خیلی دور، خیلی وبلاگ

Travel Blogهفته‌نامه چلچراغ– فصل تابستان چند روزی است که شروع شده و مثل هر سال بازار سفر برای ما و تراول و تریپ برای شما داغ شده است. توی این فصل هر کسی سعی می‌کند به اندازه جیب خودش مسافرت برود. ما هم گاه‌گداری یک گریزی می‌زنیم و تا جایی که پولمان افاقه کند و به اصطلاح باتریمان انرژی داشته باشد، از محل زندگیمان دور می‌شویم. آن وقت‌هایی هم که دخل و خرجمان با هم جور نشود، می‌نشینیم همین جا پشت مانیتور و سفر مجازی می‌کنیم یا سفرنامه می‌خوانیم که گفته‌اند وصف العیش، نصف العیش. الان هم می‌خواهم دستتان را با حفظ تمام شؤونات بگیرم و با چند تا از این سایت‌ها آشنایتان کنم.

ادامه

ری‌کپچا: سازمان بازیافت متون قدیمی

ReCaptcha Projectزیگ‌زاگ– در حالت عادی هیچ کسی دوست ندارد که رو دست بخورد ولی گاهی وقت‌ها رودست خوردن چنان شیرین می‌شود که ممکن است به استقبالش هم برویم. درباره بازی برچسب‌زنی گوگل نوشتیم که چگونه ممکن است همراه بازی به بهینه‌سازی جست‌وجو در گوگل کمک کرد. این بار اما صحبت از «کپچاهای ترجمه» است. روشی که باعث می‌شود تا یک کتاب ناخوانا، قابل خواندن شود. ترجمه یک کتاب غیرقابل خواندن به کتابی خواندنی.
جنگ اسپمرها
کپچا یک عکس با حروف و اعداد کج و معوج است که شما هنگام پر کردن یک فرم در اینترنت بارها با آن برخورد کرده‌اید. خاصیت کپچا (CAPTCHA) این است که انسان می‌تواند به‌سادگی آن را بخواند ولی در حال حاضر یک ماشین (کامپیوتر) نمی‌تواند. سایت‌های زیادی از کپچا استفاده می‌کنند تا فرستندگان هرزنامه (Spam) نتوانند خراب‌کاری کنند.
خراب‌کاران عقب‌نشینی نمی‌کنند. آنها شمشیر را از رو بسته‌اند و راه‌هایی برای مقابله با کپچاها دارند. یک راه هرزنامه‌نویسان (Spammer) در این مبارزه، ایجاد سایت‌های پورنوگرافی هست. آنها یک سایت پورنوگرافی درست می‌کنند و در بخش ثبت‌نام، کپچایی را قرار می‌دهند که از سایت موردعلاقه‌شان برداشته شده است. شما برای دیدن محتوای سایت پورنوگرافی مجبور هستید معمای کپچا را حل کنید. اینجاست که هرزنامه‌نویس ورودی شما را به نفع خود مصادره می‌کند و شما در نقش یک کارگر هوسران، مشکل هرزنامه‌نویسان را حل می‌کنید. [+]

ادامه

شما روی AIR هستید

Current TVهفته‌نامه چلچراغ– درباره پدیده‌ای به نام «شهروند خبرنگار» بارها نوشتیم و گفتیم که با پیشرفت تکنولوژی و ارزان‌تر شدن و در نتیجه همگانی شدن ابزاری مانند موبایل‌های دوربین‌دار شهروندان عادی در مقام خبرنگاران قرار گرفته‌اند و دقیقه‌ای نیست که یک خبر روی وبلاگ‌ها یا یک ویدئو در سایت‌ها به اشتراک گذاشته نشود.
با همه‌گیر شدن این پدیده سایت‌های اشتراک محتوا اقبال بیشتری پیدا کرده‌اند. این روزها سایت‌هایی چون یوتیوب از پربیننده‌ترین سایت‌ها محسوب می‌شوند و حالا کم‌کم شبکه‌های تلویزیونی راه‌اندازی می‌شوند که تولیدات «شهروند خبرنگار»ان را پخش می‌کند.
شبکه تلویزیونی «کارنت» که در سال ۲۰۰۵ افتتاح شد در این زمینه پیشرو بوده و نزدیک به سی درصد از پخش روزانه خود را به برنامه‌هایی اختصاص داده که بینندگانش آن را تولید می‌کنند. به گفته مارک گلدمن مدیر اجرایی کارنت، مخاطبان این شبکه، هر روز با ارسال برنامه‌هایی در موضوعات مختلف خبری، مسائل روز، مد روز، موسیقی و اجتماعی به تنوع برنامه‌های این شبکه کمک می کنند. شاید برایتان جالب باشد که بدانید بنیانگذار این شبکه کسی نیست جز «ال گور» معاون «بیل کلینتون» رئیس‌جمهور سابق آمریکا. همان کسی که فیلم مستندش را با نام «حقیقت تلخ» در اسکار ۲۰۰۷ جایزه بهترین فیلم مستند را از آن خود کرد. پس بعید نیست که چنین فردی به راه‌اندازی چنین شبکه‌ای علاقمند باشد.

ادامه

روی جلدم بنویسید: مسافر

BC_Vektorlogoزیگزاگ– آورده‌اند که «آن کسی که کتاب یا سی‌دی‌اش را به کسی قرض بدهد، مخش تعطیل است و آن کسی که آنها را پس بیاورد، مخش تعطیل رسمی است!»
گذشته از این عادت‌های خوب یا بد، هستند افراد زیادی که وقتی کتابی می‌خوانند، فیلم می‌بینند یا موسیقی گوش می‌دهند، دوست دارند که خواندن، دیدن یا شندینشان را به دیگران هم توصیه کنند. تا اینجای کار به هیچ وجه اشکالی ندارد اما موضوع بحث ما کسانی از این دسته هستند که اقلام فرهنگی مذکور را به دیگران قرض می‌دهند. درباره سی‌دی نظر خاصی ندارم، چون که در اغلب مواقع با زیر پا گذاشتن قوانین کپی‌رایت یک نسخه از آن در بایگانی نفر بعدی جا خوش می‌کند اما درباره کتاب چنین اتفاقی یا نمی‌افتد یا به ندرت صورت می‌گیرد.
موضوع به طور دقیق برمی‌گردد به آن دسته‌ای که جزو گروه «خودتعطیل» قرار گرفته‌اند و اصلاً قصد ندارند کتاب محبوبشان را پس بگیرند. آنها چه می‌کنند؟ کتابشان را در یک مسیر نامعلوم رها می‌کنند به امید آن که فرد دیگری کتابشان را بخواند و به نفر بعدی بدهد. شاید بتوان آنان را مثال عینی شعر «تو نیکی می‌کن و در دجله انداز» دانست.
مثل هر کتاب داستانی که آغازی دارد و میانه‌ای و سرانجام پایان و فرجامی، ماجرای تشکیل این گروه هم داستانی دارد؛ گرچه پایان این داستان هنوز بسته نشده و دنباله دار است. راستی، داستان تشکیل این گروه چیست و از کجا آغاز می‌شود؟

ادامه

کامپیوتر، وب‌کم، اکشن!

Justin TVهفته‌نامه چلچراغ– آیا واقعاً انقلاب دیگری در راه است؟ آیا قرار است که یک سونامی دیگر در اینترنت شکل بگیرد؟
این روزها هر چه که می‌گذرد می‌بینیم که کاربران اینترنت بیشتر به حرفه‌ای‌های تکنولوژی نزدیک می‌شوند. در حقیقت این امر به خاطر در اختیار گرفتن امکانات جدیدی است که در اینترنت متولد می‌شوند و کارهایی را که تا پیش از این از دست حرفه‌ای‌ها بر می‌آمد عامیانه‌‌تر می‌کنند و عمومی‌تر.
هیچ دقت کرده‌اید چند وقت است که سرویس‌هایی با نام‌هایی که یا با You شروع می‌شوند و یا با آن خاتمه می‌یابند، چقدر رو به افزایش است و به سرعت سر از میان سایت‌های محبوب کاربران در می‌آورند؟ یوتیوب را که می‌شناسید؟ سایتی که به شما امکان می‌دهد ویدئوهای خودتان را در آن بارگزاری کنید و در اختیار همگان قرار دهید [+]. بیهوده نبود که شخصیت امسال تایم یک کامیوتر بود با صفحه‌ای آینه‌ای که اگر درونش نگاه می‌کردید، تصویر خودتان را می‌دیدید. شما شخصیت سال بودید [+].
با پادکست هم که پیش از این افتخار آشنایی پیدا کردید؟ رادیویی را می‌گویم که خودتان می‌توانید روی اینترنت برپا کنید [+]. حالا اجازه بدهید که یک قدم آن طرف‌تر برویم. بهتر بگویم. امکانات اجازه داده است که ما یک قدم آن طرف‌تر برویم. راه‌اندازی تلویزیون شخصی. وقتی صحبت از تلویزیون می‌کنم اصلاً منظورم این نیست که برنامه‌هایی را ضبط کنیم و بعد بگذاریم روی اینترنت. این چه تفاوتی با گوگل‌ویدئو و یوتیوب دارد؟ تعریف این تلویزیون دقیقاً این است که شما یک کانال ۲۴ ساعته با پخش زنده برای خودتان خواهید داشت. اولین و جالب‌ترین تلویزیون شخصی ۲۴ ساعته اینترنتی جاستین تی‌وی است.

ادامه

سایتی برای شروع

Jaygashtهفته‌نامه چلچراغ– هنوز برای خیلی‌ها اینترنت و یاهو معنای یکسانی دارند. این به معنای آن است که آنها اینترنت را با یاهو شناخته‌اند و اولین صفحه‌ای را که باز می‌کنند صفحه ورودی یاهو است.
هر کسی بنا بر عادتی که دارد و محبوبیت و اهمیتی که برای سایت‌ها قائل است از یک سایت وبگردیش را شروع می‌کند. سایت‌هایی مثل یاهو که پورتال نامیده می‌شوند در واقع صفحاتی هستند که حجم زیادی از لینک‌ها را در خود جا داده و خلاصه موضوعات متنوعی را در یک صفحه گرد هم آورده‌اند. کاربران مختلف از هر رده و سلیقه‌ای می‌توانند به موضوع مورد نیاز خود از این درگاه وارد شوند و در صورتی که هدفشان را در این صفحه نیافتند، می‌توانند از موتور جست‌وجوی موجود در ان استفاده کنند و به مقصود برسند.
اما داستان به همین جا ختم نشد. یاهو به تدریج بخشی را به سایت خود اضافه کرد که صفحه شخصی یاهو نامیده می‌شد و کاربران می‌توانستند آن را مطابق سلیقه خودشان تنظیم کنند تا به محض ورود با شناسه خود به سایت یاهو، اخبار و قسمت‌های مورد توجه خود را ببینند. این ایده بعدها به گوگل هم اضافه شد چرا که گوگل متوجه شده بود که رفتار کاربران اینترنتی به سمت شخصی کردن صفحات وب و کنترل بیشتر روی سایت‌ها تمایل پیدا کرده است این بود که صفحه شخصی گوگل راه‌اندازی شد.
کمی بعد سایت‌های دیگری ایجاد شدند که تنها این بخش را هدف گرفته بودند. این که هر کاربر بتواند بخش‌های مورد علاقه‌اش از سایت‌های مختلف را در یک صفحه گرد هم بیاورد. تلاش این سایت‌ها ارائه خدماتی بود که کاربران به واسطه ان بتوانند یک صفحه شروع دائمی برای خودشان بچینند.

ادامه

توییتر؛ «داری چه کار می‌کنی؟»

Twitterزیگزاگ– شاید بشود گفت پرسش‌های اندکی هستند که می‌توانند موجی فراگیر بر پا کنند و همه را به بحث بکشانند. معمولاً برخی پرسش‌ها درباره سیاستمداران، ستارگان و سوپراستارها هستند که می‌توانند چنین جنجالی عظیمی را بر پا کنند. اما این بار طرح یک پرسش ساده در اینترنت توانسته سونامی جدیدی را پس از وبلاگ و پادکست به وجود بیاورد. این پرسش چیزی نیست به جز: «الان داری چی کار می‌کنی؟»
این پرسشی است که نه خطاب به چهره‌های سرشناس، بلکه خطاب به تک تک کاربران بی‌نام و نشان اینترنت طرح می‌شود.
این توییتر که می‌گن، یعنی چه؟
توییتر به معنای چهچهه یا آواهایی متناوب است. شاید کاراکتر کارتونی توییتی را یادتان باشد. همان قناری زرد رنگ که با یک پیرزن و یک گربه زندگی می‌کرد! اما توییتری که صحبتش را می‌کنیم چیزی نیست جز یک سایت که با طرح این سؤال مشهور شده و همه دارند در هر لحظه به همین سؤال جواب می‌دهند:
ساعت ۱۴:۳۰، ۲۲ آوریل: من دارم فیلم سیصد را می‌بینم.
ساعت ۱۱:۲۲، ۲ مارس: دارم سایت زیگ‌زاگ را می‌خوانم.
یک دقیقه قبل: کلافه‌ام!
شاید در دیدگاه اول هر کسی فکر کند که این کار، وقت تلف کردن است. اصلاً چه معنی دارد که من در هر لحظه گزارش دهم که به چه کاری مشغولم؟ این سؤال واقعاً در مغزتان شکل گرفت؟ بگذارید ببینم. نکند شما مجردید؟ چرا این را می‌پرسم؟ برای این که یک فرد متأهل هر لحظه به طور خودکار به سؤال «داری چه کار می‌کنی؟» جواب می‌دهد.

ادامه

ادیسه مجازی

Second Lifeهفته‌نامه چلچراغ– گاهی خیلی از ما در خیال خودمان زندگی دومی داریم که در آن هر کاری که دوست داریم انجام می‌دهیم. دنیای فناوری چندی است که این رویا را به واقعیت بدل کرده و به مردم این امکان را می‌دهد که زندگی دومی را تجربه کنند. «زندگی دوم» یا Second Life چیزی نیست جز یک بازی اینترنتی در یک فضای سه بعدی مجازی با امکاناتی که به کاربرانش اجازه می‌دهد تا تمام کارهایی را که به طور روزمره انجام می‌دهند، در «زندگی دوم» خود به تحقق برسانند. کاربران می‌توانند با حضور در این دنیای مجازی که در سال ۲۰۰۳ خلق شد، همه کارهایی را که در زندگی روزمره و عادی خود انجام می‌دانند، در اینجا نیز تکرار کنند. [+]
«زندگی دوم» این روزها تنها یک بازی سرگرم‌کننده نیست. ساده‌انگارانه خواهد بود اگر درگیری بازیگران آن را تنها برای سرگرمی بدانیم. این موضوع را بیش از پیش اخباری به ما گوشزد می‌کنند که هر روزه درباره «زندگی دوم» منتشر می‌شود.
فیلیپ روزدال، بنیانگذار این دنیا می‌گوید: «زندگی دوم یک بازی رایانه‌ای نیست بلکه جایی است که مردم در آن به ساخت آلات و ادوات می‌پردازند. ابتدا باورش برای مردم سخت است تا این که وارد این دنیا شده و در همان لحظات نخست معتادش می‌شوند». در این دنیای سه بعدی تازه‌واردان، امکانات چون طراحی و انتخاب چهره و اندام و لباس دارند، به مهمانی می‌روند، رانندگی می‌کنند، با هواپیما سفر می‌کنند، خانه می‌سازند، عکس یادگاری می‌گیرند یا به فعالیت‌های دلخواهی چون نقاشی، عکاسی یا فیلم‌سازی روی آورده و حتی همسر اختیار می‌کنند.

ادامه

از جگر خام تا یونیفرم صدام

eBayچلچراغ– سایت eBay بزرگ‌ترین حراجی آنلاین دنیای مجازی است که روزانه هزاران معامله را سر و سامان می‌دهد. این سایت از آن سایت‌ها است که تویش از شیر مرغ تا جان آدمیزاد پیدا می‌شود و خلاصه برای خودش جای جالب و هیجان‌انگیزی است. در این میان گاهی چیزهای عجیب و غریبی به حراج گذاشته می‌شود که به قول بر و بچه‌ها پس کله هر آدمی اسفناج سبز می‌شود به چه عظمت! سعی کردم چند تا از این چیزها را که روی سایت‌های اینترنتی معامله می‌شوند گردآوری کنم بلکه شما هم در این لحظات خوش با من شریک شوید:
۱- فروش اندام‌های بدن
این خبر داغ داغ است! همین هفته قبل یک روزنامه انگلیسی از استفاده بی‌سابقه و گسترده مردم از اینترنت برای تبلیغ و فروش اندام‌های حیاتی پرده برداشت. این روزنامه فاش کرده که تعدای از مردم در حال فروش اندام‌های خود مثل کلیه، بخش‌هایی از کبد و حتی قرنیه چشم به صورت اینترنتی هستند. از قرار معلوم چون خرید و فروش اندام در انگلیس ممنوع است، بعضی از بیماران برای جور کردن اندام مورد نظر خودشان به چین و پاکستان سفر می‌کردند اما الان از طریق اینترنت اقدام می‌کنند. این طور به نظر می‌رسد که چین در این یک مورد هم به تولید انبوه اندام‌های پرداخته تا این بازار را هم از دست ندهد. اخیراً روزنامه «سان» هم یک گزارش از کسی تهیه کرده بود که برای فروش یکی از اندام‌های حیاتیش در اینترنت، تبلیغات کرده بود. [+]

ادامه

ابتکار میلیون دلاری، پیکسل‌های فروشی یک سایت

Million Dollar Homepageزیگزاگ– یک ایده خوب، می تواند صاحبش را پولدار کند. این ایده‌های ریز و درشت همیشه مثل قارچ سبز می‌شوند و ما همیشه به خود می‌گوییم: «چه جالب، چطور به فکر من نرسید؟»
یکی از همین ایده‌های نو باعث شد تا یک جوان ۲۱ ساله انگلیسی، یک میلیون دلار پول به جیب بزند. چطور چنین چیزی ممکن است؟
یک کاغذ یادداشت سفید، نقطه آغاز ماجرا بود: یک تجارت میلیون دلاری.
اواخر ماه اوت ۲۰۰۵ بود که آلکس تو، وقتی در رختخواب منزل یکی از اقوامش لمیده بود، یک فکر بکر در ذهنش جرقه زد. بزرگ‌ترین مشکل او در آن لحظه بی‌پولی بود و به هیچ وجه مطمئن نبود که از پس بدهی دانشگاهش بر بیاید. این بود که شدیداً احساس فقر و فلاکت می‌کرد.
اختراع زاده احتیاج است
نخستین چیزی که الکس روی کاغذ نوشت این بود: «چطور می‌توانم میلیونر بشوم؟» و بعد زیر این عنوان چند کلمه کلیدی را هم که به ذهنش می‌رسید اضافه کرد. با یک تحلیل مختصر و سبک و سنگین کردن نوشته‌ها، بیست دقیقه بعد ایده «صفحه میلیون دلاری» متولد شد.
این ایده چیزی نبود جز فروش پیکسل یعنی نقاط تشکیل‌دهنده مانیتور. فضایی تبلیغاتی که هر نقطه‌اش یک دلار بود و کمترین میزان خرید، یک فضای ۱۰ در ۱۰ پیکسلی معادل ۱۰۰ دلار. مقدار فضای خریداری شده مانند قطعه زمینی بود که خریدار می‌توانست در آن آگهی تبلیغاتی خود را قرار دهد. کلیک روی فضای خریده‌‌شده بیننده را به سایت خریدار هدایت می‌کرد. او همان شب دامنه مورد نظر خود را ثبت کرد: صفحه میلیون‌دلاری.

ادامه

جهانگردی رایگان با باشگاه میهمان‌نوازی

The Hospitality Clubهفته‌نامه چلچراغ– سفرنامه که می‌خوانم یک جور میل غریب به سفر غلغلکم می‌دهد و به مانند یک بیماری عود می‌کند و درد سفر به سرزمین‌های دور و غریب را می‌گیرم. این درد زمانی حاد می‌شود که دوستی ماجراهای هیجان‌انگیز مسافرتش را برایم تعریف کند یا بخوانم سفرنامه‌هایی به مانند آن چه را که منصور ضابطیان می‌نویسد. هر چندگاه یک بار هم هر آنچه که ته جیبم باقی مانده است، بر می‌دارم و می‌روم تا به آنجا که اندوخته‌ام ته بکشد. جدیداً به این فکر می‌کنم که ما ایرانیان برای سفر زیاده از حد سخت می‌گیریم و به قولی سوسول بودمان بد جوری توی ذوق می‌زند. همواره به دنبال بهترین هتل‌ها پولمان را هدر می‌دهیم و در سفر بیشتر وقتمان را به خرید می‌گذرانیم. خلاصه آن که بار سفر می‌بندیم و به دورترین مکان‌ها و کشورها می‌رویم اما تنها به سرک کشیدنی بسنده می‌کنیم و نمی‌بینیم آن چه را که باید ببینیم. همه این چیزها را گفتم که ببینم اگر به شما هم به همین بیماری دچارید، راه چاره‌ای معرفی کنم.
اسپرانتیست‌ها برای رفع این مشکل، شبکه‌ای از میزبانان همزبان را در سراسر دنیا گرد هم آورده‌اند تا بتوانند هر چه بیشتر اعضای خود را با هم مرتبط کنند. این برنامه Pasporta Servo نام دارد. میزبانان بابت اقامت از شما پولی درخواست نمی‌کنند، حتی بسیاری از آنها صبحانه یا شام نیز برایتان تدارک می‌بینند. میزبانی در این برنامه الزاماً لوکس نیست. همه نوع پذیرایی وجود دارد، از خوابیدن در کیسه خواب روی کف اتاق تا حق استفاده از تمام خانه. برای استفاده از این امکان یک شرط عمده وجود دارد. شما باید اسپرانتو را یاد بگیرید. فرم درخواست به زبان اسپرانتو است، کتابچه آدرس نیز به زبان اسپرانتو است و همه میزبانان به زبان اسپرانتو صحبت می‌کنند. البته این مسأله آن قدر که به‌نظر می‌رسد بد نیست. اسپرانتو زبانی ساده است با دستور زبانی ساده و آسان، بدون استثناء، با کلماتی به‌سادگی قابل تشخیص، یعنی هر آنچه که از یک زبان دوم انتظار دارید. می‌توانید آن‌را ظرف شش ماه بیاموزید. برای رسیدن به سطح مکالمه‌ی پایه، یک ماه آموزش کافی است. (اطلاعات بیشتر)
اما اگر حال و حوصله یادگیری زبان تازه‌ای را ندارید، می‌توانید به باشگاه میهمان‌نوازی بپیوندید.

ادامه

باز هم کتاب باز هم ویکی

Wiki Bookویکی‌پدیا را یادتان هست؟ خب این ویکی پدیا یک پسرعموی خوب و جالب توجه دارد که نباید از آن غافل شد. «ویکی بوک» یا ویکی کتاب یا به قولی «ویکی نَسک» پروژه‌ای چندزبانه برای ایجاد گنجینه‌ای از کتاب‌های با محتوای باز، راهنماها، و دیگر نوشته‌ها با محتویات آزاد است. این نهضتی که با نام «کد باز» و «محتوای باز» در دنیا به راه افتاده در حال حاضر ایده‌ای محبوب و همه‌گیر شده است. این دقیقاً به این معناست که «بیاید با هم کتاب بنویسیم». با این روش شما می‌توانید یکی از نویسندگان یک کتاب باشید که لزوماً داستانی هم نیست. «ویکی نَسک» چند بخش دارد.
ویکی‌کودکان، بخشی است که هدف از آن ایجاد مجموعه‌ای از کتابچه‌های ساده و باز برای کودکان ۸ تا ۱۱ سال است. موضوعات کتابچه‌ها باید مورد نیاز کودکان باشد و لحن آنها باید ساده و دوستانه باشد. این کتاب‌ها باید با استفاده از عکس‌ها، نمودارها و نقاشی‌های ساده به خوبی پرداخته شوند. کتابچه‌هایی که تکمیل شده باشند، ابتدا به فرمت کتابچه درآمده و سپس منتشر خواهند شد. ویکی‌مدرسه جایی برای قراردادن متون مرتبط با امتحانات و کتابچه‌های کمک‌درسی برای دانش‌آموزان دبیرستان و پیش‌دانشگاهی است. این کتابچه‌ها می‌توانند راهنماهای درسی حل‌المسائل‌ها و از همه مهم‌تر کتابچه‌های کنکور باشند. کتابچه‌های مرتبط به آموزش‌های حرفه‌ای و امتحانات متفرقه در ویکی‌حرفه‌ای می‌آیند و کتابچه‌های مرتبط به موضوعات دانشگاهی در ویکی‌جزوه می‌آیند.
این هم یک پروژه خوب و عام‌المنفعه برای کسانی که سرشان درد می‌کند برای کارهای مفید.

محصولات (RED)، به نام قرمز به کام ایدز

RED Productsامروز در صفحه نخست گوگل انگلیسی برخوردم به عبارتی با عنوان «روز جهانی ایدز و ستاد قرمز» که به مناسبت روز جهانی ایدز در صفحه اول قرار داده شده بود. روی لینک کلیک کردم و به سایت جالبی رسدم با عنوان «همراه قرمز» ا Join Red.
حالا جریان این (قرمز) یا (RED) چیست؟
(RED)
یک علامت برای درج روی محصولاتی هست که بخشی از درآمد و سودشان را برای کمک به یک برنامه مبارزه با ایدز در آفریقا با تمرکز روی زنان و کودکان اختصاص می‌دهند. بونو و بابی شرور رئیس دیتا DATA یا Debt, AIDS, Trade Africa هست. اینها کسانی هستند که برند (RED) را ایجاد کرده‌اند و در راه مبارزه با ایدز از سوی برندهای آمریکن اکسپرس، کانورس، گپ، جورجو آرمانی، موتورولا و اپل حمایت می‌شوند. علاوه بر اینها، قرمز یک تعداد اسپانسر رسانه‌ای، دوست و همکار هم دارد.
این که چرا رنگ قرمز انتخاب شده است به این دلیل است که قرمز رنگ هشدار و همچنین رنگ خون است که یکی از راه‌های انتقال و شوع ایدز محسوب می‌شود. برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید به سایت مربوط مراجعه کند و یا به وبلاگش سر بزند یا برای حمایت از این حرکت، یکی از محصولات قرمز را خریداری کنید.

یوتیوب، پدیده‌ای برای تمام فصول

YouTubeمجله الکترونیک زیگزاگ– کسانی که پیگیر خبرها و خبرسازان هستند، غالباً وقتی به سراغ اینترنت می‌روند که بخواهند از ستاره‌های نوظهور، تحولات تازه و پدیده‌های دنیای دوروبرشان آگاه شوند. اما مدتی است که اینترنت، صرفاً راوی رویدادهای دنیای بیرونی نیست بلکه پدیده‌ها و ستاره‌های خاص خود را می‌پروراند؛ پدیده‌های که تمام شهرتشان بسته به دنیای مجازی است. این پدیده‌های اینترنتی، حالا نه تنها هوش و حواس وبگردها را برده‌اند، بلکه رسانه‌های بزرگ و سنتی را هم به دنبال خود می‌کشانند.
این یک پیروزی بزرگ برای اینترنت به عنوان یک رسانه است. رسانه‌ای که ثابت کرده نسبت به اتفاقات واکنشی سریع‌تری از رقبایش نشان داده است. اتفاقاتی که از چشم خبرنگایران و رسانه‌های کلاسیک پنهان می‌مانند، در اینترنت پدیدار می‌شوند. پدیده شهروندان روزنامه‌نگار یا citizen journalist این روزها و با فراگیر شدن اینترنت بیش از پیش رنگ می‌گیرد و قدرتش را به رخ می‌کشد. هنوز از خاطرمان نرفته است که در پی وقوع انفجارهای چهارگانه متروی لندن، «تلفن‌های همراه سریع‌ترین و گویاترین تصاویر را از این حادثه و وقاع پس از آن، گرفتند.» [+]
تصاویری که بلافاصله به تلویزیون‌های خبری راه یافت اما سرانجام روی تاروپود شبکه اینترنت بود که دست به دست گشت و «همگانی» شد. پس از این انفجار سایت‌های اشتراک تصویری چون «فلیکر» از تصاویر ارسالی عکاسان آماتور و حرفه‌ای آنلاین، آکنده شد. پیش از آن هم در حادثه سونامی، تصاویر ضبط شده توسط تلفن‌های همراه از همین طریق همه‌گیر شده بود.

ادامه

نقشه اخبار و نقاط خبرساز دنیا

News Mapما هر روز اخبار می‌خوانیم. خیلی از ما هم به نوعی معتادیم به اخبار و تنها اگر چند ساعتی از اینترنت جدا باشیم، احساس می‌کنیم که در بی‌خبری عضما به سر می‌بریم و اوضاعمان خیط است. هچ وقت فکر کرده‌اید که آیا می‌توان تحلیلی ارائه داد که کدام نقاط دنیا خبرسازترند یا این که همین الان در دنیا چه خبر است؟
دنبال کردن اخبار برای ما نوعی عادت شده. بسیاری از خبرخوان‌ها و وبگردهای حرفه‌ای همواره منابع خبری زیادی را مطالعه می‌کنند. با ورود خوراک‌خوان‌ها یا RSS Reader‌ها، کار ما بسیار راحت شده و ما با اضافه کردن منابع خبری مورد علاقه به خوراک‌خوان خودمان، با یک نگاه از اوضاع مطلع می‌شویم. قبل‌ترها در گشت و گذارهای اینترنتی خودم به یک سری سایت برخورد کرده بودم که اخبار هر روز را به طور گرافیکی نمایش می‌داد. این سایت‌ها خوراک‌خوان‌های بودند که علاوه بر نمایش تیتر اخبار، روی نقشه دنیا محل اتفاق را هم مشخص می‌کردند. یا انواع دگری از آنها که بر حسب تعداد اخبار مرتبط با یک ناحیه جغرافیایی، نقاط خبرساز دنیا را با رنگ نشان می‌داد. بر طبق اطلاعاتی که این سایت‌ها به ما می‌دهند، حوزه جغرافیای ایران یکی از خبرسازترین مناطق دنیاست. که البته این امر طبیعی به نظر می‌رسد.
به هر حال مطالعه این اخبار و استفاده از این سایت‌ها برای هر معتاد به خبری جالب و جذاب است. پس چند تا از این سایت‌ها را معرفی می‌کنم که شما هم در این لذت با من شریک شوید:
۱- نقشه اخبار سایت ماروموشی. این سایت ژاپنی که اسمش هم به آدمیزاد نرفته است و مار و موش تویش جولان می‌دهند، یکی از آن سایت‌های درست و حسابی در این باره است. در این رنگ اخبار نشان‌دهنده دسته‌بندی خبر و پررنگی یا کم‌رنگی آن نشان‌دهنده تازگی خبر و منبع اخبار این نقشه، بخش اخبار گوگل است.
۲- سایت دو ونیچی که احتمالاً پسرعموی ناتنی لئوناردو داوینچی هست هم یک پروژه نقشه اخبار دارد با این تفاوت که رنگ‌ها در آن نشان‌دهنده خبرساز بودن مناطق جغرافیایی است. مناطق خبرساز دنیا بر حسب رنگ بر روی نقشه گوگل نشان داده می‌شوند. منبع خبری این سایت، روزنامه واشنگتن‌پست است.
۳- دووی اوسینگا، یک بابایی هست که بسیار هم خارجی است و علاقمند به پروژه‌های مرتبط با نقشه. یکی از پروژه‌های ایشون هم نقشه اخبار هست به نحوی که می‌بینید. در این نقشه که از منبع اخبار گوگل استفاده می‌کند، تیتر اخبار هم روی نقشه نشان داده می‌شود.
۴- این آقای مهندس میخاییل هم با این که در گرافیک کمی بی‌سلقه هست، اما نقشه اخبار جالبی درست کرده. اخبار روی نقشه به همراه یک آیکان که نشان‌دهنده نوع خبر هست، نمایش داده می‌شود. منبع خبری این سایت هم اخبار یاهو است.
۵- نقشه اخبار با نیروی نقشه گوگل و منبع خبری یاهو.
۶- اما گرافیکی‌ترن نقشه اخبار مربوط است به سایت مپ‌داپ. این سایت به صورت آنلاین اخبار را روی نقشه و در بالون‌های کوچکی که هر لحظه روی صفحه باز می‌شوند، نماش می‌دهد. شما در عین حال می‌توانید اخبار منتشر شده به صورت محافظ صفحه‌نماش یا اسکرین سیور، روی دسکتاپ یا برای نماش بالای وبلاگ یا وب‌سایت خود دانلود کنید. اخبار این سایت قابلیت شخصی‌سازی هم دارد.
از این دست سایت‌ها روز به روز بیشتر و کاربردی‌تر می‌شوند. شما هم اگر چنن سایتی سراغ دارید، بی‌خبر نگذارید ما را.