گوریل‌های آوازه‌خوان

Gorillazزیگزاگشناسنامه گوریل‌ها: استوارت «۲D» پوت: متولد (کراولی، بریتانیا) – ووکال، کی‌برد / مُرداک نیکالس: متولد (استوک آن ترنت، بریتانیا) – گیتار باس / راسل هابز: متولد (نیویورک، نیویورک) – درام / نودل: متولد (اوزاکا، ژاپن) – گیتار، ووکال پشتیبان
دو فیلم با یک بلیت
چهار گوریل ساز می‌زنند، آواز می‌خوانند و انبوهی از جمعیت طرفدارشان بالا و پایین می‌پرند و جیغ می‌کشند. «گوریل‌ها» یا Gorillaz یک گروه موسیقی مجازی است که با شخصیت‌های کارتونی خود طرفداران بیشماری در سرتاسر دنیا دارد. داستان پیدایش این گروه دو روایت دارد؛ یک ماجرای داستانی و مجازی درباره تشکیل گروه و یک ماجرای واقعی از پیدایش و شکل‌گیری ایده آن.
ما چگونه ما شدیم؟
ماجرای گروه «گوریل‌ها» با یک تصادف فاجعه‌بار آغاز می‌شود. مرداک (Murdoc) که در فکر راه‌اندازی یک گروه موسیقی است، پیش از آنکه موفق شود به این هدف دست یابد با خودروی خود به شدت با استورات پوت برخورد می‌کند. استوارت به حال اغما فرو می‌رود و به زندگی نباتی دچار می‌شود. مردمک چشم راستش هم به دلیل خون‌گرفتگی، سیاه می‌شود.
مرداک دستگیر می‌شود و به عنوان مجازات، ناگزیر است از استوارت نگهداری کند. اما او چندان این وظیفه را جدی نمی‌گیرد تا جایی که یک بار دیگر باز هم هنگام رانندگی به استوارت آسیب می‌رساند. این بار، مرداک در حالی که استوارت در خودرویش نشسته است، برای خودنمایی جلوی یک دختر در پارکینگ فروشگاه، ترمزدستی را می‌کشد و دوردرجا می‌زند؛ این بار هم ضربه شدیدی به سر استوارت وارد می‌شود و مردمک چشم دیگرش هم بر اثر خون‌گرفتگی سیاه می‌شود. اما در عوض از حالت اغما و زندگی نباتی بیرون می‌آید. از اینجا به بعد، مرداک به کنایه از دو نشانه کبودی که بر صورت استوارت نشسته و یادگار این آسیب‌دیدگی‌هاست، او را ۲D می‌نامد که مخفف ۲Dents است.

ادامه

ادیسه مجازی

Second Lifeهفته‌نامه چلچراغ– گاهی خیلی از ما در خیال خودمان زندگی دومی داریم که در آن هر کاری که دوست داریم انجام می‌دهیم. دنیای فناوری چندی است که این رویا را به واقعیت بدل کرده و به مردم این امکان را می‌دهد که زندگی دومی را تجربه کنند. «زندگی دوم» یا Second Life چیزی نیست جز یک بازی اینترنتی در یک فضای سه بعدی مجازی با امکاناتی که به کاربرانش اجازه می‌دهد تا تمام کارهایی را که به طور روزمره انجام می‌دهند، در «زندگی دوم» خود به تحقق برسانند. کاربران می‌توانند با حضور در این دنیای مجازی که در سال ۲۰۰۳ خلق شد، همه کارهایی را که در زندگی روزمره و عادی خود انجام می‌دانند، در اینجا نیز تکرار کنند. [+]
«زندگی دوم» این روزها تنها یک بازی سرگرم‌کننده نیست. ساده‌انگارانه خواهد بود اگر درگیری بازیگران آن را تنها برای سرگرمی بدانیم. این موضوع را بیش از پیش اخباری به ما گوشزد می‌کنند که هر روزه درباره «زندگی دوم» منتشر می‌شود.
فیلیپ روزدال، بنیانگذار این دنیا می‌گوید: «زندگی دوم یک بازی رایانه‌ای نیست بلکه جایی است که مردم در آن به ساخت آلات و ادوات می‌پردازند. ابتدا باورش برای مردم سخت است تا این که وارد این دنیا شده و در همان لحظات نخست معتادش می‌شوند». در این دنیای سه بعدی تازه‌واردان، امکانات چون طراحی و انتخاب چهره و اندام و لباس دارند، به مهمانی می‌روند، رانندگی می‌کنند، با هواپیما سفر می‌کنند، خانه می‌سازند، عکس یادگاری می‌گیرند یا به فعالیت‌های دلخواهی چون نقاشی، عکاسی یا فیلم‌سازی روی آورده و حتی همسر اختیار می‌کنند.

ادامه

من عاشق مرگ هستم!

Lodger Bandزیگزاگ– سه میلیون بازدیدکننده یکتا برای نخستین ویدئوکلیپ یک گروه موسیقی، رکورد چشمگیری است. گروهی که تنها با تکیه بر اینترنت به مخاطبان جهانی دست یافته و آگهی‌دهندگان و شبکه‌های معروف تلویزیونی را مجذوب فلاش‌های ساده‌ای کرده است که ساخته خود اعضای گروه هستند.
این گروه که راه میانبر را برای رسیدن به شهرت و موفقیت، روی شبکه جهانی پیدا کرده است، Lodger نام دارد.
از زمانی که کلیپی به نام «پلکان درگاهی» یا Doorsteps را از اینترنت دانلود کردم چیزی نزدیک به دو سال و نیم می‌گذرد. [+] انیمیشن و موزیکی جذاب با ترانه‌ای عمیق که باعث شد به دنبال گروه سازنده‌اش اینترنت را زیر و رو کنم و سی‌دی آلبومش را با کمک یکی از دوستان کانادایی‌ام به دست آورم.
گروه راک «لاجر» در سال ۲۰۰۲ میلادی توسط «تیمو مریلا» (Teemu Merilä) بنیانگذاری شد. لاجرها خارج از فنلاند گروه ناشناخته‌ای محسوب می‌شدند اما توانستند با ویدئوموزیک‌های فلاش خود در اینترنت مکتب جدیدی را پایه‌گذاری کنند و مشهور شوند.
اندکی پس از آن شایعات زیادی پیرامون این گروه شکل گرفت که مشهورترینش علاقه آنها برای ترویج علنی سیگار و دشمنی و مخالفت شدید گروه با بسیج عمومی ضدسیگار بود. اما اهمیت این گروه فراتر از این جنجال‌های حاشیه‌ای است. «لاجر»های هلسینکی گروهی هستند که موسیقی خوب می‌سازند و ویدئوهایشان تا کنون برنده جوایز بسیاری شده است.

ادامه

سفرنامه استانبول ۳

St Antoine Church, Beyoglu, Istanbulخب قسمت انتهایی این سریال سفر به استانبول رو می‌نویسم براتون. با توجه به استقبال زیاد از این سفرنامه، چند تا پیشنهاد ساخت سریال و فیلم داستانی از روی داستانش دارم که باید سر فرصت بهشون فکر کنم (دروغ ۱۶ آوریل که به قاعده دو هفته با اول آوریل متفاوته). خب. خوشمزگی بسه. بریم سر اصل ماجرا.
یکی از جاهایی که برای دیدنش رفتیم، یه کلیسایی بود توی خیابون استقلال و در منطقه بیگ‌لو به نام کلیسای سنت آنتونی. خوشبختانه وقتی که رفتیم داخل کلیسا مراسم دعا برپا بود و من تونستم یه نیم ساعتی بشینم و گوش کنم.
اما خیابون استقلال یا Istiklal. یه خیابون معروفه توی استانبول که یک سرش به میدان معروفی می‌رسه به نام میدان تقسیم یا Taksim. خیابون استقلال همیشه شلوغه مخصوصاً آخر هفته. یه خیابون سنگ‌فرشه خوشگله که یه تراموای قرمز قدیمی ازش بالا پایین می‌ره و ده تا پانزده نفر مسافر رو جا به جا می‌کنه و هر بار که رد می‌شه یه صدای زنگ ازش در میاد تا ملت از سر راهش کنار برن. دو طرف این خیابون پر از بوتیک، کافه و غذاخوری هست و توی کوچه پس‌کوچه‌هاش و طبقات فوقانی ساختمون‌های اطرافش هم انواع و اقسام کافه و کافه تریا. کوچه‌های اطراف این خیابون هم تا چشم کار می‌کنه کافه و کافه و کافه. به هر حال خیابون خیلی جالبیه و اگه ساعت ۴ صبح هم هوس کنین برید یه جای شلوغ می‌تونین برین توی این خیابون چون همیشه توش پر از آدمه. میدون تقسیم هم از اون جاهایی هست که دور تا دورش هتل و مراکز تجاری دیگه هست و البته یه عالمه کفتر توش ولو هستن و البته گاه گداری چند تایی سگ ولگرد که کاری به کار کسی ندارن و برای خودشون بازی بازی می‌کنن و نهایتاً گوش همدیگر رو گاز می‌گیرن. به همون اندازه که ما توی ایران گربه می‌بینیم توی استانبول هم گربه می‌بینیم و البته به یه نسبت کمتر هم سگ ولگرد بی‌آزار. روی هم رفته حیواناتی که من توی استانبول دیدم بسیار محترم هستند و ملت رو تحویل نمی‌گیرن. به قول جلال سعیدی اصولاً نه به عنوان یک دامپزشک بلکه به عنوان یک انسان به من بر می‌خوره وقتی می‌بینم هیچ کدوم این گربه‌ها ازم نمی‌ترسن!

ادامه

مصدق‌خوانی بیخ گوش مردان کودتا

هفته‌نامه چلچراغ- به سرعت اخبارش روی اینترنت پخش می‌شود: یک گروه موسیقی راک، یک اپرای راک درباره تاریخ ایران در دوره مصدق و کودتای ۲۸ مرداد، که باعث شد یک حکومت ملی سقوط کند، اجرا کرد. (داستانش را ما ایرانی‌ها خوب می‌دانیم).
آدرس‌ها را که دنبال می‌کنی، می‌رسی به سایت رسمی خواننده‌ای به نام مایکل مین (Michael Minn). توی صفحه مربوط به این آلبوم نوشته‌اند:
«مصدق یک داستان حقیقی است از کودتایی که توسط سازمان سیا هدایت شد و در سال ۱۹۵۳، شاه ایران را منصوب کرد.»
این آلبوم که به انتقاد از سیاست‌های آمریکا در آن دوران می‌پردازد، بنابر نوشته‌های موجود در سایت، از مراجع و منابع معتبری در زمینه تاریخ ایران در آن دوره استفاده کرده است و توانسته که رتبه برتر را در جشنواره بین‌المللی Fringe نیویورک در سال ۲۰۰۴ کسب کند.
مایکل مین و اجرای تئاتر موزیکال مصدق
مایکل مین از سال ۱۹۸۰ کار ترانه‌سرایی را آغاز کرد و کار خود را با نوشتن آثاری موزیکال برای تئاتر ادامه داد. روزنامه نیویورک تایمز در مقاله‌ای که در سال ۲۰۰۰ منتشر کرد، ناگفته‌هایی از وقایع کودتای ۲۸ مرداد را بیان کرد که به تازگی از طبقه‌بندی محرمانه سازمان سیا خارج شده بود و بیانگر دخالت مستقیم سازمان سیا در هدایت این کودتا بود. کودتایی که نتیجه‌اش به دوره جدیدی از دیکتاتوری محمدرضا شاه و تورقی نامیمون در تاریخ کشور ایران منجر شد. هنگامی که مایکل مین این مقاله را مطالعه کرد، ذهن او آرام آرام به سمت ساخت اثری در این باره سوق یافت. تا آنجا که در سپتامبر سال ۲۰۰۳ کار نوشتن این اثر را آغاز کرد. موازی با شروع نوشتن این اثر، وی مطالعات خود را در این زمینه وسعت بخشید و حتی آخرین کتاب منتشر شده را با نام «همه مردان شاه» که در سال ۲۰۰۴ منتشر شده بود، خواند. پس از تکمیل این اطلاعات بود که این اثر را با نام مصدق و به صورت یک راک اپرا در پنجاه و یکمین سالگرد این کودتا به روی صحنه آورد. این اجرا که حدود ۴۵ دقیقه و عبارت از ۱۲ صحنه موزیکال به طول انجامید، در سالن تئاتر کوچکی در مناطق جنوبی نیویورک به روی صحنه رفت. یعنی در یکی از سالن‌های جشنواره‌ای بین‌المللی با نام تئاتر حاشیه یا Fringe که صدها اجرا با شرکت بیش از ۲۰۰ گروه نمایشی در آن شرکت داشتند.
این راک اپرا به این شیوه اجرا شد که خوانندگان و نوازندگان گروه مایکل مین، در بخش‌های نمایش، نقش‌های متعددی را به جای شاه، مصدق و مأموران سیا بازی می‌کردند. این اجرا با قطعه‌ای به نام Dreaming of Persia آغاز می‌شود که داستان آن مربوط به سخنرانی مصدق در مجلس در جهت ملی کردن صنعت نفت ایران و پیامدهای آن است و به جلسه‌ای در سازمان سیا می‌رسد که منجر به برگزاری یک کودتا در ایران می‌شود. در یکی از مصاحبه‌هایی که مایکل مین داشته است، به این نکته اشاره کرده که یک انگیزه او در نوشتن این اثر، این بود که فکر می‌کند آمریکایی‌ها باید با گوشه‌های تاریخ خودشان آشنا بشوند، به خصوص به خاطر شباهت‌هایی که کودتای ضدمصدق با آنچه اینک در عراق می‌گذرد ممکن است وجود داشته باشد.
مایکل مین قرار است که در دو شهر دیگر آمریکا کنسرت داشته باشد.
اطلاعات کامل را می‌توانید در آدرس پیدا و تمام آهنگ‌های مربوط به این اپرا راک را به صورت mp3 دریافت کنید.

ادامه

هایکو، رقص ایرلندی و شب هزار و یکم

– ای حلزون!
از کوه فوجی بالا برو
اما آهسته، آهسته!
چند شب پیش که خونه این دوست عزیز بودم، دوباره این شعر رو توی یک کتاب درباره هایکو دیدم. هنوز که هنوزه داره تو مخم بالا و پایین می‌پره. البته اعتراف می‌کنم که همه اینها بهانه‌ای بود برای این که به این دوستم که تازه وبلاگ‌نویس شده لینک بدم!
– چند وقتیه که یه سی دی به دستم رسیده از رقص ایرلندی. این رقص ایرلندی به خاطر ویژگی‌هایی که داره بسیار منحصر به فرده. در نظر بگیرید سازی رو (در این ساز کفش‌های پاشنه فلزی هستند) که با حرکات متعدد پا ریتم خاصی رو به موسیقی سازهای دیگه اضافه کرده. در عین حال نواختن این ساز یا همون کفش احتیاج به آمادگی بدنی وحشتناکی داره. ماهرترین فردی رو که من تا حالا تو این رقص دیدم، Michael Flatley هست. این سی دی هم مربوط به اجرایی بود که تو هاید پارک لندن داشتن با نام Feet Of Flames. از ویژگی‌های اجراهای این گروه، داستانی بودن رقص‌هاشونه و برای اجراهای خودشون دکورهای عظیم و بسیار زیبایی رو در نظر می‌گیرن. اینجا یه توضیح کامل به همراه عکس‌های جالبی از کارهای این گروه هست که بد نیست یه نگاهی بهش بندازین. این هم نتایج جست‌وجوی گوگل درباره این کنسرت که عکس‌های جالبی رو شامل می‌شه.
– دوهفته‌نامه الکترونیکی شاتوت توی شماره جدیدش متن یه گفتگوی خودمونی رو که حدود دو هفته پیش توی کافه‌بلاگ درباره کتاب داشتیم رو منتشر کرده. شبه‌مصاحبه‌ای که من و سامان و وحید با این دوستان داشتیم، گرچه کمی غلط املایی و جابجایی مطالب داره ولی حاوی پاسخ خیلی از سؤالاتیه که بارها درباره کتاب ازمون پرسیده شده. اینجا هم یک یادداشت دیگه درباره کتاب هست.
– خلاصه شنبه تونستم نمایش شب هزار و یکم بیضایی رو با کمک یه دوست خوب ببینم. درباره این نمایشنامه که نمی‌تونم خیلی حرف بزنم فقط می‌گم که اجرایی رو که من دیدم عالی بود. جمعه آخرین اجرای عمومی بود و شنبه هم قرار بر این بود که یک اجرای ویژه برای هنرمندان داشته باشن که این دوستمون کمک کرد که یه جورایی ما هم قاطی پاطی بین اونا بریم تو. سالن خیلی کوچیک بود واسه اون همه جمعیت. این بود که من یه جایی بین زمین و هوا آویزون بودم. پینک فلویدیش عزیز یکی از وبلاگنویس‌هایی بود که من موفق به زیارتش شدم فقط نمی‌دونم شیده چطوری رفت اون ردیف‌های جلو جلو نشست در حالی که من تقریباً از سقف آویزون شده بودم. هر چی باشه من خیلی پرتابل‌تر هستم تا اون D:

دکترین وبلاگی نورهود بخش چهارم

روشهای متفرقه برای نوشتن در وبلاگ
برای نوشتن در وبلاگ باید اصلاً احتیاجی نیست که ذهنی خلاق و پویا داشته باشید. در هنگامی که برای نوشتن سوژه کم می‌آورید راه‌های بسیاری برای نوشتن در وبلاگ وجود دارد که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌کنم:
۱- موسیقی: این راه برای کسانی توصیه می‌شود که دانش گذاشتن موسیقی را در وبلاگشان دارند. اگر دارای چنین فنی هستید اصلاً درنگ نکنید. گذاشتن یک آهنگ در وبلاگتان می‌تواند بسیاری از خوانندگان را به شما جذب کند. معمولاً هر آهنگ می‌تواند یک یا نهایتاً دو هفته در وبلاگتان دوام بیاورد و شما را از دردسر نوشتن برای حدود ده روز خلاص کند. این مسأله باعث خواهد شد که خوانندگانتان هر روز به وبلاگتان سر بزنند تا آهنگ جدیدی گوش کنند. برای شروع فرض کنید که خوانندگانتان تا کنون هیچ آهنگی نشنیده‌اند یا این که اصلاً نمی‌دانند نوار چیست.
۲- عکس: در به در به دنبال یک سایت باشید که عکس‌هایی از هنرمندان و عکاسان داشته باشد. می‌توانید یک شعر یا قطعه ادبی را ضمیمه عکس‌هایتان کنید. برای استفاده از این روش دو راه متفاوت وجود دارد. می‌توانید یک عکس انتخاب کنید و برای آن عکس یک مطلب بنویسید و یا این که یک مطلب بنویسید و به دنبال یک عکس مناسب باشید. به هر حال روش دوم از روش اول دشوارتر خواهد بود.
۳- شعر: اصلاً نگران نباشید. شعر گفتن کار سختی نیست. کافی‌ست به صورت رندُم کلمات یک کتاب یا یک روزنامه را کنار هم بچینید و اسمی هم برایش انتخاب کنید. این کار باعث می‌شود که شعور وبلاگیتان بالا برود و همگان به شما بصورت یک پدیده ادب و هنر بنگرند. خواهید دید که نظرخواهیتان پر از جملاتی خواهد شد از قبیل: مرسی پسر و یا عجب شعری بود، له شدم دختر.
۴- سفرنامه: برای این کار لازم نیست که حتماً سفری واقعی داشته باشید. می‌توانید یک سفرنامه تخیلی بنویسید. اما این طور وانمود کنید که حقیقت داشته است. اصلاً نگران نباشید. این کار بارها مفید بودن خود را اثبات کرده است. این روش اولین بار توسط دانته در وبلاگ کمدی الهی مورد استفاده واقع شده و نگارنده آن در وبلاگ تصویری خود از همین روش استفاده کرده است.
۵- زندگینامه: زندگینامه خود را از سال‌های خردسالی تا کنون می‌توانید در وبلاگ خود بنویسید. کافی‌ست از هر سال در زندگی خود تنها چهار مطلب به یاد بیاورید. اگر فقط بیست سال هم داشته باشد می‌توانید برای هشتاد روز مطلب بنویسید. اگر خاطرات اولین دختربازی یا پسربازی‌های خود را به یاد می‌آورید. آن را بصورت روزمره منتشر کنید.
۶- رسانه‌ها: استفاده از رسانه‌های جمعی مثل رادیو و تلویزیون و روزنامه یک راه سودمند برای ایجاد سوژه است. یک روزنامه باز کنید. یک خبر داغ از میان اخبار پیدا کرده و آنرا تحلیل کنید.
۷- در نهایت اگر هیچ یک از این راه‌ها نتیجه نداد، ستون ثابتی در وبلاگ خود ایجاد کنید و مطالب بامزه‌ای(!) مثل این مطلب را به خوانندگان خود غالب کنید. این کار باعث می‌شود که حداقل تا مدتی از سوی کارگاه‌های قالب‌سازی برایتان آگهی دعوت به همکاری بیاید.