رفتن به نوشته‌ها

برچسب: توییتر

شبکه اجتماعی واین و ساخت ویدئوی ۶ ثانیه‌ای

شبکه‌های اجتماعی یکی پس از دیگری سر بر میارن و آدم گیج می‌شه که آیا توی همه‌شون باید نام‌نویسی بکنه یا نه. یه موقعی بود که تب شبکه‌های اجتماعی همه رو گرفته بود و روزی نبود که توی یکیشون عضو نشیم. اما در نهایت بیشتر از چند تاشون رو نگه نداشتیم. کمتر کسی از ما روزانه به بیش از ۵ شبکه اجتماعی سر می‌زنه. اصلا کار و زندگی رومزه چنین اجازه‌ای رو به آدم نمی‌ده.

اما هنوز هم هستند شبکه‌هایی که برای یک منظور خاص به وجود میان و کم و بیش ماندگار می‌شن.

واین (VINE) یک اپلیکیشن موبایله که زیرمجموعه توییتر به حساب میاد. کاربران می‌تونن با استفاده از رابط کاربری جالبی که داره به سادگی ویدئوهای کوتاه بسازند و روی شبکه بارگذاری کنند.

همه می‌دونیم که ایده توییتر این بود تا کاربران در کوتاه‌ترین اندازه ممکن یعنی ۱۴۰ حرف، پیام خودشون رو ارائه یدن. چیزی که تجلی مستقیم کم گوی و گزیده گوی چون دُر بود. واین هم تونسته همون ایده رو به صورت تصویری ارائه بده. ساخت ویدئوهایی با حداکثر طول کلیپ ۶ ثانیه.

شاید فکر کنید که ۶ ثانیه واقعاً به چه دردی می‌خوره؟ توی این مدت کوتاه مگه چه چیزهایی می‌شه ساخت؟

اما باورتون نمی‌شه که ملت چه ابتکاراتی رو توی همین مدت زمان کوتاه انجام می‌دن. همه جور کاری هم بینشون پیدا می‌شه. فضای واین بیشتر یک فضای بانمک و طنزآلوده. در واقع اکثر ویدئوها محتوای خنده‌دار دارند. اما در این بین انیمیشن‌های جالبی می‌بینید. محتوای آموزشی هم کم و بیش در همین مدت کوتاه تولید می‌شه. رسانه‌ها هم کم‌کم دارند کشفش می‌کنند و به سراغش میان.

میدون، نمایش خودکار اخبار داغ

قدیمی‌ترها سایت صبحانه را خاطرشان هست. یکی از وب‌سایت‌هایی که کاربران لینک‌های خود را در آن به اشتراک می‌گذاشتند تا دیگران از آن استفاده کنند. در آن زمان اخبار مهم وبلاگی را می‌توانستیم در آن به راحتی پیدا کنیم.

صبحانه با ورود وب‌سایت‌هایی مثل بالاترین نابود شد. پس از آن بود که موج وب‌سایت‌های مشابه بالاترین وب فارسی را فرا گرفت. برخی از این وب‌سایت‌ها دوام آوردند و تعدادی دیگر زیر فشار رقابت فنا شدند.

با محبوب شدن گوگل ریدر (گودر) وضعیت هم‌خوان کردن لینک‌ها شکلی دیگر گرفت. این ویژگی باعث شد تا سایت مفیدی چون لایک‌خور ایجاد شود و با خدمات متفاوتی که به طور خودکار و از میان لینک‌های هم‌خوان‌شده در گودر شکل می‌گرفت، مرجعی باشد برای یافتن داغ‌ترین‌های اخبار. سرنوشت لایک‌خور هم به خاطر گره خوردن به گودر غم‌انگیز بود. با خاموشی گوگل‌ریدر به دست گوگل، لایک‌خور هم جان داد.

شبکه‌های اجتماعی چون توییتر، فیس‌بوک و گوگل‌پلاس اما در سال‌های اخیر روی دور هستند. از آنجایی که هشتگ‌های فارسی در آمار داغ‌ترین‌های سایتی چون توییتر در حال حاضر جایی ندارند، سایتی چون میدون می‌تواند بسیار مفید باشد.

میدون هر ساعت داغ‌ترین لینک‌های فارسی به اشتراک گذاشته شده در فیس‌بوک و توییتر را به صورت خودکار پیدا و رده‌بندی می‌کند هر چند گوگل پلاس در حال حاضر در این سایت پشتیبانی نمی‌شود. بر خلاف بالاترین، کاربران نقشی در داغ کردن لینک‌ها ندارند و منابع خبری این سایت هم منابع مشخص و محدودی هستند.

اطلاعات بیشتر را می‌توانید در این صفحه بخوانید. گزارش ماهانه میدون هم که به صورت اینفوگرافیک منتشر می‌شود، می‌تواند برای علاقمندان به شبکه‌های اجتماعی جالب و دیدنی باشد. این یک نمونه را ببینید.

10551025_513209862158217_2297540516863493139_n

توییتر فارسی، از خبر فوری تا مشکلات پولدارها

به نظر می‌آید که امسال تعداد کاربران فارسی‌زبان توییتر افزایش یافته است. این روند را شاید بتوان به نوعی تأثیر انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر در ایران دانست. همان‌طور که در سال ۸۸ هم توییتر نقش مؤثری در اطلاع‌رسانی در میان بخشی از مردم داشت، این بار هم یکی از منابع مناسب برای دنبال کردن اخبار بود. این بار اما برخی از نامزدهای انتخاباتی و هوادارانشان فعال‌تر از دوره پیش از توییتر استفاده می‌کردند. ضمن این که اضافه شدن زبان فارسی به زبان‌های پشتیبانی‌کننده توییتر توانست بخش تازه‌ای از کاربران فارسی‌زبان را به خود جذب کند.

persian_twitterاما در ماه‌های اخیر در میان کاربران فارسی‌زبان توییتر موارد جالبی را می‌توان دید. یکی از این موارد رویکرد سازمان‌های مردمی و شرکت‌های خصوصی و برخی دولتمردان به شبکه‌های اجتماعی و البته توییتر است. شبکه‌های اجتماعی وقتی که کارکرد رسانه‌ای پیدا می‌کنند، می‌توانند برای اطلاع‌رسانی بی‌واسطه، جلب بازخوردها و حتی معرفی محصولات و بازاریابی نقشی متفاوت و در مواردی بهتر از رسانه‌های سنتی‌تر ایفا کنند.

تبدیل خواننده روزنامه به بیینده سایت

شاید تصور کنید کسی که یک روزنامه کاغذی را در دست می‌گیرد، دیگر نیازی ندارد که به وب‌سایت آن روزنامه سری بزند در حالی که این تصور شاید درست نباشد.
افزایش شمارگان یک روزنامه اتفاق دلچسبی برای گردانندگانش است اما به‌‌ همان نسبت هم هزینه‌های چاپ و پخش را بالا می‌برد در حالی که افزایش بازدید از نسخه آنلاین یک روزنامه حداکثر هزینه پهنای باند و سروری قوی‌تر را بر دوش گردانندگانش تحمیل خواهد کرد.
در عین حال نسخه آنلاین یک روزنامه امکانات و قدرت مانور بیشتری به مدیرانش می‌دهد. امکان پیوند به سایت‌های دیگر یا نوشته‌ها و مقالات پیشین روزنامه برای اخبار تکمیلی و پیشینه خبری و تصاویر بیشتر و احیاناً ویدئو، تنها گوشه‌ای از این توانایی‌ها و کاربردهای اضافه است.

به این طریق هر خبر پس از گذشت تاریخ مصرفش ارزش افزوده‌ای به جهت بایگانی شدن و در دسترس قرار گرفتنش برای همیشه خواهد داشت. صفحاتی که دقیقاً به همین علت پتانسیل انتشار آگهی‌ها و درآمدزایی تا ابد را با خود به همراه خواهند داشت.

توییت‌کرده منع توییت چون کُند جناب فارس‌نیوز عزیز؟

بعضی از این سوتی‌های خبرگزاری فارس گاهی بیشتر از بقیه‌ش مشهور می‌شن. نمونه‌ش هم عکس‌های جعلی خبرگزاری فارس از ناآرامی‌های لندن بود که بعداً از روی سایت محوشون کرد و خوشبختانه یه نمونه ازش رو می‌تونید اینجا ببینید.

اما از همه اینها گذشته این یکی دو روز خبرگزاری فارس یه تغییراتی توی سایتش داده که باعث شده یه عده از بچه‌های همیشه آنلاین این جریان رو دست بگیرن و یه کمی سر و صدا به پا بشه. اما قبل از این که بریم سراغ ماجرا بیایید نگاهی بندازیم به تعدادی محدود از خبرهایی که این خبرگزاری درباره شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده:

فیس‌بوک جاسوس سیا و موساد، ۱۳۸۸/۰۸/۱۷

جاسوسی کاربران فیس‌بوک برای رژیم صهیونیستی، ۱۳۸۹/۰۱/۱۸

انتشار خبر جعلی حمله آمریکا به ایران در فیس‌بوک برای جاسوسی از کاربران، ۱۳۹۰/۱۱/۱۵

فیس‌بوک شبکه اطلاعاتی یا جاسوسی؟، ۱۳۸۸/۰۹/۰۱

نقش فیس‌بوک و توییتر در جنگ روانی سایبرنتیک علیه ایران، ۱۳۸۸/۰۵/۱۷

و البته ده‌ها خبر دیگه از همین دست که اگه این سایت و اخبارش رو دنیال کرده بودید بهتر از من می‌دونید. اما حالا اگه به سایت فارس نیوز برید، با صحنه جالبی مواجه می‌شید. دکمه‌های همخوان کردن اخبار در فیس‌بوک و توییتر و گوگل‌پلاس. اینجاست که جریان قسم حضرت عباس و دم خروس عینیت پیدا می‌کنه.

آیا ۱۴۰ نویسه برای یک توییت فارسی کافیست؟

احتمالاْ خبرش حالا به گوش همه‌تون رسیده که توییتر زبان فارسی رو عاقبت به زبان‌های رسمی توییتر اضافه کرد. البته روند ترجمه بسیار سریع صورت گرفت و هنوز تا یک ترجمه ایده‌آل کمی فاصله داریم. خوشحالم که یکی از داوطلبان ترجمه به فارسی بودم و حالا دیدن نتیجه این کار ماندگار برام لذت‌بخشه.

محیط فارسی شاید برای بسیاری از کاربران سابق توییتر جذاب نباشه. حتی ممکنه به نظرشون کاربردی نیاد اما مطمئناً مورد استقبال کاربران جدید فارسی‌زبان قرار خواهد گرفت.

اما بعد کارکردن با توییتر در این سال‌ها به این نتیجه رسیدم که مفهومی رو که با ۱۴۰ نویسه در زبان فارسی می‌شه به مخاطب انتقال داد کمتر از میزان مفهومی هست که با ۱۴۰ نویسه به زبان انگلیسی می‌شه انتقال داد. در واقع زبان فارسی نسبت به انگلیسی زبان کشدارتریه. خط فارسی و شیوه نگارش هم در این باره بی‌تأثیر نیست.

انگلیسی‌ها عموماً با خلاصه‌سازی رابطه خوبی دارند. برای نمونه می‌شه به فیفا، ناسا، اف‌بی‌آی و موارد دیگه اشاره کرد. اما در زبان فارسی این مسأله به ندرت انجام می‌شه. شاید بشه به ناجا، نزاجا و نداجا یا مواردی مثل پلیس فتا اشاره کرد که بیشتر به خاطر استفاده از این موارد در ارتش و نیروهای نظامی و انتظامیه.

تأثیر استتوس‌ها در ادبیات معاصر!

چند وقت پیش داشتم با خودم فکر می‌کردم که پدیده‌ای به نام اعلام وضعیت یا همون استتوس چقدر توی ادبیات و گفتارمون تأثیر گذاشته. شاید شما هم بدونید که داستان توییتر از ایده استتوس‌های یاهومسنجر شروع شد. استتوس‌ها هم از یک اعلام مشغول بودن یا آزاد بودن شروع شدند اما کم‌کم عبارت‌های دیگه‌ای هم بهشون اضافه شد. وضعیت‌هایی مثل این که «دارم تلفنی حرف می‌زنم» یا «پشت میزم نیستم» یا «رفتم بیرون» و چیزهایی از این قبیل.

بعدتر هم که به جای انتخاب از بین چند گزینه، این امکان ایجاد شد تا هر کسی استتوس خودش رو بنوبسه. داستان همین طور ادامه پیدا کرد تا جایی که وقتی یه آهنگی گوش می‌کردی، می‌شد با اضافه کردن افزونه کاری کرد تا اسم آهنگ و خواننده‌ش به طور خودکار توی استتوست نمایش داده بشه.

برای نوشتن استتوس فضای چندانی در دسترس نبود. باید منظورت رو توی یک خط و با چند واژه بیان می‌کردی. این ایده‌ای بود که در نهایت منجر به ساخت سایتی مثل توییتر شد و پدیده‌ای به نام میکروبلاگ یا ریزبلاگ شکل گرفتند. این ایده چون چیز جالبی بود، توی سایت‌های دیگه هم از جمله فیس‌بوک پیاده شد. البته دیگه محدودیت ۱۴۰ نویسه‌ای توییتر رو نداشت.

همکاری با توییتر در فارسی‌سازی آن

اگه یادتون باشه چند هقته پیش مطلبی نوشتم با عنوان پیشنهاد فارسی‌سازی توییتر. حالا بخش ترجمه سایت توییتر با اعلام این توییت رسماً اعلام کرده که با کمک کاربران فارسی‌زبان توییتر، این سایت رو در کنار زبان‌های دیگری که راست به چپ نوشته می‌شن، فارسی خواهد کرد.

زبان‌های دیگه علاوه بر فارسی، عربی، عبری و اردو هستند.

این شناسه رسمی توییتر به زبان فارسی هست: ٰTwitter in Farsi. معناش اینه که از این شناسه می‌شه اخبار رسمی توییتر رو به زبان فارسی دریافت کرد. بنابراین بهترین کار اینه که اون رو دنبال کنید.

به منظور کمک به داوطلبان، صفحه راهنما و ویدئویی هم در سایت گذاشته شده که شما می‌تونید با مشاهده این راهنما به روند فارسی‌سازی سایت کمک کنید. روش کار هم بسیار ساده هست.

از این صفحه می‌تونید وارد رابط کاربری ترجمه بشید. ابتدا با شناسه کاربری توییتر خودتون وارد بشید. بعد هم از توی فهرست زبان فارسی رو برای ترجمه انتخاب کنید. حواستون باشه اگه زبان دیگه‌ای رو انتخاب کنید، امکان انتخاب زبان دیگه‌ای به سادگی ممکن نیست. در واقع باید بهشون پیام مستقیم بفرستید تا دستی زبانتون رو تغییر بدن.

پیشنهاد فارسی‌سازی توییتر

شرکت گوگل چند وقتی است که فارسی‌سازی سرویس‌هایش را کمی جدی‌تر گرفته. راه‌اندازی وبلاگ فارسی گوگل نشان‌دهنده این است که عاقبت زبان فارسی مورد توجه شرکت‌های بزرگ قرار می‌گیرد. این موضوع حاصل تلاش تولیدکنندگان محتوا به زبان فارسی و البته فارسی‌زبانانی است که در این شرکت‌ها کار می‌کنند. این موضوع می‌تواند برای ما امیدوارکننده باشد که شرکت‌ها و سرویس‌دهنده‌های بزرگ دیگر در اینترنت، از زبان فارسی به طور کامل پشتیبانی کنند.

چند وقتی است که کاربران زبان عربی توییتر، تلاش می‌کنند تا این سایت را به افزودن زبان عربی به فهرست زبان‌های اصلی خود ترغیب کنند. سایتی به این زبان راه‌اندازی کرده‌اند به نام التغریدات. همایش برگزار می‌کنند و با پشتیبانی ده کشور، موجی برای تقاضایشان به راه می‌اندازند که حتی تلویزیون الجزیره آن را پوشش می‌دهد. تلاش‌های این گروه را می‌توانید از شناسه توییترشان هم دنبال کنید.

حالا می‌شود که گفت که توییتر این تلاش‌ها را دیده است. این توییت مربوط به شناسه رسمی بخش ترجمه توییتر، اشاره‌ای دارد به تلاش‌های این گروه. بنابراین باید به زودی شاهد باشیم که احتمالاً زبان عربی به توییتر اضافه می‌شود.

اما ما برای زبان فارسی چه می‌توانیم بکنیم؟ چقدر شانش داریم؟ فارسی شدن توییتر چه حاصلی دارد؟

برای پاسخ به پرسش اول باید به سراغ این فرم رفت. با پر کردن این فرم کوتاه و انتخاب زبان فارسی از میان زبان‌ها و پیشنهادش به توییتر، می‌توانیم اهمیت زبان فارسی را متذکر شویم.

این هشتگ یعنی چه؟

خیلی وقت‌ها هشتگ یا برچسب‌هایی رو توی توییتر می‌بینیم که معناشون رو متوجه نمی‌شیم. یکی از وب‌سایت‌های خوبی که یک جورهایی واژه‌نامه هش‌تگه، سایت tagdef هست.

این سایت به طور خودکار برچسب‌های روز رو فهرست می‌کنه و ملت می‌تونن معنای این اصطلاحات رو برای باقی مردم بنویسند. اگه در بقیه با معانی نوشته‌شده موافق باشند، می‌تونن امتیاز مثبت بهش بدن و اگه مخالف باشند، امتیاز منفی.

هشتگ‌های مربوط به هشتگی که دنبال معناش هستید هم زیرش نوشته می‌شه تا بتونید معناش رو بیشتر درک کنید.

توضیح بیشتری هم نمیشه درباره این سایت داد. همینی که هست! واقعاً چرا باید به این مطلب آب ببندم؟

 

سال نوی میلادی و آمار و ارقامی با استفاده از گوگل و توییتر و یوتیوب

سال ۲۰۱۰ هم تموم شد. بد نیست برای این که وقایع سال گذشته رو بررسی کنیم. بر اساس جست‌وجوهایی که مردم انجام دادن، اهمیت اخبار سال قبل رو متوجه بشیم. خب بذارین از یه ابزاری استفاده کنم که گوگل ارائه داده و می‌شه از این طریق متوجه شد که چه کلماتی بیشتر جست‌وجو شدن. پس اولش می‌ریم سراغ Google Insights for Search و حالا لوکیشن رو می‌ذاریم ایران و تاریخ رو می‌بریم روی سال ۲۰۱۰، بالاترین جست‌وجوها به ترتیب این کلمات هستن: دانلود، ایران، عکس، دانشگاه آزاد، yahoo، فیلم، نرم‌افزار، فال، google، بازی.
اما شاید جالب‌تر باشه که بدونیم چه کلماتی در سال گذشته میلادی در جست‌وجو بیشترین رشد رو داشتن. فهرستی که نشون می‌ده مردم بیشتر از همه دنبال این کلمات و ترکیبات تازه رفتن: اطلاعات خانوار، قهوه تلخ، یارانه، translate، آموزش و پرورش، آمار، وام ازدواج، facebook، لخت، نود.
شاید با نگاهی به این کلمات بشه دغدغه‌های سال گذشته جست‌وجوگران اینترنت رو فهمید. با توجه به واژه‌های: اطلاعات خانوار، یارانه، وام ازدواج، می‌شه فهمید مردم، بیشتر دغدغه اقتصادی دارن و نگران مسائل مالی‌شون هستند. روی هر کدوم این کلمات اگه کلیک کنیم، اطلاعات بیشتری به دست میاریم.
بذار یه چیز جالب دیگه هم نشونتون بدم و اون روال جست‌وجوی ۵ اتفاق مهم دنیا در سال گذشته هست که می‌شه اون رو از این صفحه دید. این قسمت گوگل به صورت یک خط زمانی نشون می‌ده که مردم به عنوان مثال برای جست‌وجوی اخبار جام جهانی و زلزله هاییتی، ماه به ماه چه رفتاری نشون دادن. می‌تونین یکی یا چند تا از این اتفاقات رو انتخاب کنین و دکمه پلی رو بزنین تا ببینین هر ماه روال جست‌وجو چطور بوده. چنین اطلاعاتی برای سال‌های قبل هم موجوده: ۲۰۰۷، ۲۰۰۸، ۲۰۰۹.
اما بریم سراغ توییتر. توییتر هم چنین جدولی رو منتشر کرده. در این صفحه می‌تونین ده کلمه برتر رو ببینین و البته بر حسب موضوع هم جداگانه کلمات رو دسته‌بندی کرده و ده برچسب برتر رو هم نوشته:

شباهت فرندفید و الکل طبی

خوشبختانه ایرانی‌های کاربر اینترنت، همیشه روایت‌های خودشون رو از اینترنت دارن. اون طوری که دوست دارن از اینترنت و ابزارش استفاده می‌کنن. حالا درست یا غلطش رو کاری ندارم. گاهی این وسط ممکنه به بیراهه برن. اما برای من کاربردهای تازه‌ای که برای ابزار آنلاین به خصوص سایت‌های وب ۲ پیدا می‌کن، جالبه.
در جریان انتخابات ایران توییتر رسماً به یک ابزار اطلاع‌رسانی سریع بدل شد. همین اتفاقات شاید در تغییر پرسش معروف توییتر بی‌تأثیر نبود. این که به جای «داری چی کار می‌کنی؟» سؤال دیگه‌ای به صورت «الان چه اتفاقی داره می‌افته؟» بالای جعبه نوشتن توییت دیده می‌شه به نظر من ناشی از همین اتفاقات و تغییر کاربریه.
همین مسأله رو از جهتی دیگه بیشتر از چند ساله داریم توی فرندفید می‌بینیم و در یک سال اخیر شدتش بیشتر شده. فرندفید در زیست‌بوم انحصاری خودش بیشتر از این که برای پیگیری فعالیت دوستانتون باشه، تبدیل شده به محل بحث و مبادله تجربیات و شوخی و خنده و ابراز دلتنگی و خیلی چیزهای دیگه. فرندفید فارسی بیشتر یه کاربرد شبکه اجتماعی دوست‌یابی داره. خیلی‌ها با هم اونجا آشنا می‌شن و حتی برای هم تولد می‌گیرن و سعی می‌کنن تا جایی که از دستشون بر میاد آرزوهای هم رو برآورده کنن. گرچه مثل هر محیط دیگه‌ای دلخوری و دعوا و بلاک کردن هم توش وجود داره. همه طیفی هم اونجا پیدا می‌شن. از سیاسی و غیرسیاسی گرفته تا هنرمند و نویسنده و بلاگر و جواهرساز و دانشجو و دانش‌آموز و خلاصه ایرانیان اطراف و اکناف جهان که هر کدومشون به کاری مشغولن. این یک کاربرد جدید برای سایتی هست که قراره فعالیت‌های یک فرد رو به طور متمرکز یک جا گردآوری کنه اما ترکیبی از همین وظیفه به همراه فوروم و چت‌روم و فتوبلاگه. جایی که از قرار کوه‌نوردی توش تنظیم می‌شه تا معرفی نرم‌افزاری که توسط یکی از اعضاش نوشته شده. از پادکست توش منتشر می‌شه تا دستور آشپزی. خلاصه یه جامعه واقعی با اصطلاحات خاص خودش مثل شخم زدن، و دوان‌دوان و م.ب و چیزهای دیگه که مردم کوچه و خیابون مجازی ممکن نیست معناش رو بفهمن. کوچه فرندفید زبان خیابانی خودش رو داره. اسلنگ خودش رو داره و خیلی چیزهای منحصر به فرد خودش رو. خورشید اونجا هیچ‌وقت غروب نمی‌کنه چون همیشه یه عده هستن که بیدارن. شیفت شب داره. در واقع وقتی که توی ایران همه خوابن ترکیبی از بچه‌های داخل و خارج ایران بیدارن و دارن اونجا فعالیت می‌کنن. این از این.
یک مورد جالب دیگه گوگل‌ریدر هست یا اون طور که کاربران فارسی‌زبانش می‌گن، گودر (واقعاً کی اولین بار این واژه ترکیبی گودر رو از گوگل‌ریدر ساخت؟ یه همچین اتفاقات خجسته‌ای معمولاً توی زبان فارسی نمی‌افته. دستش درد نکنه). خلاصه این گودر که قراره همه توش مطالب رو از سایت‌های مختلف بخونن و به هم توصیه کنن، علاوه بر این وظیفه، داره وظایف دیگه‌ای هم انجام می‌ده. مثلاً کلی نوشته توش هست که به هزار و یک دلیل توی وبلاگ‌ها نوشته نمی‌شن و مستقیم توی گودر میان. این روزها حتی سر و کله آگهی‌های گودری پیدا شده. دوستان از طریق گودر به هم اطلاع می‌دن که دنبال کار می‌گردن. یا شرکتشون می‌خواد یکی رو استخدام کنه. یا آگهی‌دهنده می‌گه که می‌تونه یه بورس برای یه فارغ‌التحصیل فیلان رشته توی دانشگاه بیسار در کشور بهمان جور کنه. یا مورد جالب دیگه‌ای که دیدم، نویسنده‌ای که خبر چاپ شدن کتابش رو به امواج گودر سپرده بود تا هزار هزار تکثیر بشه و به هر جایی که می‌خواد برسه.
وب ۲ اینه. پویا و پرتحرک و انعطاف‌پذیر. با وجود وب ۲ من می‌تونم درک کنم که چی شد گونه‌های مختلف جانوری در طول تاریخ به وجود اومدن. چرا که از یه محصول، گاهی چنان کاربردهایی دیده می‌شه که فقط مختص یه کشور، یه زبان یا یه جمع خاصه. درست مثل همون کاری که ایرانی‌ها با الکل طبی می‌کنن. استفاده در جهت رفع نیازهایی که در حالت معمول امکان پاسخ بهشون نبست.

فهرست شناسه‌های مهم مقیم فرندفید فارسی

من فرندفید رو دوست دارم. سایت جالبیه. می‌شه به راحتی همه فعالیت‌های یک فرد، شرکت، نهاد، رسانه و سازمان رو دنبال کرد، بدون این که چیزیش رو از دست بدی. با خودم فکر کردم که شاید بد نباشه اگه مجموعه‌ای از اکانت‌های سازمان‌ها و ارگان‌ها و رسانه‌های فارسی رو اینجا جمع‌آوری کنم. شاید دوست داشته باشید دنبالشون کنید. البته بعضی از این اکانت‌ها رسمی نیستند. اما با سازمان یا نهاد مورد نظر در ارتباط هستند. اگه موارد دیگه‌ای رو می‌شناسید، خوشحال می‌شم بهم خبر بدید تا به فهرست اضافه کنم. ضمن این که اگه در مواردی که نام بردم، مطمئن هستید که شناسه مورد نظر رسمی نیست، لطفاً کامنت بگذارید. تا زمانی که سوءاستفاده‌ای از شناسه مورد نظر ندیده باشم، توی فهرست قرارش می‌دم. ممکنه نظراتی رو که به نظرم شامل شناسه‌های چندان معروفی نباشن یا تجاری باشن، از بخش نظرات پاک کنم. پیشاپیش معذرت می‌خوام.

خبرگزاری مهر وزارت امور خارجۀ آمریکا برنامه کلیک تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی بی‌بی‌سی فارسی رجا نیوز
الف رادیو فردا رادیو زمانه خبرگزاری فارس روزنامه کیهان
مردمک صدای آمریکا

استفاده از توییتر در سامانه‌های ترابری

برای استفاده از فناوری در دولت و خدمات عمومی، باید یک اراده وجود داشته باشد. در واقع علاوه بر این که شرکت‌ها و نهادها و مؤسسات دولتی، باید مدیرانی علاقمند به راه‌های تازه داشته باشند، مشاوران و مدیران میانی خوشفکر هم برای ایجاد تحولات کارآمد، لازم است.
نگاهی به سایت‌های دولتی و نهادهای رسمی ایران بندازید. بسیاری از آنها صرفاً صفحاتی هستند که به معرفی سازمان و در نهایت یک فرم تماس با ما و در بهترین حالت گزارش‌های آماری سالانه مجهز شده‌اند. در حالی که با کمترین هزینه‌ها می‌توان خدمات بسیار زیادی را در دنیای مجازی عرضه کرد. بدون آنکه نیروی انسانی زیادی به کار گرفته شود، به افراد زیادی که از فناوری استفاده می‌کنند، می‌توان خدمات ارائه داد.
عموماً سایت‌های دولتی خروجی‌های خود را به صورت آزاد در اختیار کاربران قرار نمی‌دهند. بسیاری از آنها خبرمایه ندارند و به‌روزرسانیشان قابل توسعه در سایت‌های دیگر نیست. به عبارت دیگر کمتر سایتی را می‌توان یافت که به فکر توسعه مواد تولیدی خود در سایت‌های دیگر باشد.
بگذارید مثالی بزنم. اینجا در لندن، شهری که حتی ساعت مشهورش، بیگ بن، هم هر ساعت توییت می‌کند و دلنگ و دولونگ به راه می‌اندازد، برای آن که از اوضاع خطوط مترو یا آن‌طور که اینجا مرسوم است آندرگراند، باخبر باشیم، کافی است به سایت ترابری لندن مراجعه کنیم. تمام اطلاعات بروز و به ثانیه در آنجا قابل مشاهده است. شما می‌توانید با انتخاب مبدأ و مقصد خود کوتاه‌ترین مسیر را با ترکیبی از مترو و اتوبوس و پیاده و زمان تقریبی از این سایت به دست آورید.
این سایت خروجی‌های استانداردی هم برای توسعه‌دهندگان وب دارد. برای آنهایی که می‌خواهند اپلیکیشن‌های موبایل برای سامانه ترابری لندن بسازند، این خروجی‌ها خوراک مناسبی است.
علاوه بر اینها ارسال پیامک برای مشترکانی که می‌خواهند از اوضاع حمل‌ونقل خبردار شوند، امری مرسوم است. در کنار اینها حساب کاربری توییتر سامانه ترابری هم برای کسی مثل من که دائماً از توییتر استفاده می‌کنم، می‌تواند ابزار اطلاع‌رسانه مناسبی باشد تا از اشکالات سامانه باخبر شوم. برای مثال خط مرکزی لندن، دیروز با مشکل مواجه بود. افراد زیادی در ورودی‌های ایستگاه مترو متوجه این امر شدند در حالی که برای من که توییتر مترو را دنبال می‌کنم، وقتی برای رسیدن به ایستگاه تلف نشد و پیش از همه از اتوبوس جایگزین استفاده کردم.
ای کاش وب‌سایت متروی تهران هم یک حساب کاربری توییتر باز کند تا چنین اطلاعاتی به طور خودکار، از خروجی‌های استانداردش وارد اکانت توییترش شود. ای کاش شرکت‌های هواپیمایی، مسافربری و اتوبوس‌رانی هم چنین کاری را انجام دهند. کاری که خرج چندانی ندارد اما کاربردش برای کاهش ترافیک و جلوگیری از اتلاف وقت کاربران مثل روز روشن است.

از چی کار داری می‌کنی تا چه خبر؟

Twitterتوی هفته گذشته چند تا اتفاق جالب افتاد که وقتی در کنار هم قرارشون می‌دیم، به تحلیل جالبی می‌رسیم. اولین خبر اینه که سازمان «وبی اواردز» استفاده از توییتر، توسط کاربران ایرانی رو به عنوان یکی از ۱۰ لحظه تاریخی اینترنتی در دهه اخیر معرفی کرده.
در بیانیه جوایز وبی‌اواردز که به اسکار اینترنت هم مشهوره نوشته شده: «وقتی که نتایج انتخابات ۲۰۰۹ ریاست‌جمهوری در ایران، مشکوک به نظر رسید، مخالفان به سراغ توییتر رفتن و انقلاب توییتر زاده ‌شد. در واقع توییتر آن‌قدر برای سازماندهی تظاهرات اعتراضی حیاتی شد که وزارت امور خارجه آمریکا از این شرکت خواست تا به‌روزرسانی سایتش رو به تعویق بیندازد. این اعتراض‌ها بعلاوه برتری توییتر به عنوان یک وسیله اعتراضی کلیدی رو نشون داد: از اون‌جایی که بیشتر کاربران این سایت از از طریق سایت توییتر واردش نمی‌شن، سانسورش تقریباً محاله».
از طرف دیگه شاید کنجکاوانه‌ترین سؤالی که می‌شد روی اینترنت پیدا کرد، سؤالی بود که سایت توییتر از همه می‌پرسید: داری چی کار می‌کنی؟ حالا چند روزی می‌شه که توییتر این سؤال رو تغییر داده و الان از همه می‌پرسه که: چه اتفاقی افتاده؟ شاید برای این که توییت‌ها نشون می‌دن مردم دیگه فقط می‌خوان بگن در حال انجام چه کاری هستن. اونها ترجیح می‌دن یه چیزی رو گزارش کنن. حال و هوای خودشون رو و البته اتفاقات دور و برشون یا هر چیزی دیگه‌ای رو که توی دنیا داره اتفاق می‌افته. به عبارت ساده‌تر این پرسش: چه خبر؟
شاید بد نباشه که بدونین ایده توییتر از استاتوس مسنجرها شکل گرفت. خیلی از ماها وقتی که از مسنجرمون استفاده می‌کنیم، جلوش مثلاً می‌نویسیم که داریم غذا می‌خوریم یا پشت میزمون نیستیم. این ایده باعث شد تا توییتر به وجود بیاد تا هر کسی در هر لحظه بگه که داره چی کار می‌کنه. اما در نهایت این کاربرهای اینترنت هستند که با استفاده اصلی یک سایت رو پیدا می‌کنن و البته سایت هم مجبوره که دنباله‌روی نیازهای اونها باشه. در واقع این موضوع هم از نظام عرضه و تقاضا پیروی می‌کنه. حالا که مردم می‌خوان اتفاقات اطراف خودشون رو توی چند تا جمله کمتر از ۱۴۰ حرف گزارش بدن، توییتر هم تبعیت می‌کنه. همه اینها شاید معناش این باشه که مردم دوست دارن در کوتاه‌ترین طول ممکن، اخبار رو ارائه بدن و البته از اخبار خبر پیدا کنن. این موضوع رو وقتی در کنار امکانات وب دویی مثل برچسب زدن اخبار می‌ذاریم، توانایی این ریزرسانه رو در اطلاع‌رسانی بیشتر نشون می‌ده و البته اهمیتی که دنیا و ابررسانه‌ها به رسانه‌هایی می‌دن که بر پایه خبرنگارشهروندی بنا شدن.