اين شهر هيچ کجای اين کره خاکی وجود ندارد. اما آدمهايش مانند اهالی يک شهر واقعی زندگی میکنند. خانه میسازند، به دنبال کار میگردند، روابط اجتماعی دارند و حتی ازدواج میکنند. اينجا يک شهر مجازیست با تمام جزئيات يک زندگی شهری. جايی که حتی شما قادريد کاغذ ديواری خانه خود را بخريد و بر روی در و ديوار اتاقتان نصب کنيد. صحبت ما درباره بازیها و چتهای آنلاين است.
حدوداً هشت سال پيش بود که بازی سيمسيتی (SimCity) را برای اولين بار ديدم. يک بازی که شما در مقام يک شهردار، خيابان، خانه، محله و امکانات ديگر شهری از قبيل نيروگاه برق تا مترو و حتی بنای يادبود میسازيد و طبيعتا با مشکلات شهری از قبيل کمبود انرژی، بلايای طبيعی و حتی شورشهای خيابانی دست و پنجه نرم میکنيد. سالهای بعد نسخههای جديدتر اين بازی و بازیهای همخانواده آن همچون سيمفارم (SimFarm) و بعد از آن سيمز (Sims) به بازار آمد و به روند شکلگيری جوامع مجازی در قالب بازی شتاب بيشتری بخشيد.
اما حدودا سه سال پيش بود که در جريان گشت و گذارهای اينترنتی خود به يک چت سه بعدی برخورد کردم به نام Rose Chat که مدتی درگيرم کرد. در اين چت شما افرادی را میديديد که سالهاست در آن زندگی میکنند. بله يک زندگی که از بسياری جهات شبيه زندگی واقعی بود. اعضای اين چت به هزار و يک دليل درگير يک زندگی مجازی اعتيادآور میشدند که به نظر من زندگی عادی آنان را مختل میکرد. دوستیها و حتی ازدواجهای مجازی، کسب و کار پولهای مجازی، کسب درجهها و رتبههای مجازی به گونهای پيش میرفت که کاربر را تا مدتها درگير پيشرفتهای مجازی مینمود. شايد برايتان خندهدار باشد اما در چنين محيطی حتی کتککاریهای مجازی بر سر مسائل خانوادگی اتفاق میافتاد و هنوز هم اتفاق میافتد.
از ديدگاه اين چت و بازیهای مشابه مانند سيمز آنلاين، هر کامپيوتر يک خانه است و چه فراوانند خانههای غيرمتروک اين شهر مجازی که به وسعت دنياست! دنيای ما در حال تغيير است. انگار زير پوست اين دنيا، لايههايی پنهان در حال نمو هستند که برخی ريشههايشان را در عمق آن فرو کردهاند و غذای خود را از آن تامين میکنند. روزها و شبها نمیخوابند تا در اين دنيای ساخته به دست خود بيدار باشند. کار کنند، درآمد داشته باشند و به مهمانی ازدواج همسايه مجازیشان دعوت شوند.
دنيای غريب و ترسناکیست! مگر نه؟




No Comment! Be the first one.