صدای سم اسبها میآید
اسبها…
روی تپههایی از اندیشههای پست
اسبهای سفید
بر زمین یخزده میدوند
پایکوبان
و شیهه میکشند
در پای صخرههای ترک خورده از سرمای بیزوال
زمستان
فصلی سرد را
در کتاب آفرینش باز کرده است
این جا قطب زمین است
در استوای ابدیت
عقربهها
توالی میلاد را هیچگاه نمینوازند
اینجا قتلگاه خورشید است
جایی که نور در غروب گم شد
و آخرین لهیبش
مرثیهای بود برای گیاهان
و طلوعی بیرنگ
به دنیا آمد
این جا طوفان
پادشاه سرزمینیست
که مدار صفر نامیده میشود…
این جا قطب زمین است
پینوشت:
این نوشتهها را باید در بستر مکان و زمان انتشارشان خواند. اطلاعات ممکن است دیگر بهروز نباشند؛ سایتها و سرویسها ممکن است تغییر کرده یا از دسترس خارج شده باشند و وضعیت شرکتها، افراد و رخدادها نیز عوض شده باشد. نظر کنونی نویسنده به علت تجربه زیست و آموزش، ممکن است متفاوت باشد و نوشتههای پیشین او را نقض کند.





بدون دیدگاه! نخستین کسی باشید که دیدگاهی مینویسد.