رفتن به نوشته‌ها

ماه: فوریه 2012

آهنگ، اپلیکیشن و کتاب هفتگی رایگان در استارباکس

این روزها تنوع تبلیغات شرکت‌ها خیلی متنوع شده و روزی نیست که با یک نوآوری مواجه نشیم. گاهی وقت‌ها که با نمونه‌های جالب برخورد می‌کنم، یک گوشه یادداشت می‌کنم تا سر فرصت اینجا بنویسم. هم برای این که برای خودم بایگانی بشه هم برای این که شاید این ایده به درد بخوره و کسی ازش استفاده کنه.

تقریباْ هر کسی با استارباکس Starbucks آشناست. قهوه‌خانه‌های (همون کافی‌شاپ) زنجیره‌ای که همه جای دنیا (به جز ایران البته) می‌شه پیداشون کرد. استارباکس رقبای زیادی داره. ابتکاری که استارباکس برای جلب مشتری همین چند سال پیش انجام داد این بود که اینترنت رایگان رو در شعبه‌های خودش ارائه داد. این موضوع باعث شد تا اونهایی که دوست دارن جایی خارج از منزل یا محل کارشون چند ساعت پای اینترنت بشینند، وبگردی کنند، کارهای درسیشون رو انجام بدند، با آشنایی و دوستی گفت‌وگوی صوتی و تصویری انجام بدند و در کنارش نوشیدنی بخورند، به استارباکس پناه ببرند.

روش کاری هم طوری نیست که برای هر کسی زمان خاصی در نظر گرفته باشند. یعنی شما می‌تونید یک قهوه بخرید و تا وقتی که مغازه بسته بشه، اونجا بشینید.

اما چند ماهی هست که در شعبه‌های بریتانیا و ایالات متحده (و احتمالاْ کشورهای دیگه که شخصاْ ندیدم)، این امکان فراهم شده تا یک هدیه اپلی هم دریافت کنید. به این صورت که کارت‌هایی رو در بخش تحویل نوشیدنی گذاشتند که پشت هر کدومشون یک رمز نوشته شده. با وارد کردن این رمز در اپ‌استور، آی‌تیونز یا آی‌بوک آیفون، آی‌پاد یا آی‌پدتون، می‌تونید یک کتاب الکترونیک یا یک آهنگ دریافت کنید.

سایتی برای رسم شجره‌نامه به فارسی

تا چند روز دیگه باید اثاث‌کشی کنم به خونه جدید. داشتم وسایلم رو مرتب می‌کردم که برخوردم به یک برگ کاغذی که ده دوازده سال پیش یک نمودار توش کشیده بودم. یادمه که پدربزرگم چند ماهی می‌شد که مریض بود و زمین‌گیر. یک روز که به عیادتش رفته بودم، ازش پرسیدم که بابابزرگ اسم پدرت چی بود. اون اسم پدرش رو بهم گفت. بعد پرسیدم اسم پدر اون چی بود؟ باز هم جواب داد. همین طوری سؤالاتم رو ادامه دادم و پدربزرگم تا جایی که حافظه‌ش یاری می‌کرد، بهم جواب داد و خلاصه تونستم تا پنج شش نسل برگردم عقب. بعدتر این سؤال رو از مادربزرگ و پدر و چند نفر دیگه پرسیدم. نتیجه‌ش شد یه شجره‌نامه کوچیک که توی اون کاغذ کشیده بودمش.

پیدا کردن دوباره اون کاغذ باعث شد تا نگاهی دوباره بهش بندازم و متوجه شدم که بیشتر اون اسامی رو یادم رفته. هرچند برای من اصل و نسب مردم چندان مهم نیست اما این موضوع که این یه تیکه کاغد ممکنه که یه روز گم بشه یه جورایی مقل از دست دادن دوباره پدربزرگم به نظرم رسید. این بود که تصمیم گرفتم اون رو یه جایی ثبتش کنم. این بود که به دنبال وب‌سایتی گشتم که بشه باهاش شجره‌نامه رسم کرد. جالبه که اولین وب‌سایتی که پیدا کردم یک سایت فارسی بود که همون اول متوجه شدم در واقع بخش فارسی یک وب‌سایت خارجیه.

سایت My Heritage به ۳۸ زبان از جمله فارسی در دسترسه و داوطلبان می‌تونن زبان‌های دیگه‌ای رو هم بهش اضافه کنند. هر چند برگردان به فارسی بسیار خوب انجام شده اما در داخل سایت چون از فلش برای رسم نمودارها و منوها استفاده می‌شه، کلمات فارسی بهم می‌ریزن. برای مثال شما می‌تونید اسمتون رو به فارسی وارد کنید اما وقتی داخل سایت می‌شد، همه چیز قاطیه. اما اگه محیط کار رو فارسی نگه دارید و محتوا رو انگلیسی وارد کنید، کار باهاش راحت‌تره.

سایت همه امکانات لازم رو برای این که شما شجره‌نامه خودتون رو رسم کنید، داره. در نهایت هم می‌تونید این شجره‌نامه رو به صورت پی‌دی‌اف منتشر کنید. از امکانات این سایت می‌شه به جست‌وجوی فامیل و اقوام و افراد هم‌نام با شما اشاره کرد و مواردی مثل فناوری تشخیص چهره و این که فرزندتون چه شکلی خواهد شد.

نسخه پولی این سایت بهتون اجازه می‌ده تا به امکانات دیگه‌ای هم دسترسی پیدا کنید. هر چه بانک این اسامی کامل‌تر می‌شه امکان این بیشتر پیدا می‌شه تا افراد اقوام دور و گمشده خودشون رو راحت‌تر پیدا کنند.

گرچه این روزها با وجود سایت‌هایی مثل فیس‌بوک به اندازه کافی دردسر درست شده که شاید شما دوست نداشته باشید نوه عموی مادربزرگ پسر خاله نامادریتون رو پیدا کنید.

ایمیل ملی و یک نکته فوق‌العاده!

این نوشته درباره ایمیل ملی ایران هست که این روزها هم تبلیغات زیادی درباره‌ش می‌شه هم به نظر میاد که با ایجاد مشکلات برای اتصال برای سرویس‌های چون جی‌میل و یاهو، سعی می‌شه تا کاربران اینترنت رو به سمت استفاده از ایمیل ملی سوق بدند.

این نوشته توضیح می‌ده که این سرویس در واقع یک سرویس Anonymous remailer محسوب می‌شه. البته برای یک نفر که حرفه‌ای باشه امکانش هست که با استفاده از کنترل هد ایمیل دریافتی، ایمیل جعلی رو تشخیص بده اما برای همه این ممکن نیست و به اشتباه می‌افتند.

نویسنده میهمان: آرمین

خب اول از همه همونطور که قبلا هم به کرات گفتم من ایمیل ملی رو دوست دارم! و حتی باعث افتخاره که آدرس ایمیلم «ات ایران . آی‌آر» هست. مشکل اینجاست که ای کاش بهتر اجرا می‌شد. ای کاش جوری بود که واقعا ترغیب می‌کرد که ازش استفاده کنیم. بگذریم٬ بحث الانم اینها نیست!
امروز به یه نکته خیلی جالب توی ایمیل ملی برخورد کردم. ایمیل ملی ات ایران٬ به شما این امکان رو می‌ده که از هر اسم و آدرس ایمیلی که دوست دارید ایمیل بفرستید و لزومی نداره که این ایمیل متعلق به خودتون باشه!
خب این یعنی چی؟ یعنی مثلاً من می‌تونم با آدرس ایمیل دوستم یا استادم یا هرکسی که بخوام برای هر کس دیگه ای ایمیل ارسال کنم بدون اینکه خودش متوجه بشه!
برای مثال عکس‌هایی که اینجا هست رو ببینید. توی عکس اول من در ایمیل ملی یه شناسه دلخواه اضافه کردم (بدون نیاز به هیچگونه تأیید)!

اپلیکیشنی برای تغییر آهنگ‌ها در بار

این اپلیکیشنی که می‌خوام معرفی کنم، مطمئتاً به در خیلی از کشورها نمی‌خوره. اما هدف از معرفی اون، در واقع معرفی یک ایده هست.

خیلی وقت پیش درباره اپلیکیشن شازم صحبت کردم. شما اون آهنگی رو که توی محیط دور و برتون در حال اجرا هست، به شازم می‌دید تا بهتون بگه که اون آهنگ چیه و خواننده یا نوازنده‌ش کیه. اما پشت این اپلیکیشن یه ایده خوب هست برای پخش موسیقی در بارها. اگه شما در باری باشید که در شبکه Secret DJ عضوه، با استفاده از این اپلیکیشن نه‌تنها می‌تونید متوجه بشید که چه آهنگی در حال پخشه بلکه اگه دوستش دارید می‌تونید اون رو بخرید. اما از همه اینها مهم‌تر اینه که شما می‌تونید از توی سیاهه آهنگ‌ها، اونی رو که می‌خواهید انتخاب کنید تا توی صف پخش قرار بگیره.

این اپلیکیشن هم برای آیفون و هم برای اندروید طراحی شده و شما قبل از استفاده باید در اون نام‌نویسی کنید که در یک دقیقه ممکنه. بعدش هم می‌تونید از ویژگی مکان‌یاب گوشی‌تون بهره ببرید و بار یا پاب مورد نظر رو انتخاب کنید و به آهنگ‌هاش دسترسی پیدا کنید. معمولاً روی شیشه این جاها می‌تونید برچسب سکرت دی‌جی رو ببینید.

این اپلیکیشن طبیعتاً به درد ایرانی‌ها نمی‌خوره اما می‌تونه نمونه‌ای از یک ایده خوب باشه. شاید بشه نمونه ایرانیش رو هم پیاده‌سازی کرد. کسی چه می‌دونه؟

 

البته از هر جای دنیا می‌شه به این صفحه از سایت رفت و دید که کجا چه آهنگی در حال اجراست. از اینجا هم می‌شه فهمید کدوم کاربر الان کجاست و چه پیشنهادی داده. البته اگه کمی هم هوس شیطنت به سرتون بزنه می‌تونید برای بار بغلی یه آهنگ مضحک انتخاب کنید!

آموزش رایگان در مدرسه روزنامه‌نگاری میانه

در سال‌های اخیر دوره‌های مختلف آنلاین برای آموزش راه‌اندازی شده و درطول این سال‌ها من هم سعی کرده‌ام که برخی از این دوره‌ها رو به خوانندگان این وبلاگ معرفی کنم.

مدرسه روزنامه‌نگاری میانه رو یک سری روزنامه‌نگار قدیمی راه‌اندازی کردند تا با کمک مدرسان مختلف به رایگان دوره‌های روزنامه‌نگاری و خبرنگاری برگزار کنند.
هر یک از کارآموزان، در جریان این دوره‌ها و هم‌زمان با آموختن اصول روزنامه‌نگاری، یک پروژه‌ عملی گزارش‌گری را در مشورت با استادان مدرسه طرح و اجرا خواهند کرد. مدرسه میانه همزمان با آموزش شیوه‌های شناخته شده روزنامه‌نگاری، توجه خاصی به آموزش روش‌های کار با رسانه‌های نو و شیوه‌های تلفیقی چندرسانه‌ای دارد. روزنامه‌نگاری در زمانه اینترنت ویژگی‌ها و قابلیت‌های تازه‌ای پیدا کرده است و مدرسه میانه می‌خواهد که علاقه‌مندان را با جلوه‌های ‌نوین آموزشی، فرهنگی، هنری و فنی آن آشنا کند.

پذیرش کارآموزان بر پایه‌ دانش، ویژگی‌ها، توانمندی‌ها وتجربه‌ کاری آنها خواهد بود و به کسانی که با موفقیت این دوره‌‌ها را بگذرانند گواهی معتبر مؤسسه بین‌المللی گزارش‌گری جنگ و صلح داده خواهد شد.
فرصت ثبت‌نام برای شرکت در نخستین دوره آموزشی که در تاریخ ۱ اسفند ماه (۲۰ فوریه) آغاز می‌شود، فقط تا ۱۲‌ام فوریه خواهد بود.

فرم درخواست پذیرش رو از اینجا می‌تونید پر کنید.

انیمیشن: اسکیت‌سواری خانم‌ها

وحید نیک‌گو یکی از کارتونیست‌هایی هست که شاید کمیک‌استریپ‌هاش رو دیده باشید. خیلی از این کمیک‌ها درباره اینترنت و فضای مجازی هستند برای همین تقریباً می‌شه هر جایی اونها رو دید. چند وقت پیش با یکی از دوستانم صحبت می‌کردیم که ای کاش کارتونیست‌های ما بیشتر انیمیشن تولید کنند. پیش از این هم بزرگمهر حسین‌پور و افشین سبوکی و دوستان دیگه این کار رو کردند. به طور مشخص توی ذهنم کارهای وحید نیک‌گو بود.

امروز متوجه شدم که وحید انیمیشن هم درست کرده و می‌کنه. یکی از آخرین تولیداتش هم مجموعه‌ای هست با عنوان «ممکن است برای شما هم اتفاق بی‌افتد» که قسمت اولش رو اینجا می‌ذارم. با مشاهده  اپیزود دوم این قسمت یعنی «اسکیت‌سواری خانم‌ها» یاد مجموعه Happy tree friends افتادم که قبلاً هم درباره‌ش نوشته بودم.

تأثیر استتوس‌ها در ادبیات معاصر!

چند وقت پیش داشتم با خودم فکر می‌کردم که پدیده‌ای به نام اعلام وضعیت یا همون استتوس چقدر توی ادبیات و گفتارمون تأثیر گذاشته. شاید شما هم بدونید که داستان توییتر از ایده استتوس‌های یاهومسنجر شروع شد. استتوس‌ها هم از یک اعلام مشغول بودن یا آزاد بودن شروع شدند اما کم‌کم عبارت‌های دیگه‌ای هم بهشون اضافه شد. وضعیت‌هایی مثل این که «دارم تلفنی حرف می‌زنم» یا «پشت میزم نیستم» یا «رفتم بیرون» و چیزهایی از این قبیل.

بعدتر هم که به جای انتخاب از بین چند گزینه، این امکان ایجاد شد تا هر کسی استتوس خودش رو بنوبسه. داستان همین طور ادامه پیدا کرد تا جایی که وقتی یه آهنگی گوش می‌کردی، می‌شد با اضافه کردن افزونه کاری کرد تا اسم آهنگ و خواننده‌ش به طور خودکار توی استتوست نمایش داده بشه.

برای نوشتن استتوس فضای چندانی در دسترس نبود. باید منظورت رو توی یک خط و با چند واژه بیان می‌کردی. این ایده‌ای بود که در نهایت منجر به ساخت سایتی مثل توییتر شد و پدیده‌ای به نام میکروبلاگ یا ریزبلاگ شکل گرفتند. این ایده چون چیز جالبی بود، توی سایت‌های دیگه هم از جمله فیس‌بوک پیاده شد. البته دیگه محدودیت ۱۴۰ نویسه‌ای توییتر رو نداشت.