رفتن به نوشته‌ها

دسته: وبلاگ

وبلاگستان فارسی، رکود یا رونق؟

امروز را به نام روز وبلاگ‌های فارسی می‌شناسند. در سال‌های اخیر بارها صحبت از رکود وبلاگستان فارسی شده است. اجازه بدهید با این مساله مخالفت کنم. البته مخالفت با رکود وبلاگستان لزوما به معنای رونق آن نیست. در واقع میزان محتوای تولیدی به زبان فارسی در وبلاگ‌ها کاهش نیافته است بلکه دریای وبلاگ‌های فارسی طول و عرض گسترده‌تری پیدا کرده و کمی هم تغییر ماهیت داده است.

یکی از کارهایی که هر روز انجام می‌دهم و تعریف بخشی از کارم است، جست‌وجو در وبلاگ‌ها است. در چهار سال اخیر هر هفته دست‌کم چهار موضوع جدی داشته‌ام که باید درباره‌اشان در میان وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی جست‌وجو می‌کردم. تجریه این سال‌های گشت‌وگذار به من می‌گوید که وبلاگستان فارسی دارد با حجمی بیش از پیش تولید می‌کند اما کاربران فارسی‌زبانش که ما باشیم لزوما به همه سطح این دریا دسترسی نداریم. گوشه‌هایی از آن از حوزه دیدمان همواره به‌دور هستند و البته تلاشی هم برای کشف این جزایر ناشناخته صورت نمی‌کنیم.

شادی‌های پس از انتخابات ۹۲ روی نقشه گوگل

چند سال پیش، وقتی که یکی از راه‌پیمایی‌های معروف پس از انتخابات ۸۸ انجام شد، فرد خوش‌ذوقی همه ویدئوهای منتشرشده روی یوتیوب را روی نقشه گوگل در مکان‌های ضبط آنها نشان‌گذاری کرد.

آن روز نوشته‌ای را به همین مناسبت در عصیان منتشر کردم و شرح دادم که چرا چنین کارهایی می‌تواند مفید باشد.

بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۲ هم ویدئوهای زیادی روی یوتیوب منتشر شد که فضایی متفاوت داشت و آکنده بود از شادی و جشن. من هم سعی کردم  ویدئوهای شادی پس از انتخابات ۹۲ را روی نقشه گوگل جاگذاری کنم.

یوتیوب امکانی برای مشخص کردن مکان ویدئو دارد اما متأسفانه کمتر کسی به آن توجه می‌کند.  محل تعدادی از این ویدئوها مشخص نبود و به سختی می‌شد شهر مورد نظر را یافت و البته برای تشخیص مکان برخی از آنها متوسل به تابلوهای شهر شدم که در ویدئو دیده می‌شدند.

سورپرایز گجت، ارسال هدیه به ایران

رپرتاژ آگهی

اگر خارج از ایران زندگی می‌کنید و می‌خواهید برای کسی که داخل ایران است هدیه‌ای بفرستید، معمولاً مشکلات زیادی پیش رویتان خواهد بود. یکی از راه‌های حل این مشکل سایت سورپرایز گجت Surprise Gadget است.

از خدمات این سایت می‌توان ارسال هدایایی چون عکس یادگاری، کتاب، سبد هدیه، میز غذا، گل، کیک، سفر تفریحی یا هر آنچه شما می‌خواهید را بر شمرد. این هدیه‌ها دو دسته‌اند.

در دسته اول یعنی گروه‌های غذا (داخل منزل، خارج منزلکیک (تصویری، معمولیتفریح و گل، محصولات برای شهرهای مختلف، متفاوت است و هر هدیه فقط در برخی شهرها قابل ارائه است.

ولی در دسته دوم یعنی گروه‌های عکس یادگاری (فرش، تخته شاسی، پازل، لیوان، بشقابسفر، سبد هدیه و کتاب، هدیه‌ها برای همه شهرهای ایران یکسان و برای همه قابل ارائه هست.

بنابراین اگر می‌خواهید هدیه‌ای از دسته اول انتخاب کنید، باید اول شهری که هدیه گیرنده در آن ساکن است را انتخاب کنید تا فهرست محصولات قابل ارائه در آن شهر دیده شود که البته این جریان برای دسته دوم مشکلی ایجاد نمی‌کند. اطلاعات بیشتر را می‌توانید اینجا ببینید.

یکی از خدمات جالب این سایت برای کسانی است که برای انتخاب هدیه گیج شده‌اند. از امکانات این صفحه این است که می‌توانید با انتخاب گزینه‌های مختلف پیشنهادهای سایت را ببینید و از میانشان انتخاب کنید.

​عکس دست‌جمعی ماگ‌ها

نویسنده میهمان: مریم مهتدی

ما آدم‌ها گاهی دوست داریم فکر کنیم دیگران هم مثل ما زندگی می‌کنند. گاهی دوست داریم فکر کنیم همه یک کارهایی را با هم انجام می‌دهیم و هیچ‌کس تنها نیست. گاهی وقت‌ها هم دوست داریم از چیزهای ساده و غیرخصوصی زندگی دیگران با خبر بشویم. شاید برای این‌که بدانیم هرکس چه شیوه‌ای برای لذت بردن از روزهایش دارد. ​

این روزها اینستاگرام طرفدار زیادی پیدا کرده. تا چند وقت پیش و قبل از این‌که اینستاگرام این‌قدر فراگیر بشود آدم‌های فضای مجازی و کسانی که دوست دارند عکس‌های‌شان را با دیگران به اشتراک بگذارند فضای دم‌دستِ فیس‌بوک را انتخاب می‌کردند. عکس‌ پروفایلی و عکس فیس‌بوکی برای خودش یک دسته‌ی جدا، تازه و حتا بامزه‌ای درست کرده بود. حالا اما از گوشه کنار کافه‌ها و خیابان‌ها و جاهای تفریحی و همین فیس‌بوک می‌توان شنید که خیلی‌ها عکس اینستاگرامی می‌گیرند. در مهمانی‌ها و در دور هم جمع شدن‌ها و اتفاق‌های اجتماعی و گروهی هستند کسانی که به طنز می‌گویند عکس می‌گیرند برای اینستاگرام.

برای شهرتان نقشه بکشید

بارها در این وبلاگ از مزایای ویکی‌نویسی نوشتم و توصیه کردم تا هر کسی به نوبه خودش و بر اساس دانشی که دارد می‌تواند به توسعه این دانشنامه کمک کند. دانشنامه‌ای که همگان در آن مشارکت کنند، مصداق «همه‌چیز را همگان دانند» خواهد شد.

البته شرط این کار این است که اصول ویکی‌نویسی را رعایت کنیم تا هرج و مرج دامنگیر این دانشنامه نشود.

اما ویکی‌پدیا پروژه‌های جانبی خوبی دارد. یکی از این پروژه‌ها که کمتر شناخته شده است، نقشه‌ای به سبک ویکی است به نام Open Street Map که بر پایه نامش یک نقشه متن‌باز به حساب می‌آید.

اپن‌استریت‌مپ‏ یا نقشه شهری باز پروژه‌ای مشارکتی برای ایجاد یک نقشه قابل ویرایش رایگان از جهان است.

نقشه‌ها با استفاده از داده‌های حاصل از دستگاه‌های قابل حمل جی‌پی‌اس، عکاسی هوایی، منابع رایگان دیگر و یا به سادگی از دانش محلی ترسیم می‌شوند. هم تصاویر بُرداری و هم تصاویر غیربُرداری تحت اجازه‌نامه کرییتیو کامانز قابل دریافت هستند.

خاموشی گوگل‌ریدر اشتباه دیگری از گوگل

rss-deathبرداشتن خاصیت شبکه اجتماعی از گوگل‌ریدر نخستین ضربه‌ای بود که گوگل به این سرویس زد و آن را به اصطلاح ناک‌داون کرد. خبری که این روزها همه جا می‌چرخد، یعنی خاموش کردن گوگل‌ریدر ضربه نهایی بر پیکره آن خواهد بود و این بار ناک‌اوتی بود که کار یکی از محبوب‌ترین سامانه‌های خبرمایه‌خوان (Feed Reader) را یکسره کرد. در ده پانزده سال اخیر شیوه مطالعه اخبار و پیگیری مداوم یک سایت بارها دستخوش تغییر شده است. پیشتر تنها از راه سر زدن مستقیم به یک سایت یا وبلاگ می‌شد متوجه شد یک وبلاگ یا سایت به‌روز شده است. پس از آن بود که پینگ شدن لینک‌ها و در واقع روش‌های آگاهی‌دهنده (Notification) کار را کمی ساده‌تر کرد. بلاگ‌چرخان (Blog rolling) را قدیمی‌ترهای وبلاگستان خوب به خاطر دارند که شامل فهرستی از وبلاگ‌ها در ستون‌های کناری هر سایت یا وبلاگ بود که با به‌روزرسانی هر یک از اعضای آن فهرست، تازه می‌شد و کاربران را متوجه می‌ساخت که مثلا وبلاگ عصیان با مطلب تازه‌ای به‌روز شده است. اما با همه‌گیر شدن استفاده از خبرمایه (Feed) و خبرمایه‌خوان‌هایی چون گوگل‌ریدر که در بین کاربران ایرانی به گودر شهرت داشت، این روش‌ها کم‌کم به فراموشی سپرده شدند. نمی‌خواهم از محبوبیت این سرویس گوگل بیشتر بگویم. تنها به این بسنده می‌کنم که امکان همخوان‌سازی (Sharing) آن باعث می‌شد که کاربرانش وبلاگ‌ها و نوشته‌هایی را که تا پیش از این در انبوه مطالب دیگر گم می‌شد، راحت‌تر بیابند و پیگیری کنند.

پیش‌بینی تلویزیون‌های آینده

future-tvمعمولاً پیش‌بینی کار چندان ساده ای نیست. به ویژه اگر قرار باشد آن را درباره فناوری‌هایی بگوییم که در آینده عرضه خواهند شد. با توجه به این که این روزها فناوری با سرعت زیادی تولید شده و به بازار عرضه می‌شود، پیش‌بینی آینده دور بسیار سخت‌تر هم می‌شود.

زمانی بود که ژول ورن از چراغ برق می‌نوشت و ده‌ها سال طول می‌کشید تا این پیش‌بینی به واقعیت تبدیل شود اما در حال حاضر اگر بتوانید تنها ده سال بعد را حدس بزنید و بگویید فناوری به کدام سو خواهد رفت، دست کمی از این نویسنده بزرگ فرانسوی ندارید.

در سال‌های اخیر به بزرگ‌ترین نمایشگاه‌های فناوری دنیا سر زده‌ام با ده‌ها تن از سرشناس‌ترین مخترعان و دانشمندان و فعالان در حوزه فناوری ملاقات کرده یا راه‌هایی را که پیموده‌اند بررسی کرده‌ام. در طول این چند سال بارها از اتفاقاتی که در سال‌های پیش رو دنیا را در حوزه فناوری تکان خواهند داد صحبت کرده‌ام.

خوشبختانه همه این وقایع باعث شده تا نسبت به قبل بهتر بتوانم تخیلم را پرواز دهم و حدس بزنم که دنیای فناوری به کدام سو می‌رود. اجازه بدهید آینده تلویزیون‌ها را آن‌گونه که می‌بینم با شما در میان بگذارم. پرسش این است: تلویزیون به عنوان یک وسیله مصرفی به کدام سو خواهد رفت؟

جنبش سیبیلوها و کمک به درمان سرطان‌های مردانه

نخستین روز ماه نوامبر است و زمانی که یک کنش اجتماعی مشهور آغاز شده اشت: موومبر، جنبشی که از استرالیا آغاز شده است و حالا در سراسر دنیا مشتری پیدا کرده.

دو سال پیش درباره این خیریه نوشته بودم. اگر دوست دارید بدانید که جریان چیست، نوشته «نوامبر، ماه ملی سیبیل» را بخوانید. خلاصه‌اش را بار دیگر نقل می‌کنم:

مؤسسه موومبر Movember که از ترکیب دو کلمه Moustache به معنی سیبیل و November یا همان ماه نوامبر درست شده، یک همچین هدفی دارد. این مؤسسه خیریه تلاش می‌کند تا توجه مردم را به بیماری‌های خاص مردان به ویژه این سرطان پروستات جلب کند. و چه روشی برای جلب توجه بهتر از گذاشتن سیبیل در دوره‌ای که سیبیل دسته‌موتوری چندان مد نیست. برنامه هم این طوری است که از ابتدا تا انتهای ماه نوامبر مردان حامی این طرح سیبیل می‌گذارند تا کمک‌هایی برای این مؤسسه جلب کنند.

امسال هم این جنبش حامیان بزرگی از جمله ژیلت پیدا کرده است. شاید این جنبش بزرگ‌ترین دشمن همین شرکت ژیلت باشد اما این شرکت از قرار معلوم تصمیم گرفته تا تهدیدها را تبدیل به فرصت کند و برای خودش حسابی تبلیغ کند. در صفحه فیس‌بوک ژیلت بریتانیا می‌توانید آثار این گرد و خاک را ببینید.

ساخت عروسک از نقاشی و ماجرای هاله کوچولو

قبل از هر چیز بگویم که این نوشته وبلاگی درباره دو پروژه مختلف است. یکی خارجی و یکی ایرانی. البته هر دوی این پروژه‌ها در یک نکته مشترک هستند: عروسک! عروسک‌هایی از جنس پارچه که شاید بشود آنها را نخستین اسباب‌بازی‌هایی دانست که در اختیار کودکان قرار می‌گیرند و چه بسا کودکانی که پس از سال‌ها دوستی خودشان را با این عروسک‌ها ادامه می‌دهند.

اجازه بدهید به ترتیب به سراغ این دو پروژه برویم.

عروسک‌هایی بر طبق نفاشی

طبق معمول بیشتر ایده‌ها این یکی هم بسیار ساده و البته بسیار هم کارآمد است: ساخت عروسک بر اساس نقاشی کودک.

این طور که در توضیح استودیو شخصی کودک Child’s Own Studio و در سایت رسمیش نوشته شده، ایده این بود که از روی نقاشی‌های یک کودک ۴ ساله یک عروسک ساخته شود. این ایده به صورت یک کسب‌وکار خانگی راه‌اندازی شد که منجر به تولید صدها عروسک بر اساس صدها نقاشی کودکانه شد. عروسک‌هایی که از هر کدام فقط یکی ساخته شده که همه آنها هم دست‌ساز هستند.

خیلی از این نقاشی‌ها برای سازنده آنها ارسال می‌شود و با در نظر گرفتن رنگ‌های نقاشی، مواد لازم برای ساختش انتخاب شده و در نهایت برای آن کودک فرستاده خواهد شد. این هم چند نمونه از عروسک‌هایی که با این روش ساخته شده‌اند.

از قرار معلوم یک نمونه ایرانی این پروژه هم اینجاست.

تبدیل خواننده روزنامه به بیینده سایت

شاید تصور کنید کسی که یک روزنامه کاغذی را در دست می‌گیرد، دیگر نیازی ندارد که به وب‌سایت آن روزنامه سری بزند در حالی که این تصور شاید درست نباشد.
افزایش شمارگان یک روزنامه اتفاق دلچسبی برای گردانندگانش است اما به‌‌ همان نسبت هم هزینه‌های چاپ و پخش را بالا می‌برد در حالی که افزایش بازدید از نسخه آنلاین یک روزنامه حداکثر هزینه پهنای باند و سروری قوی‌تر را بر دوش گردانندگانش تحمیل خواهد کرد.
در عین حال نسخه آنلاین یک روزنامه امکانات و قدرت مانور بیشتری به مدیرانش می‌دهد. امکان پیوند به سایت‌های دیگر یا نوشته‌ها و مقالات پیشین روزنامه برای اخبار تکمیلی و پیشینه خبری و تصاویر بیشتر و احیاناً ویدئو، تنها گوشه‌ای از این توانایی‌ها و کاربردهای اضافه است.

به این طریق هر خبر پس از گذشت تاریخ مصرفش ارزش افزوده‌ای به جهت بایگانی شدن و در دسترس قرار گرفتنش برای همیشه خواهد داشت. صفحاتی که دقیقاً به همین علت پتانسیل انتشار آگهی‌ها و درآمدزایی تا ابد را با خود به همراه خواهند داشت.

خطای ۴۰۴ و کمک به یافتن افراد گمشده

صفحه خطای ۴۰۴ رو که می‌شناسید. قبلاً به اندازه کافی درباره‌ش حرف زدم. می‌تونید به نوشته‌های قبلی و البته مسابقه‌ای که قبلاً در این زمینه برگزار کردم مراجعه کنید. اما این صفحه پتانسیل زیادی داره که می‌شه ازش استفاده‌های مفیدی کرد. پیشتر هم یک مسابقه خطای ۴۰۴ برای طراحی بهتر این صفحه برگزار کرده بودم.

همون طور که می‌دونید خطای ۴۰۴ مربوط به صفحات یا پیوندهایی در وب‌سایتتون هستند که پیدا نمی‌شن یا به عبارت دیگه گم شدن. خیلی از وب‌سایت‌ها میان و این خطا رو کاربرپسند می‌کنن و بیننده رو به صفحات دیگه راهنمایی می‌کنن.

یکی از این ایده‌های جالب رو سایت نات فاوند پیاده کرده. این سایت پیشنهاد می‌ده تا با قرار دادن یک اسکریپت در سایتتون، تصاویر و مشخصات یک کودک گمشده در صفحه نمایش بدید. در واقع از پتانسیل این صفحه برای پخش تصاویر کودکان و افراد گمشده استفاده خواهد شد. ممکنه یکی از بینندگان وب‌سایت شما این کودک رو دیده باشه. ممکنه این کودک پیدا بشه.

گوگل و پیشنهاد به جست‌وجوگران خودکشی

امروز متوجه شدم وقتی که در موتور جست‌وجوی گوگل به انگلیسی واژه خودکشی (Suicide) را جست‌وجو می‌کنید، در بالای صفحه نتایج، شماره‌ای را برای مشاوره خواهید دید.

پس از جست‌وجوی بیشتر متوجه شدم که این خبر تازه‌ای نیست و نزدیک به یک سال است که در برخی از کشورها چنین شماره‌ای فعال شده است. گوگل معمولاً تمام سعیش را می‌کند تا نتایج جست‌وجو را دستکاری نکند اما از قرار معلوم در این یک مورد استثنا وجود دارد. در صورتی که کاربر در برخی از کشورها مثل بریتانیا این کلمه را جست‌وجو کند، در اندازه‌ای کمی بزرگ‌تر از آگهی‌های گوگل تصویر یک تلفن قرمز را همراه با شماره تلفن کمک‌رسانی برای مشاوره خواهد دید. در آمریکا هم این جست‌وجو به بنیاد مشاوره در زمینه خودکشی منجر خواهد شد. برخی از عبارت‌ها مثل راه‌هایی برای خودکشی، در صورت جست‌وجو همین شماره را در بر خواهد داشت اما برای مثال اگر کسی عبارت به پایان رساندن زندگی را جست‌وجو کند، به این نتیجه نخواهد رسید.

در دنیایی که مردم به جای تماس با شماره تلفن‌ها اضطراری و و دوستان و خانواده به گوگل مراجعه می‌کنند، این موضوع می‌تواند ایده بسیار خوبی برای نجات جان انسان‌ها باشد. نیویورک تایمز هم در این باره نوشته که این دومین بار است که گوگل نتایج جست‌وجو را به خاطر موارد اضطراری تغییر می‌دهد و مورد دیگر درباره خطر ملی مسمومیت در آمریکا بوده است.

برای کمک به زلزله‌زدگان شمال غرب ایران چه کنیم؟

زلزله رودبار رو یادم هست. آخرین شب امتحان ثلث سوم بود و اولبن بازی جام جهانی ۱۹۹۰ بین برزیل و اسکاتلند برگزار می‌شد که اتفاق افتاد. زلزله بم رو هم تهران بودم. دوران اوج وبلاگ‌های فارسی بود و خوب یادم هست که بلاگرها چه کردند و چقدر کمک جمع‌آوری کردند و به هم‌وطن‌هاشون کمک کردند.

عمق فاجعه زلزله‌ای دیروز شمال غرب کشور هنوز مشخص نشده اما هر لحظه خبرها بد و بدتر می‌شه. فراموش نکنیم که یکی از راه‌های اطلاع‌رسانی اینترنته و اگر ما کسانی هستیم که از این رسانه استفاده می‌کنیم، می‌تونیم کمکی باشیم به کم کردن درد و رنج هم‌وطن‌هامون. اینترنت در ایران به اندازه ژاپن در دسترس همگان نیست بنابراین نمی‌شه همون انتظار رو داشت اما می‌شه کمک‌هایی رو در ابعاد کوچک‌تر جلو برد. کمک‌هامون هر چقدر هم کوچیک باشه، مؤثره. من سعی می‌کنم یه مقدار اطلاعات مفید رو اینجا جمع‌اوری کنم بلکه به درد کسی بخوره.

توییت‌کرده منع توییت چون کُند جناب فارس‌نیوز عزیز؟

بعضی از این سوتی‌های خبرگزاری فارس گاهی بیشتر از بقیه‌ش مشهور می‌شن. نمونه‌ش هم عکس‌های جعلی خبرگزاری فارس از ناآرامی‌های لندن بود که بعداً از روی سایت محوشون کرد و خوشبختانه یه نمونه ازش رو می‌تونید اینجا ببینید.

اما از همه اینها گذشته این یکی دو روز خبرگزاری فارس یه تغییراتی توی سایتش داده که باعث شده یه عده از بچه‌های همیشه آنلاین این جریان رو دست بگیرن و یه کمی سر و صدا به پا بشه. اما قبل از این که بریم سراغ ماجرا بیایید نگاهی بندازیم به تعدادی محدود از خبرهایی که این خبرگزاری درباره شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده:

فیس‌بوک جاسوس سیا و موساد، ۱۳۸۸/۰۸/۱۷

جاسوسی کاربران فیس‌بوک برای رژیم صهیونیستی، ۱۳۸۹/۰۱/۱۸

انتشار خبر جعلی حمله آمریکا به ایران در فیس‌بوک برای جاسوسی از کاربران، ۱۳۹۰/۱۱/۱۵

فیس‌بوک شبکه اطلاعاتی یا جاسوسی؟، ۱۳۸۸/۰۹/۰۱

نقش فیس‌بوک و توییتر در جنگ روانی سایبرنتیک علیه ایران، ۱۳۸۸/۰۵/۱۷

و البته ده‌ها خبر دیگه از همین دست که اگه این سایت و اخبارش رو دنیال کرده بودید بهتر از من می‌دونید. اما حالا اگه به سایت فارس نیوز برید، با صحنه جالبی مواجه می‌شید. دکمه‌های همخوان کردن اخبار در فیس‌بوک و توییتر و گوگل‌پلاس. اینجاست که جریان قسم حضرت عباس و دم خروس عینیت پیدا می‌کنه.

ایرانسل و ارسال هرزنامه

این روزها اگر فارغ از تعصب نگاهی به فضای مجازی بیاندازیمٰ به راحتی به این نتیجه می‌رسیم که بخش بزرگی از تجارت آنلاین به دروغ با این واژه نام‌گذاری می‌شود. اصطلاحاتی که این روزها با واژه‌های دلفریب ایمیل مارکتینگ و کسب درآمد از راه اینترنت به خورد ما داده می‌شود توهم و دروغی بیش نیست بلکه مزاحمت‌هایی آنلاین است که تنها بار یک نام انگلیسی را برای آبرومندانه کردن کاری ناشایست به دوش می‌کشند. اصلاً معلوم نیست که چرا عده‌ای فکر می‌کنند بکارگیری واژگان معادل انگلیسی، کلاس کاری را بالا می‌برد.

این دسته از فعالان اینترنت را باید مزاحمانی دانست که هر روز چند بار زنگ خانه‌تان را می‌زنند و فرار می‌کنند. برایشان فرقی هم نمی‌کند که نیمه‌شب است یا صبح یا ظهر. اگر خوره وب هستید، حتماً صابون این دوستان به تنتان خورده است. کسانی که با چند برنامه و نرم‌افزار اینترنت را به دنیال ایمیل‌ها شخم می‌زنند و آنها را دسته‌بندی می‌کنند و به هرزنامه‌فرستان و آزمندان بازاریابی می‌فروشند.

اما بر خلاف تصور مقصران اصلی فروشندگان بسته‌های ایمیلی نیستند. تقصیر اصلی متوجه مشتریان این کالاست. این تجارت نامشروع هم از قانون همیشگی عرضه و تقاضا تبعیت می‌کند. تا مشتری نباشد فروشنده هم نیست.