رفته بودم لاهیجان. برای کار سربازیم رفتم بیمارستان رازی رشت. افتضاح بود. افتضاح. اصلاً شبیه بیمارستان نیست اون جا. میدونم یه آدمی که تو یه کشور خارجی زندگی کنه اگه اون جا رو ببینه فکش میاد رو آسفالت از تعجب. حاضرم قسم بخورم طویلههای صنعتی کشورهای متمدن از این بیمارستان تمیزتر و قانونمندتره. محض نمونه یه دیوار درست و حسابی ندیدم. تمومش خراب بود و گچهاش ریخته بود و طبله کرده بود. جوری پوسته پوسته شده بود که از فاصله دور هم دیده میشد. اون جور نبود که فقط از نزدیک دیده بشه. خلاصه وضع افتضاحی بود. بعضی از بیمارها روی زمین رو کاشیها نشسته بودن. ظرف غذاها تو راهرو ولو بود. داشتم واسه خودم غرغر میزدم که یکی گفت: تازه بخش ریه رو ندیدی. ترجیح دادم نبینم. توی حیاط فاضلاب با بو و صدای دلنوازی در جریانه. مثلاً دارن درستش میکنن. قسمتی که به اتاقهای عمل منتهی میشه، فکر میکنم زمان میرزا کوچک خان ساخته شده. الغرض امیدوارم گذرتون هیچ وقت به اون جا نیفته. یه چند تا عکس هم گرفتم که تا فردا اضافه میکنم این جا. البته اگه خوب از آب در اومده باشه چون دزدکی گرفتمشون.
پینوشت:
این نوشتهها را باید در بستر مکان و زمان انتشارشان خواند. اطلاعات ممکن است دیگر بهروز نباشند؛ سایتها و سرویسها ممکن است تغییر کرده یا از دسترس خارج شده باشند و وضعیت شرکتها، افراد و رخدادها نیز عوض شده باشد. نظر کنونی نویسنده به علت تجربه زیست و آموزش، ممکن است متفاوت باشد و نوشتههای پیشین او را نقض کند.




بدون دیدگاه! نخستین کسی باشید که دیدگاهی مینویسد.