رفتن به نوشته‌ها

ماه: آگوست 2011

چند ویدئو از سامان کشاورز

شاید نماهنگ تو بدی از سینا فریاد رو دیده باشید. یک کار ویدئویی مستقل از ترانه که داستان مجزایی رو روایت می‌کنه. قبل از هر چیزی بگم که این کار به طور مستقل از این ترانه، یعنی ویدئوی Luv Deluxe، برنده جایزه اس‌اکس‌اس‌دبلیو و جایزه ساچی اند ساچی (ساعتچی) در سال ۲۰۱۰ شده. این ویدئو ببینید تا باقی ماجرا رو بعد بگم براتون.

سامان کشاورز یا اون طور که در سایت imdb نوشته سایمون کشاورز، در ۸ اوت ۱۹۸۶ در تهران متولد شد و در تابستان ۱۹۸۸ به کالیفرنیا مهاجرت کرد. از ۱۳ سالگی شبفته فیلم‌سازی بود. هر چند در سال های نوجوانی به کسب و کار علاقمند شد اما در ۱۸ سالگی تصمیم نهایی خودش رو گرفت و از اون به بعد روی ساخت فیلم تمرکز کرد و در مدرسه دانش خودش رو افزایش داد. در سال ۲۰۰۶ نخستین فیلم کوتاه خودش رو با نام Drug of Choice به پایان رسوند و جایزه منتخب بینندگان رو در جشنواره اسمال اسکرین هالیوود از آن خودش کرد.
اگر یه نگاهی به کارهای تولیدشده سامان بندازین، متوجه می‌شید که در بیشتر داستان‌هاش با زمان بازی کرده. روای داستان یک کنترل از راه دور رو در دست گرفته و هر جا که بخواد با دکمه‌هاش به عقب و جلو می‌ره و بیننده رو در زمان حرکت می‌ده.
یکی از بعترین کارهایی که ازش دیدم، باشگاه نیمه‌شب بوده در سه اپیزود. این سه تا ویدئو رو زیر هم می ذارم تا ببینید که چه شاهکاریه.

Russ Chimes – Midnight Club EP (Part 1: Never Look Back)

Russ Chimes – Midnight Club EP (Part 2: Tertre Rouge)

Russ Chimes – Midnight Club EP (Part 3: Targa)


اگه دوست دارید کارهای بیشتری ببینید، یه کلیک روی این لینک بزنین.

ترندز مپ؛ توییت‌های تازه روی نقشه

به نظر میاد که خبرنگار شهروندی همه جای دنیا رو برداشته و خیلی از ما اخبار رو از روی شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنیم. کافیه یه گوشه دنیا یه اتفاقی بیفته و ما به دنبال ساکنان اون بخش از دنیا بگردیم و توییت‌هاشون رو دنیال کنیم تا بتونیم از نزدیک جریان رو پیگیری کنیم.

من معمولاً برای برنامه نوبت شما، دنبال اخبار تازه‌ای می‌گردم که توسط شهروندان توییت شده. یک راهش اینه که هش‌تگ‌ها رو دنبال کنم. اما با این کار ممکنه خیلی از تصاویر و توییت‌ها رو از دست بدم چون گاهی چنان سرعت به‌روز شدن یک تگ زیاده که خیلی‌هاش از نظر دور می‌مونه. گاهی یکی از یک جای دیگه دنیا با همون هش‌تگ توییت می‌کنه و طبیعتاً درجه اهمیت توییتی که در محل باشه بسیار بیشتر از توییتی هست که از یه جای دیگه با همون تگ میاد.

حتماً خبر دارید که این روزها لندن و تعدادی دیگه از شهرهای انگلستان گرفتار درگیری‌های خیابانی جوانان معترض و شورش‌های خیابانیه. حداقل یک موردش رو از نزدیک شاهد بودم و این دو ویدئو رو گرفتم: ویدئوی یک، ویدئوی دو

اما چطور می‌شه توییت‌ها، ویدئوها و عکس‌هایی از محل رو دید؟ برای این که سرعت کار بالا بره، ابزارهای زیادی هست. سایت‌ها و اپلیکیشن‌های متعددی با کارایی‌های مختلف عرضه شده اما ترندز مپ Trends Map یه چیز دیگه‌ست. شما کافیه محل مورد نظر رو در جعبه جست‌وجو وارد کنید تا روی نقشه اون محل برید و برچسب‌ها رو ببینید. با کلیک روی هر برچسب می‌تونید جزئیات بیشتری رو ببینید.

مت کدوم جهنمیه؟

مت ۳۴ سالشه و کاری که دوست داشت تموم عمر انجام بده، بازی ویدئویی بود. البته خیلی زود به این آرزو رسید و خیلی هم ازش لذت می‌برد اما سرانجام متوجه شد که ممکنه چیزهای دیگه‌ای هم وجود داشته باشن که از دستشون داده. فوریه سال ۲۰۰۲ از شغلش در بریزین استرالیا استعفا داد و با استفاده از پس‌اندازش تصمیم گرفت تا سراسر آسیا رو زیر پا بذاره. اون سایتی رو ساخت تا فک و فامیل و آشناهاش ازش بی‌خبر نباشن و اسمش رو هم گذاشت Where the hell is Matt یا «مت کدوم جهنمیه؟»
چند ماهی سفر کرد تا یکی از دوستاش بهش یه پیشنهاد جالب داد. اونها داشتن یه جایی توی هانوی (ویتنام) عکس می‌گرفتن که دوستش گفت: راستی چرا اونجا نمی‌ایستی و نمی‌رقصی؟ من هم ضبطش می‌کنم. مت یه جور رقص بیشتر بلد نبود و اتفاقاً خیلی هم رقصش بد بود. اما به هر حال پیشنهاد دوستش پیشنهاد خوبی بود.
چند سالی گذشت و یکی ویدئوی مت رو دید. این ویدئو رو به نفر بعدی رد کرد. این ویدئو همین طور دست به دست چرخید و مت یک شبه کلی مشهور شد. همه به هم می‌گفتن ویدئوی این پسره رو ببین که چقدر خنده‌داره.
اقبالی که به ویدئوی اول مت شد، باعث شد تا شرکت آدامس استراید بیاد سراغش و بهش پیشنهاد داد که یه سفر دیگه رو شروع کنه. مت ازشون پرسید که بابتش پول هم می‌دید؟ اونها گفتن آره.

دایره واژگانتان را مشخص کنید

یکی از روش‌های تشخیص سطح زبان افراد اینه که بدونن طرف چند تا لغت بلده. البته خیلی کار جالبی نمی‌تونه باشه این که بشینیم و دونه به دونه تعداد واژه‌هایی رو که بلدیم، بشمریم.

زبان انگلیسی بیشتر از هر زبانی در دنیا لغت داره. بعضی‌ها می‌گن کسانی که حدود بیست تا سی و پنج هزار لغت انگلیسی بلد باشن، Native شمرده می‌شن. خارجی‌های هم باید بین ۲۵۰۰ تا ۹۰۰۰ لغت بلد باشن. حالا چطور می‌تونیم بفهمیم که چند تا لغت بلدیم؟ سایت Test your vocab کارش اینه که در یک آزمایش سه مرحله‌ای کوتاه بهتون این عدد رو می‌گه.

این سایت بخشی از یک پروژه پژوهشی آمریکایی-برزیلیه. بخش اول، واژه‌های ساده‌تری رو شامل می‌شه و صفحه دوم، شامل واژه‌هایی هست که دایره گسترده‌تری از لغات رو در بر می‌گیره و ترتیب قرار گرفتن کلمات از ساده به پیچیده هست.

شما در این دو صفحه از بین واژه‌های موجود، اونهایی رو که بلدین تیک می‌زنین و در صفحه سوم هم به چند تا سؤال جواب می‌دید تا این سایت بهتون بگه که چند مرده یا چند زنه حلاجید. سایت برای اونهایی که از ۱۰۰ هزار تا ۴۰۰ واژه بلدن مناسبه پس بد نیست که خودتون رو محک بزنید.

یک سری آمار خوب هم توی وبلاگ این سایت منتشر شده برای این که بفهمید که اوضاع شرکت‌کنندگان چطور بوده.

کتاب «دیازپام ۱۰»

فاطمه حق‌وردیان هم یکی از نویسندگانی است که تصمیم گرفته با اصلاحیه‌های نامعقولی که بر کتاب پیش از این مجوزدار و چاپ‌شده‌اش یعنی «دیازپام ۱۰» (چاپ اول بهمن ۸۲) زده شد، از چاپ مجددش منصرف بشه و با وجود گزینه‌هایی همچون چاپ زیرزمینی در داخل یا چاپ کتاب توسط ناشرین ایرانی مقیم خارج کشور، فایل پی‌دی‌اف کتاب رو برای دریافت همگان روی نت قرار بده.

تنها خواهش این نویسنده هم اینه که هزینه‌ای که قرار بود برای خرید کتاب بپردازید رو به حساب مؤسسه حمایت از کودکان سرطانی (محک) واریز کنید.

برای دریافت این کتاب می‌تونید از این لینک استفاده کنید. این هم لینک در گوگل‌داکس.

این‌ور اون‌ور، تجربه گردش‌های روزانه

بعضی‌ها ذاتاً رستوران‌باز و کافه‌نشین هستند. این طور آدم‌ها معمولاً کشفیات خودشون رو به هم اطلاع می‌دن و پاتوق‌ها رو به اشتراک می‌ذارن. سایت «این‌ور، اون‌ور» قراره داستان این‌ور اون‌ور رفتن‌ها باشه. خودشون در تعریف خودشون می‌گن:

این‌ور.اون‌ور از اسمش معلومه قراره راجع به همه ی این‌ور.اون‌ورهایی باشه که می‌ریم و خوشمون میاد و می‌خوایم شما رو هم توش شریک کنیم، بهتون معرفی کنیم تا شما هم اگه دلتون خواست و یه روز ندونستید کجا برید بهشون سر بزنید، شاید خوشتون بیاد، حالا یا از این‌ور یا از اون‌ور.

راستش ما زیاد این‌ور.اون‌ور می‌ریم و از این‌ور.اون‌ور رفتن خوشمون میاد. پارک، کافه، رستوران، تئاتر، سینما، حتی مغازه‌های باحال. شاید شما هم اگه مثل ما بودید همین کارو می‌کردید. البته این رو بگم که قرار نیست همه این‌ور و اون‌ورها برای تهران باشه ولی خوب فعلا همه ما (این‌ور.اون‌وری‌ها) ساکن تهرانیم. پس بهمون حق بدید که بیشتر مطالب اینجا راجع به شهر تهران باشه. ولی اگه شما هم دلتون می‌خواد جایی رو معرفی کنید یا مثل ما زیاد این‌ور.اون‌ور می‌رید، می‌تونید با ما همراهی کنید، ما هم خیلی خوشحال می‌شیم.

خوبی این سایت اینه که برای نشون دادن محل مورد نظر از ابزاری مثل نقشه گوگل استفاده می‌کنه، عکس‌های اونجا رو می‌ذاره و پیشنهاد می‌ده چی بخورید. پیشنهاد من اینه که یه لوگو و یه قالب مناسب‌تر برای این کار طراحی کنن و امکانات بیشتری بذازن. مثلاً اگر وب‌سایت داره کد QR مربوط رو بذارن تا بشه با استفاده از اون به سرعت رفت به سراع سایتش. اگه بتونن نسخه موبایلی براش درست کنند یا حتی اپلیکیشن بسازن تا هر کسی با موبایلش بتونه بنابر موقعیت جغرافیایی که در شهر داره، پاتوق‌ها رو پیدا کنه، خیلی خوب می‌شه. این طوری می‌شه براش مدل تجاری هم پیاده کرد و از تبلیغات هم پول درآورد.

قوطی، سایتی برای ثبت سوتی

قوطی از اون دسته از سایت‌هاست که قرار نیست رسالت خاصی جز خنداندن داشته باشه.همه ما روزانه سوتی می‌دیم یا حداقل سوتی‌هایی رومی‌بینین و می‌شنویم. قوطی جاییه برای جمع‌اوری این سوتی‌ها. خیلی ساده می‌شه اومد توی این سایت و از سوتی‌های بقیه خوند و از سوتی‌های خود نوشت. هدف دیگه‌ای هم جز این نیست! سایت هنوز خیلی توسعه پیدا نکرده اما خب ایده جالبیه شاید مورد اقبال واقع بشه! تا وقتی که سوتی است قوطی در امان است. سوتی‌های مثل این: زبان ایرانی‌ها زمان هخامنشیان، میخی بوده!

خود سایت هم شعار جالبی داره که می‌گه: ما به سوتی‌دهنده نمی‌خندیم (پس به کی می‌خندیم؟!!)، به خود سوتی می‌خندیم! و قانون کپی‌رایت سایت هم به نوع خودش جالبه چرا که زیر قوطی رو نوشتن: هیچ حقی برای هیچ کس (حتّی قوطی™!) محفوظ نیست!

«قورت»، انیمیشنی که با موبایل ساخته شد

باز هم یک ایده تبلیغاتی اما این بار از نوعی متفاوت. گوشی نوکیا ان ۸ یک انیمیشن با شیوه پیکسلیشن سفارش داده تا توجه مردم رو به این گوشی جلب کنه. تمام انیمیشنی که می‌بینید، با همین گوشی فیلم‌برداری شده.
فیلم کوتاه «قورت» یا Gulp به وسیله سومو ساینس در آردمن ساخته شده و داستان زندگی ماهیگیریه که صید روزانه خودش رو انجام می‌ده. محل فیلمبرداری ساحل پندین در جنوب ولز fوده. هر فریم در این شیوه ساخت انیمیشن که از تکنیک استاپ‌موشن استفاده می کنه با دوربین ۱۲ مگاپیکسلی این گوشی و لنز کارل زایس گرفته شده.
این فیلم رکورد بزرگ‌ترین محوطه ساخت انیمیشن رو شکست. انیمیشنی که در مساحتی معادل ۱۱۰۰۰ فوت مربع (بیش از ۱۰۰۰ متر مربع) ساخته شد. هنرمندانی که کار روی ماسه رو انجام دادند هم متعلق به این گروه هستند.

هشدار برای تروجانی به نام «فال حافظ»

اصلاً دوست ندارم که فضای آنلاین رو بیش از اون چیزی که هست امنیتی نشون بدم. اما واقعیت اینه که آقایون قصد دارند با هر ترفندی که شده به حریم خصوصی برخی تجاوز کنند. بلکه بتونن اطلاعات بیشتری از زندگی خصوصی شما و دوستانتون به دست بیارن.

حتماْ یادتون هست که چند وقت پیش اشاره‌ای کردم به تروجانی به نام «اسید» که با سوءاستفاده از خبر مربوط به اسیدپاشی تلاش داشت تا ایمیل‌هایی رو هک کنه و حتی تونست به ایمیل یکی از دوستانم هم نفوذ کنه. در نوشته‌ای دیگر جزئیات این تروجان رو در این وبلاگ منتشر کردم.

به هر حال نویسنده یا نویسندگان این تروجان هر که باشند، از قرار معلوم همچنان تلاش می‌کنند تا از راه و روش‌های مشابه این کار رو تکرار کنند. ۲۸ ژوئن ایمیلی دریافت کردم که حاوی فایلی به نام roz shoma.rar و به حجم ۴۴۹ کیلوبایت بود. این عمل توسط همون فرستنده اما با یک نام دیگه به اسم ساناز در ۲۶ جولای و در قالب فایل دیگری به نام fale hafez.rar و به حجم ۴۸۰۷ کیلوبایت برایم ارسال شد در حالی که حاوی این پیام بود:

انیمیشنی برای یک شناسه گوگل‌پلاس

مدت‌هاست که کاربرد انیمیشن در ساخت تبلیغات ویدئویی جای خودش رو باز کرده. توی چند سال اخیر شرکت‌هایی مثل گوگل از انیمیشن برای معرفی محصولات خودشون استفاده می‌کنن. انیمیشن‌های ساده و دیدنی باعث می‌شه تا توجه بینندگان بیشتر جلب بشه.

مثلاً من نمی‌دونستم که جزیره زوپ کجاست و سایت ایرانی زوپیر قراره که چی کار کنه. اما با دیدن این ویدئو که بینندگانش رو تشویق می‌کرد تا شناسه گوگل‌پلاسشون رو اضافه کنن، رفتم و جست‌وجو کردم و رسیدم به صفحه فیس‌بوکشون و از ماجرا یه کمی سر در آوردم چون توی سایتشون خبری نبود. زوپ جزیره شادیه و تا جایی که من دیدم یک گروه گرافیست و کارتونیست می‌چرخوننش. هدفش هم به گفته زوپی‌ها تزریق شادی و نشاط از راه‌های مختلفه. شاید تولید پوستر و بازی و چیزهایی از این قبیل به روایت فیس‌بوکشون. حالا من کاری به این کارها ندارم. هدف معرفی یک ویدئوی تبلیغاتی مؤثر بود.