– سلام خانوم.
– سلام آقا. بفرمایین.
– من یه معلم هندسه میخواستم.
– شما؟
– عرفانی هستم.
– برای کِی؟
– برای حدوداً اول مهر.
– موردی نداره. آدرس و شماره تلفنتون رو محبت کنید.
– بله یادداشت بفرمایین. xxx-xx xx
– باهاتون تماس میگیریم.
اشتباه نکنید. این یه هیچ وجه مکالمه یک دانشآموز با یک آموزشگاه علمی نیست. این دقیقاً مکالمه رمزی یک پسر جوون با فردیه که مسؤول پاسخگویی به تلفن یک خونه عفافه (البته نه خونههای عفاف با مجوز) که چند ساعت پیش جلوی چشم من صورت گرفت.
پینوشت:
این نوشتهها را باید در بستر مکان و زمان انتشارشان خواند. اطلاعات ممکن است دیگر بهروز نباشند؛ سایتها و سرویسها ممکن است تغییر کرده یا از دسترس خارج شده باشند و وضعیت شرکتها، افراد و رخدادها نیز عوض شده باشد. نظر کنونی نویسنده به علت تجربه زیست و آموزش، ممکن است متفاوت باشد و نوشتههای پیشین او را نقض کند.




باحال بود 🙂 😀
مرسی