|
|
Quest of Persia یک مجموعه بازی درباره داستانهای تاریخی سرزمین ایران هست. نزدیک به سه سال پیش که بازی «پایان معصومیت» از سری بازیهای Quest Of Persia به بازار اومد یک سری زدم به بچههای طراحی این بازی و گفتوگوی کوتاهی باهاشون انجام دادم که جریانش رو میتونید از اینجا بخونید.
دومین قسمت این سری بازی اسمش هست «لطفعلیخان زند» که به برخی از نبردهای لطفعلیخان زند میپردازه. این بازی یک بازی اکشن سومشخص شمشیربازی با قابلیت استفاده از شمشیرهای مختلف و انجام حرکات نمایشی متفاوته که 22 مرحله داره و بیشترش در قلعه زرقان و شهر قدیم کرمان اتفاق میافته.
داستان بازی از خیانت ابراهیم کلانتر حاکم شیراز به لطفعلیخان و بستن دروازههای شهر به روی اون آغاز میشه. لطفعلیخان هم در تلاش برای استقرار مرکز فرماندهی، قلعه مستحکم زرقان واقع در شمال شیراز رو تصرف میکنه غافل از اینکه هادیخان بروجردی فرمانده وفادار به ابراهیم کلانتر و مصطفیخان قاجار از سرداران شجاع آقامحمدخان قاجار علیه اون با هم متحد شدن. لطفعلیخان به ناچار همراه جهانگیرخان سیستانی، یکی از سرداران وفادارش راهی کرمان میشه که بخش دوم بازی اونجا اتفاق میافته.
من با اینکه همون موقع بازی اول رو خریدم اما هنوز استفاده نکردمش. علتش هم این بوده که ده سالی میشه به خودم قول دادم درگیر بازی نشم چون شدیدن عملم بالاست در این زمینه و منم تو ترکم.
تصاویر بازی رو میتونید اینجا ببینید و بخشهایی رو به صورت فیلم از اینجا دانلود کنید. این بازی محصول شرکت پویا آرتس هست.
|
|
|
|
 |
19 اردیبهشت 1387 ساعت 1:06 |
|
|
|
از آنجایی که (کدام جا واقعاً؟) این روزها هی توییترمان میآید و هی به فرندفیدمان سر (همان هد) میزنیم و تویش دری وری مینگاریم، بد ندیدیم که دپارتمان مینیمالمان در عصیان را که مدتها تعطیل شده بود در آن بخش بگشاییم. به همین مناسبت مجلس شعری در این مکان بر پا (شاید هم بر دست) است. پس گزیدهای از تکنگاریهای عارفانه و عاشقانه توئیتری خودمان را همینجا ریپابلیش مینماییم. باشد که مقبول نظرتان اوفتد:
ای که از فالوی توییترمان میگذری / فیوُریت پیجمان بنبست است
توئیتم با فرندفید کرده برخورد / نمیدانم چرا لایکم به هم خورد
آن توییتکرده که صد فالوی دل همره اوست / هر کجا هست خدایا به فرندفید آرش
توییت میکنم جواب نمیدی / بگو ای فید برام چه خوابی دیدی
ای بیتویی بکوش که صاحب توییت شوی / با پیپلان نباشی کی فالوِر شوی
ای تو که فالو میکنی مرا / میهمان لوبیاپلو میکنی مرا / ریجکت نکردهام تقاضای اد شدن / با این که مَردم از جلو ...
توییت توییتم کن / با توییتر توییتم کن
کجای این وب خسته بیاویزم توییت زنده خود را
داغمو به لینکت میذارم بالاترین
در کمپوت میبازیم نرد عشق بازی. گاهی چقدر پیچیدهام من!
این روزها همه فرندفید نگاه میکنن دیگه. شما چطور؟
|
|
|
|
 |
18 اردیبهشت 1387 ساعت 2:28 |
|
|
|
این روزها یک جور گیجی مفرط همراهم هست که عجیب و غریب به نظر میرسد. میدانم که دارم از اتفاقاتی که به سرعت میافتند حسابی گیج میزنم اما یک چیز دیگر هم آن کنار و گوشه مغزم نشسته و هی نهیب میزند که یارو حواست باشد. گیجی آگاهانه مسخرهای شده برای خودش. میدانم دارد چه اتفاقی برایم میافتد اما دارم به خودم تلقین میکنم که این اتفاق دور است. آنقدر دور که انگار نه انگار تا چند ماه دیگر واقع میشود. حالا خودم را با کارهای رنگارنگ سرگرم میکنم. آنقدر شلوغ میکنم دور و برم را که وقت خواب فقط فرصت کنم سرم را بگذارم روی بالش و بعدش تا وقت بیداری چیزی نفهمم. امسال سال عجیبی هست برای من. ببینید کی گفتمش برای ثبت در تاریخ.
|
|
|
|
 |
17 اردیبهشت 1387 ساعت 11:01 |
|
|
|
آن وقتها (یعنی دو سال پیش) که تازه گاهشمار یا تقویم گوگل سر و کلهاش پیدا شده بود، وقت کردم و اولین تقویم مناسبتهای ایرانی و فارسی را برای گوگل نوشتم که یک جورهایی خیلی از آن استقبال شد. مناسبتهای آن سال که تمام شد، دیگر وقت نکردم تا مناسبتهای سالهای بعد را به آن اضافه کنم تا امروز که فرصت کوتاهی دست داد (از آن دستهای مردانه) که مناسبتهای امسال را هم وارد کنم.
به هر حال این از آن تقویمهایی هست که هر کاربر ایرانی که کارهایش را آنلاین انجام میدهد به آن نیاز دارد. ایرانیهای خارجنشین هم که جای خود را دارند. بنابراین این گاهشمار را با تمام دادههایش تقدیم میکنم به یکی از دوستانم که همین دیروز از ایران رفت.
برای استفاده از این تقویم میتونید از این راهنما استفاده کنید.
|
|
|
|
 |
15 اردیبهشت 1387 ساعت 1:13 |
|