خوب… ما هم خلاصه تونستیم به وبلاگ واسه خودمون درست کنیم. بعد از چند روز سر و کله زدن با Blogger عزیز رخصت ورود به این دنیا رو به ما دادند. خلاصه تونستم یه گوشه دنجی واسه خودم پیدا کنم.
نمیدونم… نمیدونم اینجا رو چند نفر میبینه ولی خوب شاید بتونم اینجا رو طوری درست کنم که مثل درختی باشه توی تابستون که بتونم خستگی رو این تو از تنم بیرون کنم.
ای کاش همینجوری بشه.




سلام آقای وبلاگنویس تازهکار. من الان یه دو ماه و خوردهایه که وبلاگ مینویسم. اگه راهنماییای، چیزی خواستی تعارف نکنا!!! خصوصاً درمورد مسایل IT و اینا! 😉 یه آقاهه هم هست که خیلی خوب در این زمینهها کمک میکنه. نرمافزار لیاوت کیبرد هم داره، واسه فارسینویسی خیلی خوبه. حالا خواستی بگو بهت معرفیش کنم! 🙂
دیروز آرشیوت رو تموم کردم. خوندن این آرشیو رو توی روزهای خیلی خوب شروع کردم و توی روزهای نهچندان خوب تموم. هنوز هم گاهی وقتها که میخوام یادی از خاطرات محشر چند ماه پیش بکنم، میام بعضی پستها رو دوباره میخونم. البته نق نمیزنم. چون میدونم روزهای خوب دوباره برمیگردن.
اون اوایل که خوندن آرشیوت رو شروع کرده بودم، هیچی از وبلاگستون و بهاصطلاح اِتیکش نمیدونستم. (هنوزم درست و حسابی نمیدونم والّو!) اما حالا میفهمم کاری که تو در مورد خوندن کامنتهام و جواب دادن بهشون میکردی، لطف بزرگتر از اون چیزی بود که فکر میکردم.
جدا از دنیایی که باهاش آشنا شدم، چیزهای فوقالعادهای که یاد گرفتم و اعتماد به نفسی که برای ورود به این دنیا پیدا کردم، حس خیلی خوبِ اینکه بتونی وراجی کنی و به وراجیهات گوش داده بشه و بهشون جواب داده بشه، خودش یه نعمت بزرگ بود/هست. واسهی همین هم اومدم تا یه بار دیگه تشکر کنم. میدونم که این دفعه دیگه حالت بهم میخوره از این حرکت واسه همین فقط یه مقسی بوکو و تموم. (همینطوریه دیگه، نه؟) فقط لطفاً تاکید روی مقسی خییییییییییییییلی زیاد باشه. خیلیها! 🙂
نيما: خب من هم خيلی خوشحالم که يکی با حوصله تموم نشسته و تموم وراجیهای من رو خونده. هر چند اين وسط چيزی حول و حوش يک سال نوشتههام نيست. يعنی خيلی کم مینوشتم. مخصوصاً نوشتههايی که توی جرايد و به خصوص چلچراغ چاپ شده بود توی اون مدت، اين جا نيستنو تايپ کردن مجددشون هم وقت زيادی میبره مگر اين که بشينم و از توی آرشيو مجله درشون بيارم که بايد منتظر اون وقت بمونم. به هر حال اگه کمکی هم بوده اين نوشتهها، حاصل پشتکار خودت و تحمل بيش از حدته در خوندن اين نوشتهها. من هم سپاس.