید به زبان دلخواهتون داشته باشید.

برای دریافت اپلیکیشن تحت آی‌او‌اس یعنی برای آیفون و آی‌پاد تاچ، اینجا کلیک کنید و نسخه اندروید رو هم می‌تونید از اینجا دریافت کنید.

دعوت به همکاری در عصیان

عصیان، وبلاگیه که ده سال از عمرش می‌گذره. توی این مدت بیشتر محتوای این وبلاگ، چیزهایی بوده که به نظرم جالب می‌اومدند. وقتی با یک موضوع جالب برخورد می‌کنم، سعی می‌کنم برم و ته و توی قضیه رو در بیارم و در نهایت نتیجه‌ش رو اینجا با شما همخوان می‌کنم. توی این چند وقت این وبلاگ مخاطب مناسبی پیدا کرده. هر چند در ایران فیلتره اما خواندگانش رو زبه روز دارن بیشتر می‌شن و حیلی‌ها هم مطالبش رو از خبرمایه‌ش دنبال می‌کنن.

توی این چند وقت دوستانی بودند که دستی بر قلم داشتند و آثارشون رو برام ارسال کردند تا منتشر کنم. نمونه‌ش هم گرافیک‌نوول‌های احسان غلامی بود. اما چند وقته دارم به این فکر می‌کنم که از شما هم دعوت کنم برای نوشتن در این وبلاگ. اگه فکر می‌کنید که مطلبی دارید که می‌تونه اینجا منتشر بشه، اثر گرافیکی یا ویدئوی تولیدی یا هر چیزی از این قبیل که دوست دارید دیده بشه، می‌تونید تماس بگیرید تا با نام خودتون منتشر کنم. متأسفانه برای این مطالب نمی‌تونم حق‌التحریری پرداخت کنم اما اگر میزان درآمدزایی این وبلاگ به حدی برسه که بشه در ازای نوشتن مطالب پولی پرداخت کرد، با کمال میل این کار رو می‌کنم.

افتتاح وبلاگ رسمی گوگل به زبان فارسی

به نظر میاد که شرکت گوگل تصمیم گرفته تا زبان فارسی رو جدی‌تر بگیره. این رو می‌شد از پشتیبانی زبان فارسی هنگام افتتاح سرویس گوگل‌پلاس حدس زد. اما همزمان با دهمین سالگرد وبلاگ‌های فارسی، نخستین نوشته خودش رو در وبلاگ رسمی گوگل به زبان فارسی منتشر کرد. این نشون می‌ده گوگل می‌خواد با کاربران فارسی‌زبان تعامل بیشتری داشته باشه.

درسته که بیشترین فارسی‌زبان‌های دنیا در ایران زندگی می‌کنند اما نباید فراموش کنیم که زبان فارسی در افغانستان و تاجیکستان و خیلی از کشورهای دیگه منطقه مثل ترکمنستان، گرجستان، ارمنستان، ازبکستان و عراق صحبت می‌شه. در حاضر زبان فارسی یکی از گزینه‌های سایت‌های رسمی گوگل افغانستان و گوگل امارات متحده عربی هست و نمی‌شه گفت که مخاطبان وبلاگ فارسی گوگل، فقط ایرانی‌ها هستند.

نوشته‌های فارسی گوگل می‌تونه بسیار خوندنی باشه. گوگل آمار زیادی از رفتار کاربران فارسی‌زبان داره. آماری که می‌تونه با پردازش تبدیل به مقالات تحلیلی، اینفوگرافیک‌های جذاب و اخبار درست و بی‌واسطه باشند. برای مثال خبر «تهرانی‌ها رتبه اول جهان در مراجعه به سایت‌های ‘غیراخلاقی’» یا خبر «هکرها ایمیل هزاران ایرانی را به سرقت بردند» می‌تواند مسائلی باشه که گوگل می‌تونه با دسترسی به آمار موتور جست‌وجویش یا دسترسی به اطلاعات هک شدن شناسه‌های کاربری جیمیل، نوشته‌های دقیقی رو در این وبلاگش بنویسه.

وبلاگ‌های فارسی آگهی می‌پذیرند

صادق یک بحث وبلاگی شروع کرده درباره تبلیغات در وبلاگ‌های فارسی و مشکلاتی که دارند. صادق به طور خلاصه عقیده داره که اگه تبلیغ یا آگهی‌های زیادی به وبلاگ‌ها داده نمی‌شه به خاطر اینه که خود وبلاگ‌نویس‌ها هم حرکتی نمی‌کنند. خب من تا حد زیادی با این موضوع موافقم.

اما هنوز بخش بزرگی از مشکل رو باید آگهی‌دهندگان در نظر گرفت. هنوز تمایل چندانی برای آگهی دادن به وبلاگ‌ها وجود نداره. برای من عجیبه که حداقل تولیدکنندگان محصولات مصرفی و توزیع‌کنندگان کامپیوتر و لپ‌تاپ و نرم‌افزار و محصولات مشابه نمیان در وبلاگ‌های مرتبط با فناوری تبلیغ بدن یا به ندرت این کار رو می‌کنن. بیشتر آگهی‌هایی که من می‌بینم به فوروم‌ها و سایت‌های دانلود نرم‌افزارهای قفل‌شکسته داده می‌شه. البته در مورد آگهی‌ها فرهنگی هم شاید بشه وبلاگ خوابگرد رو یک استثناء دونست که البته مدیون تلاش‌های رضا شکرالهی هست.‌

این وسط نباید مسأله رپرتاژ آگهی رو هم از نظر دور نگه داشت. خیلی از وبلاگ‌های موفق خارجی این کار رو انجام می‌دن. شخص خودم با مسأله رپرتاژ آگهی کمی مشکل دارم. این که آدم بخواد یک محصول رو تبلیغ کنه بدون این که به نقاط ضعفش اشاره کنه، اعتبار وبلاگ رو پایین خواهد آورد. اما برای خودم جذابه اگه محصولی در اختیارم قرار بگیره تا نقاط قوت و ضعفش، هر دو رو، بررسی کنم.

در پاسخ به فراخوان صادق باید بگم که بله «وبلاگ من تبلیغات می‌پذیرد». تعرفه مشخصی برای این کار در نظر نگرفتم. علتش هم مشخصه. تعرفه‌های معمول به ریال برای منی که در ایران زندگی نمی‌کنم، بسیار ناچیزه. برای همین هر کسی هم که پیشنهاد می‌ده به تناسب توانایی پرداختش تعرفه می‌دم. جاهای آگهی هم مشخصه. در صفحه اول و صفحات داخلی در کنار و وسط صفحه جای بنر هست. در عین حال خبرمایه (فید) وبلاگم هم در بخش انتهایی محل خوبی برای آگهی‌های متنی و بنر هست.

در همین زمینه: کیبرد آزاد، روزنوشت میلاد، پرهام، دنیای مجازی یا فاجعه مجازی در ایران، نوشته‌های یک آرش

لایک‌خور و بهترین وبلاگ‌های سال ۸۹

خب حالا که سال ۸۹ تموم شده بازار بهترین‌ها داغه. چند تا هم مسابقه وبلاگی این اواخر برگزار شد که هر کدومشون هم نتایج متفاوتی داشتند و انتقادات هم که همیشه به نتایج وارد می‌شه. اما بهانه من برای نوشتن این مطلب، معرفی سایتی مفید و بسیار بسیار به درد بخوره.

لایک‌خور سایتی هست که بر اساس لایک‌های گودر کار می‌کنه. اگه نمی‌دونین گوگل ریدر یا همون گودر چیه، اینجا کلیک کنید. لایک‌خور تعداد لایک‌هایی رو که خوانندگان خبرنامه هر وبلاگ به مطالبش می‌دن حساب و کتاب می‌کنه. با این روش همیشه آب و هوای روز و هفته و ماه وبلاگستان فارسی رو می‌شه بررسی کرد. یک دماسنج خوب که دمای تقریباً درستی رو نشون می‌ده.

یکی از مشکلاتی که وبلاگ‌های فارسی دارند، تعدد خبرمایه‌های یک سایت یا وبلاگ هست که اون رو هم این سایت حل کرده و مجموعش رو حساب می‌کنه و در نهایت نتیجه رو به صورت شسته و رفته در اختیار بیننده قرار می‌ده. دسترنج این روبات‌ها در جدول‌هایی قرار می‌گیره که هر کدوم ویژگی خودشون رو دارن. سیمرغ، دلفین، قو، آهو و وبلاگ‌های جوان جدول‌هایی هستند که محتواشون بر اساس ویژگی‌ها و تعریف هر جدول عوض می‌شه.

لایک‌خور ۶ تا روبات داره که جای بچه‌هاش هستند. این روبات‌ها در گوگل‌ریدر می‌چرخند و همه‌شون هر دو ساعت یک‌بار (به‌جز فخری) مطالبی رو که دوست دارند برای دنبال‌کنندگانشان شـِر می‌کنند.اسم این روبوت‌ها به ترتیب غلام‌علی، غلام‌حسین، غلام‌رضا، فخری، آرام‌دخت و رویین‌تن هست. هر کدوم هم وظیفه خودشون رو انجام می‌دن.

اگه دوست دارید بدونید که اوضاع هر وبلاگ ثبت‌شده، از نظر آماری چطوریه کافیه وبلاگ‌تون رو از توی جدول پیدا کنید و روی شکلک رنگی نمودار کنارش کلیک کنید. یا این که در جعبه جست‌وجو آدرس وبلاگ رو بزنید تا به صفحه اختصاصی وبلاگتون برسید. برای مثال این صفحه وبلاگ عصیان در لایک‌خور هست و آمار مربوط به اون که خ

یلی برای یک بلاگر می‌تونه مهم باشه. اگه وبلاگتون توی لایک‌خور فهرست نشده، می‌تونید از راه این فرم اون رو اضافه کنید.

طنز دات کام

اولین بار که خانم رویا صدر رو دیدم، وقتی بود که شش ماهی از راه‌اندازی شرکت گردون می‌گذشت و آن موقع ما وظیفه میزبانی و طراحی وب‌سایت‌ها، وبلاگ‌ها و فتوبلاگ‌های زیادی را بر عهده گرفته بودیم. وبلاگ بی‌بی گل هم یکی از این سایت‌ها بود. رویا صدر یکی از طنز نویسان قدیمی و البته از آن دسته اهل قلم است که به سرعت به جریان آنلاین شدن پیوست.

شاید به همین خاطر باشه که یکی از معدود کسانی هست که بیشتر از هر کسی از جریان طنز در وبلاگ‌ها باخبر است. همین مسآله باعث شد تا پژوهش مفصلی را درباره طنز در وبلاگ‌ها انجام دهد. کتاب طنز وبلاگی در نهایت توسط وزارت ارشاد غیر قابل چاپ تشخیص داده شد.

رویا صدر درباره این کتاب، این طور توضیح می‌ده:

بنا را بر آن گذاشته بودم که حتماً چاپ شود. به نظرم بسیاری از آثار طنز وبلاگستان، از جملۀ بهترین آثار طنز معاصرند و حیف است در قالب کتابی ارائه نشوند. به نظرم برخی از طنزنویسان وبلاگستان در زمرۀ بهترین چهره‌های طنز امروزند و حیف است که معرفی نشوند. به نظرم طنز وبلاگستان در تغییر شرایط طنز امروز جامعه نقش دارد و حیف است به آن پرداخته نشود و ویژگی‌های آن مورد تحلیل قرار نگیرد. بنابراین حیف است به خاطر یک عبارت مناقشه‌برانگیز، کل آثار اجازه انتشار پیدا نکند. این بود که در گزینش مطالب کتاب، ضابطۀ «قابل چاپ بودن» را در نظر گرفتم. در نگارش متن کتاب و حتی نام آوردن از وبلاگ‌ها نیز این قاعده را رعایت کردم. در عین حال توجه داشتم که در نظر گرفتن حساسیت‌های موجود،به سلامت و دقت کار ضربه نزند و هدف، ارائۀ تصویری درست و مبتنی بر واقعیت از طنز وبلاگی را (که هدف اصلی از تدوین کتاب بود) دچار خدشه و آسیب نسازد.

 

اما در نهایت با تمام این مراعات، کتاب مجوز انتشار نمی‌گیرد. نسخه پی‌دی‌اف این کتاب، هدیه نوروزی‌ای بود که رویا صدر پارسال به خوانندگانش ارائه داد. مطمئنم خانم صدر خوشحال خواهد شد اگر هدیه پارسالش را امسال دانلود کنید. برای دریافت این کتاب روی تصویر پی‌دی‌اف کلیک کنید.

این کتاب رو خوندم و ازش لذت بردم. تنها نکته‌ای که قابل ذکره اینه که ای کاش کسی این کتاب رو به شکل یک پی‌دی‌اف تر و تمیز استاندارد در می‌آورد. کتاب نیاز به ویراستاری داره چون در مواردی مشکلات تایپی و نوشتاری داره (فارغ از مواردی که به عمد در کتاب هست). در واقع می‌خوام بگم حالا که چنین پژوهش ارزشمندی به طور رایگان روی اینترنت قرار گرفته، ای کاش کسی داوطلبانه زحمت استانداردسازی این کتاب از نظر تبدیلش به یک نسخه دیجیتالی استاندارد رو انجام می‌داد. حتی با کمی زحمت بیشتر می‌شد به وبلاگ نویسندگان هر وبلاگ یا مطالبی که هنوز روی اینترنت موجودند، لینک داد. با این کار ارزش این پژوهش صدچندان می‌شد.

طراحی تازه عصیان

خب این طراحی جدید وبلاگ عصیانه. چینش صفحه شاید به قول بعضی از دوستان کمی حالت مجله پیدا کرده باشه، اما مطمئناً قصد دارم تا محتوا رو وبلاگی نگه دارم. نوشتن به سبک مجله چندان در این سایت جایی نداره. مگه این که قبلاً اون نوشته به عنوان مقاله جایی چاپ شده باشه تا یک نسخه از اون اینجا قرار بگیره.

سیستم مدیریت محتوای سایت رو از مووبل‌تایپ به وردپرس تغییر دادم. اما هنوز مطالب با آدرس‌های قبلی روی سایت هست تا مشکل لینک شکسته پیش نیاد. تا زمانی که بتونم یک فکری براش بکنم. یا از طریق هدایت خودکار نشانی‌های قبلی به نشانی‌های فعلی یا اصلاح آدرس‌ها یا هر طریق دیگه. فعلا این ریزه‌کاری رو گذاشتم تا به تدریج حل کنم. تا پیش از این مطالبم رو برچسب نمی‌زدم. سعی می‌کنم در هر فرصت اضافه مطالب قبلی رو برچسب بزنم، تا نتیجه مطالب مرتبط با هر پست بهتر در بیاد. الان کمی بی‌ربطه.

هیچ بخش تازه‌ای به وبلاگ اضافه نشده. فقط بخش‌هایی رو که به نظرم مهم‌تر میان، جدا کردم و در ستون‌های مجزا قرار دادم. عکس‌هایی رو هم که معمولاً روزانه می‌گیرم و توییت می‌کنم، از این به بعد به طور خودکار در بخش میانی سایت ظاهر می‌شن. همین‌طور لینک‌های دلیشزم و توییت‌ها. بیشتر هدفم این بوده که کارهای دیگه‌ای که می کنم به طور خودکار در سایتم بیاد.

عصیان در طول تاریخ دستخوش تحولات مختلفی شده! بخشی از اون رو می‌شه توی این عکس‌ها دید. از دورانی که در بلاگ‌اسپات بودم تا زمانی که دات نت شدم. این وسط‌ها قالب‌های دیگه‌ای هم روی وبلاگم بود اما خب نمی‌شه همه رو این جا آورد. تا یادم نرفته جا داره از دانیال عزیز تشکر کنم که زحمت طراحی تازه رو به دوش کشید و صبوری کرد برای نظرات مشعشعانه من.

تمدید دامنه سایت حسین درخشان برای یک سال دیگر

اگه یادتون باشه، پارسال بحثی راه افتاده بود درباره تمدید دامنه وبلاگ حسین درخشان که داستانش رو کاملاً اینجا نوشته بودم. خلاصه‌ش هم این بود که شرکت گوددی اعلام کرد که دامنه رو استثنائاً برای یک سال تمدید کرده.
البته این احتمال هم وجود داشت که دامنه خودبه‌خود و به خاطر این که به حساب بانکی ثبت‌کننده متصل هست، تمدید شده باشه. از یک ماه پیش این موضوع رو داشتم چک می‌کردم که آیا امسال هم این اتفاق تکرار می‌شه یا نه. مراجعه هر روزه من و گرفتن هو ایز نشون می داد که این دامنه تمدید نشده. یعنی تا همین چند روز پیش آخرین تاریخ اکسپایر ۲۵ نوامبر ۲۰۱۰ بود و تمدید نشده بود. البته همچنان مالک دامنه حسین درخشان بود تا این که امروز چک کردم و دیدم تا ۲۵ نوامبر ۲۰۱۱ تمدید شده. به نظر میاد که حسین توی چند روز مرخصی خودش، ترتیبی داده تا دامنه تمدید بشه و البته هم کار عاقلانه‌ای بوده. اما این تمدید فقط برای یک سال بیشتر انجام شده. ای کاش این اتفاق برای هوستش هم میفتاد و محتوا دوباره در دسترس قرار می‌گرفت.
شاید هر کس دیگه‌ای بود با توجه به این که حکم دادگاه نزدیک به بیست سال بوده، زمان بیشتری رو تمدید می‌کرد. می‌شه گفت حسین اطلاعاتی رو که برای تمدید لازمه به یکی از نزدیکانش داده. به هر حال من ترجیح می‌دم خوشبین باشم و فکر کنم حسین قرار نیست بیشتر از یک سال توی زندان باقی بمونه. امیدوارم این طور باشه.

سفر به مراکش

Nima in Moroccoدر حال حاضر در شهر رباط، مرکز کشور مغرب یا همون مراکش هستم. برای رسیدن به اینجا چند تا مشکل داشتم که می‌نویسم. اولین مشکل برای اومدن به مراکش، گرفتن ویزا بود. با این که دو کشور در کشورهای همدیگه سفارت دارن اما وقتی به سفارت مراکش در لندن رفتم، مسؤولش به من چیزی غیر از این گفت! روال گرفتن ویزا برای پاسپورت ایرانی پروسه‌ای به نام جواز یا authorized هست. این پروسه ممکنه چند ماه طول بکشه. من یه ایرانی دیگه رو توی سفارت دیدم که بیشتر از دو ماه بود درخواست ویزای توریستی کرده بود و این تقاضا تا زمانی که من دیدمش، نادیده گرفته شده بود. اما برای من سه روز بیشتر طول نکشید. شاید به خاطر این بود که تقاضای ویزای بیزینس کرده بودم. بگذریم…
زبان رسمی کشور عربیه. البته عربی این منطقه با عربی کشورهای دور و بر خلیج فارس خیلی فرق می‌کنه. اما تقریباً بیشتر مردم کاملاً به زبان فرانسه مسلط هستن. پرواز من از فرودگاه هیث‌روی لندن به فرودگاه کازابلانکا بود. برخورد افسر مربوطه و پلیس‌ها و مأموران گمرک خیلی مناسب بود. از اونجا تا شهر رباط صد کیلومتر فاصله هست که تقریباً یک ساعت توی راه بودیم که رسیدیم. علتش هم این بود که جاده ارتباطی با رادار کنترل می‌شه و خودروها اجازه ندارن از صد کیلومتر در ساعت سریع‌تر برن. این طور که راننده با مخلوطی از عربی و فرانسوی بهم گفت، مثل چند ده سال پیش ایران، امنیت داخل شهرها بر عهده پلیس و امنیت جاده‌ها و خارج از شهر بر عهده ژاندارمری هست. از نظر آزادی بیان، داستان مراکش جالبه. ملک حسن دوم، پادشاه قبلی در پایان عمرش آزادی‌های زیادی رو در حوزه روزنامه‌نگاری و دموکراسی مهیا کرد طوری که از اون دوره به بهار آزادی یاد می‌کنن. اما بعد از فوتش در سال ۱۹۹۹ و به سلطنت رسیدن پسرش یعنی ملک محمد ششم، این آزادی محدود شده. در واقع مطبوعات و وبلاگ‌ها برای نوشتن درباره پادشاه، اسلام و موضوع مورد مناقشه منطقه «صحرای غربی» مشکل دارن. قبل از رسیدن به هتل، دو تا بنا توجهم رو جلب کرد که یکیش مقبره ملک حسن دوم بود و یکی هم مقبره یه پادشاه قبلی‌تر یعنی ملک محمد پنجم (عکس).
عصر امروز بعد از پایان جلسات امکانش رو پیدا کردم که سری به بازار بزنم. اولین چیزی که توجهم رو جلب کرد، لباس مردها بود که من رو بلافاصله یاد کتاب «خرچنگ پنجه طلایی» از مجموعه تن‌تن و میلو انداخت. لباسی که معروف هست به جلابه. یک جور لباس بلند که کلاه نوک‌تیزی هم داره. یه جلابه مشکی خریدم که به نظر خیلی هم گرم میاد. اما بازار پر از مغازه‌هایی هست که صنایع دستی دارن. خیلی از این کالاها با چرم ساخته شده که نشون می‌ده صنعت چرم مراکش خیلی قدیمیه. از کوسن‌ها و بالشتک‌های چرم تا کاپشن و عروسک و انواع کفش و کیف چرمی توی بازار ریخته و بوی چرم همه جا رو برداشته. قالی‌های مختلف و صنایع دستی چوبی و صندوقچه و خرت و پرت‌های دیگه هم در کنار اینها باعث شده تا بازار پر از رنگ‌های گرم باشه. یه جورهایی شبیه بازارهای ترکیه. اما در بازار اینجا به نظرم رنگی‌تر اومد (عکس یک، عکس دو، عکس سه، عکس چهار).
دومین چیزی که توی بازار برام جالب اومد، چیزی بود که رائد، دوست بلاگر عراقیم نشونم داد. در چوبی یه مغازه که روش نوشته شده بود: Hitlir Love Iran با یه علامت صلیب شکسته که راستش متوجه منظور نویسنده نشدم. شاید هم نوشته چیز دیگه‌ای بوده و بعد یه نفر دیگه دستکاریش کرده (عکس). بعید می‌دونم در این چند روز به خاطر جلسات متعدد، فرصت کنم جاهای دیدنی رباط و شهرهایی مثل مراکش و کازابلانکا رو ببینم اما از هر فرصتی استفاده می‌کنم تا چیرهای جالب‌تری پیدا کنم و اینجا بنویسم.

وبلاگ خود را در بخش جست‌وجوی وبلاگی گوگل ثبت کنید

خیلی از ما بلاگرها علاوه بر این که دوست داریم، خوانندگان ثابتی برای خودمون دست و پا کنیم، بدمون نمیاد که بازدیدکنندگان اتفاقی رو هم به سوی خودمون جلب کنیم. یکی از راه‌های ورود بازدیدکنندگان اتفاقی، موتورهای جست‌وجو هستن. این که واژه‌های کلیدی رو جست‌وجو کنن و برسن به وبلاگمون و بعد از اون بشن مشتری دائمش.
در موتورهای جست‌وجو هم همیشه فرم‌هایی هست که بهتون اجازه می‌ده آدرس وبلاگتون رو به موتور اضافه کنین. اما گوگل یکی از موتورهایی هست که بخش ویژه‌ای برای جست‌وجو در وبلاگ‌ها داره. اما در زبان فارسی این سرویس، چند تا مشکل داره. یکیش اینه که وب‌سایت‌های زیادی هستن که این وسط قاطی وبلاگ‌ها شدن. در واقع اگه بخوایم که فقط توی وبلاگ‌ها دنبال کلمه‌ای بگردیم، بیشتر از نصف نتایج جست‌وجو به وب‌سایت‌های فارسی می‌رن. گوگل باید این سایت‌ها رو از نتیجه جست‌وجوی وبلاگ‌ها حذف کنه تا یک جست‌وجوی سره و خالص رو به کاربرانش تحویل بده. برای این بخش دارم سعی می‌کنم با مسؤول پروژه تماس بگیرم و مشکل رو اطلاع بدم. اما بخش دیگه مشکلات اینه که این سرویس هنوز نتونسته خیلی از وبلاگ‌ها رو به عنوان وبلاگ تشخیص بده. این دیگه کار خود نویسنده‌های وبلاگه که وبلاگشون رو به این بخش اضافه کنن. برای این کار باید به این صفحه برید و نشانی وبلاگ یا خبرمایه (خوراک، فید) وبلاگ رو اضافه کنید. خیلی خوب، خیلی پاکیزه.

وبلاگستان فارسی در آستانه فصلی زرد

دیروز روز جهانی وبلاگ بود. من چند سال پیش یه مطلبی درباره این روز نوشتم. امسال هم اگه بخوام چیزی بنویسم، باز هم نوشته‌ای تکراری خواهد بود. فقط چند تا نکته می‌گم. اگه فکر می‌کنین بلدین چیزی بنویسین، بنویسین. این دست و اون دست نکنین. منتظر نباشین تا حتماً یه دامنه بخرید و سایت بزنین و شروع کنین. برین توی یه سرویس‌دهنده وبلاگ و شروع کنین. بعد از چند وقت که فهمیدین چندمرده یا حتی چندزنه حلاجین، برین و سایت هم ثبت کنین.
دیروز داشتم بعد از سال‌ها کتاب «وبلاگستان، شهر شیشه‌ای» رو می‌خوندم. شاید بدونین که این کتاب در نخستین سالگرد وبلاگستان فارسی گردآوری و منتشر شد. محتوای وبلاگ‌های اون موقع به نظر من بسیار دلچسب‌تر از الان بودن. من زیاد آدم نوستالژیکی نیستم. یعنی با این دید به همه چیز نگاه نمی‌کنم که هر چیزی قدیمیش بهتره و یاد باد آن روزگاران یاد باد و فلان و بهمان. اما واقعاً محتوای وبلاگ‌های اون موقع خوندنی‌تر به نظرم میاد. محتوای وبلاگ‌های فعلی رو بیشتر ترجمه و کپی و آموزش می‌بینم. کمتر تألیفی هستن. وبلاگ‌های اون موقع به معنای واقعی کلمه مؤلف بودن. هر کدوم سبک و قلم خودشون رو داشتن. الان بهترین وبلاگ‌های فارسی دارن تبدیل به مجله می‌شن. مجله‌های آنلاین بسیار هم خوبن اما وبلاگ نیستن. من فکر می‌کنم وبلاگ‌های فارسی در کنار افزایش تعداد، کاهش محتوا پیدا کردن. این حسی هست که بعد از نگاه دوباره به این کتاب بهم دست داد.
نمی‌دونم، شاید اشتباه می‌کنم اما تصور من اینه که یک روند و شیوه وبلاگ‌نویسی داره شیوع پیدا می‌کنه که باعث می‌شه همه وبلاگ‌ها شبیه هم از آب در بیان و این موضوع از تأثیرگذاری وبلاگستان فارسی کم خواهد کرد.
پ.ن: اخیراً درباره وبلاگ‌نویسی مصاحبه‌ای با بخش فارسی دویچه‌وله داشتم که می‌تونین از اینجا بخونید.
مرتبط: روز بلاگستان فارسی

اپلیکیشن آیفونی عصیان دات نت

Osyan iPhone Appاین که خیلی‌ها گوشی آیفون ندارن، کاملاً حقیقت داره. بنابراین برنامه‌ها و اپلیکیشن‌های آیفون و آی‌پاد و آی‌پد ممکنه به درد همه نخوره. در همین راستا اگه کلی هم اپلیکیشن خوب نوشته بشه، ممکنه کاربردی برای شما نداشته باشه. فارسی یا انگلیسی یا هر زبان دیگه هم فرقی نداره.
اما این وسط تعداد این اپلیکیشن‌ها داره روز به روز افزایش پیدا می‌کنه. برنامه‌های فارسی هم کم نیستن. حالا علی اطلسی عزیز که چند تا اپلیکیشن خیلی خوب برای آیفون نوشته، لطف کرده و یک اپلیکیشن هم برای عصیان نوشته.
اگه دوست دارین که این نوشته‌ها رو توی آیفون یا آی‌پاد بخونین می‌تونین اپلیکیشن رو از اینجا دانلود کنین.
اپلیکیشن هنوز به طور کامل آزمایش نشده. یه سری اشکالات داره که دارم جمعشون می‌کنم. مثلاً بخش یوتیوب توی آیفون ۴ مشکل داره. اگه شما هم آزمایش کنید و نتیجه رو این پایین بنویسید، ممنون می‌شم.

Osyan iPhone AppOsyan iPhone App

 

بیانیه شماره یک وبلاگ عصیان

جناب بیننده، خواننده و دوست گرامی.
سلامٌ علیکم.
برادر و خواهر گرامی. رفیق و همراه مکرم. احساس می‌کنم شما یک مقدساتی برای خودت داری. حالا اسمش خداست، لنین است، انرژی است، مادر است یا هر چی. به همان چیزی که بهش معتقدی یا معتقد نیستی قسم. به گربه‌های مقدس معابد مصری قسم. قسم به قلم، قسم به وبلاگ، قسم به گیتار شماعی‌زاده، من فیلترشکن ندارم. من نمی‌دانم چه کسی این تخم لق را در دهان دوستان شکانده که هر کسی دارد این برنامه کلیک را می‌سازد لزوماً به منبع لایزال فیلترشکن دسترسی دارد. الحمدلله رب العالمین من دو سال است هیچ کجا برایم فیلتر نیست. خیلی هم ناراحتم که یک نقاطی از دنیا سایت‌ها را فیلتر می‌کنند. خودم هم قبلاً درد هجری کشیده‌ام که مپرس. هر جا هم که از دستم بر بیاید این موضوع را که یکی از دغدغه‌هایم است، مطرح می‌کنم و بهش می‌پردازم. اما به تمام مقدسات و نامقدسات قسم فیلترشکن ندارم.
دوست گلم. فدای آن دل نگرانت بشوم که نمی‌توانی حتی وبلاگ خودت را بخوانی. به جان ناقابل خودم من دعوتنامه بالاترین، پایین‌ترین و اینها را هم ندارم. چرا فکر می‌کنی کسی مثل من باید دعوتنامه داشته باشد؟
مخاطب گرامی. درست است که من سرم برای تکنولوژی خیلی درد می‌کند. درست است که من توی وب پلاسم. اما واقعاً نمی‌دانم که لپ‌تاپ فیلان شرکت اچ‌پی نسبت به نت‌بوک بیسار کمپانی معظم سونی چه مزیتی دارد. به طور پیش‌فرض چنین چیزی نمی‌دانم. اگر هم بخواهم بدانم، می‌روم سراغ صد هزار نوع سایت جور واجور که بین انواع و اقسام گجت‌ها از شیردوش تمام‌خودکار شتر بدون کوهان سلسه جبال آند تا دستگاه جیبی فردهنده و کزدهنده پشم جوجه اردک زشت، مقایسه بصری، نظری و نموداری انجام می‌دهند. قربان شکل ماهت بروم یک زحمتی بکش همان کاری را که من در این جور مواقع انجام می‌دهم تو هم انجام بده. یک جست‌وجویی در گوگل بکن. گوگلیدن آغاز کن. قسم به سه تا دبلیو اول آدرسم، جوابت را پیدا می‌کنی.
تصدقت گردم. خیلی از نوشته‌های وبلاگ این حقیر مال هشت سال پیش و بعد از آن است. خیلی از سایت‌هایی که توی دوران وبلاگ‌نویسی‌ام نوشته‌ام، از صحنه اینترنت محو شده‌اند. خیلی از نرم‌افزارهای معرفی‌شده دیگر وجود خارجی ندارند. من مسؤول پشتیبانی آن نرم‌افزارها نیستم. تو را به صدای کانکشن دیال‌آپ قسمت می‌دهم به من فحش نده. من بی‌تقصیرم.
قربانت شوم. من گاهی شکر اضافه خورده‌ام و در حوزه‌های مختلفی چون کتاب، موسیقی، تئاتر و فیلم هم چیزهایی نوشته‌ام. غلط کردم. اگر با داریوش اقبالی، شادمهر عقیلی، شبکه فارسی وان، کشیلفسکی و… کار دارید، یک نگاهی به بالای این صفحه بیندازید. اینجا سایت یک آدمی به نام نیما اکبرپور است که پرت و پلاهایش را گردآوری می‌کند. اینجا سایت این عزیزان نیست. کامنت‌های شما به دست این عزیزان نخواهد رسید. وقت خود را تلف نکنید.
با تشکر
روابط عمومی سایت عصیان

یا محول الپیج المشترک الگرامی

الحمد لله رب العاملین که نزدیک به دو ساله که توی سایت‌ها که می‌چرخم، به در بسته نمی‌خورم. تا حالا نشده که سایتی رو ببینم که جلوش رو گرفته باشن. این موضوع علاوه بر لذت شخصی که از اینترنت می‌برم، یه جور عذاب وجدان هم برام به همراه داره. آدمی رو تصور کنین که داره غذا می‌خوره و یکی دیگه رو می‌بینه که داره نگاهش می‌کنه. این جور وقت‌ها لقمه به سختی از گلوم پایین می‌ره.
خلاصه به نظر میاد که کمیته فیلترینگ تصمیم گرفته تا تغییری رو در صفحه مشهور «مشترک گرامی بلاه بلاه بلاه» به وجود بیاره (ببینم معادل بلاه بلاه در فارسی باید یه چیزی باشه در مایه‌های فیلان و پیسار نه؟)
در طراحی جدید صفحه مشترک گرامی، از قرار یک سری سایت پیشنهادی هم گذاشته شده. اما خب این که چطوری این سایت‌ها رو انتخاب کردن، واسه خودش یه سؤال بزرگه. اما نکته بعدی اینه که این وب‌سایت‌ها رو از سایتی به نام مفید لینکز میارن توی صفحه مشترک گرامی. حالا سایت مورد نظر مال مخابراته؟ نه مالکیت این سایت به نام یک شخص ثبت شده. در واقع طبق اطلاعاتی که در سایت نیک دات آی آر موجوده، آقای مجید صاقیان مالک سایت مفید لینکز هستن. سؤال دوم برای من اینه که شرکت مخابرات ایران، بر اساس چه قانونی حق داره ترافیک سایت‌های فیلترشده رو به سمت یک سایت شخصی هدایت کنه؟ دیگه کم مونده که مخابرات عزیز برای این صفحه دلچسب و پربازدیدکننده، یه سری آگهی تبلیغاتی هم بگیره. خداییش نامردیه اگه به این ایده عمل کنین و به من پورسانت ندید. این هم پروپوزال. البته اجازه بدین که اعتراف کنم این پیشنهاد، ابتکار خودم نیست. دقیقاً سه سال و نیم پیش شرکت سپنتا، همچین ابتکاری رو برای صفحات مشترک گرامی، به کار گرفته بود که حکایتش رو همون موقع اینجا نوشتم.
اما نکته دردناک برای من خوندن مطلب «سال نو و صفحه فیلترینگ نو» از سایت خوب آی‌کلاب بود که بد نیست شما هم بخونین.