رفتن به نوشته‌ها

ماه: مارس 2011

«عشق آسمانی» ایندو

گروه‌های موسیقی این روزها از هر گوشه‌ای سر بر میارن اما بعضی‌هاشون به دل می‌شینن. شاید بشه در سال‌های اخیر از آبجیز، کیوسک و دنگ شو رو نام برد که متفاوت از بقیه عمل می‌کنند و هر کدوم هم به شیوه خودشون. امروز با گروه ایندو Eendo آشنا شدم.  شادی یوسفیان (همخوان محسن نامجو و کیوسک) و اردوان پایوار از کیوسک این گروه رو تشکیل دادند (ممنون از آیدا به خاطر این اطلاعات که در گودر همخوان کرد). این نماهنگ رو دوست داشتم و با شما به اشتراک می‌ذارم.

اگه دوست دارید گروه ایندو رو بیشتر دنبال کنید، می‌تونید برید به سراغ صفحه‌شون در فیس‌بوک یا سایت رسمیشون. بخش‌هایی از آلبومشون به نام برد و باخت رو هم که داغ داغه و تازه منتشر شده، می‌تونید از اینجا گوش کنید و کاملش رو از اینجا بخرید.

پ.ن: از قرار معلوم یک گروه دیگه‌ای هم با همین نام از پیش وجود داشته که خواننده‌هاش هومن و آرین هستند. البته با الفبای لاتین طور دیگه‌ای نوشته می‌شه: Indo

راه‌اندازی جست‌وجوی اجتماعی توسط گوگل

گوگل سعی می‌کنه تا نتیجه جست‌وجویی مرتبط‌تر رو در زمان کوتاه‌تری در اختیار کاربرانش قرار بده. هر چند این روزها حداقل برای زبان فارسی دستخوش نتایج نامطلوبی شده. علتش هم سایت‌هایی هستن که با گول زدن گوگل سعی می‌کنن تا ترافیک زیادی رو به سوی خودشون بکشونن. در واقع محتوای به درد بخوری رو هم بهتون ارائه نمی‌دن. به این موضوع بعداً بیشتر می‌پردازم.

اما در راستای اولین جمله‌ای که این بالا گفتم، گوگل اخیراً سعی می‌کنه تا اطلاعات زیادی رو از آشناهاتون جمع‌آوری کنه. چیزهایی که از توییتر، فلیکر و سایت‌های دیگه در نتایج جست‌وجوی گوگل ظاهر می‌شن، بله همین علت هست.دیروز گوگل به هدفش یک گام نزدیک‌تر شد. سرویسی که به شما اجازه می‌ده تا نتایج جست‌وجوی خودتون رو به سایرین پیشنهاد بدید. اسم این سرویس به اضافه یک یا  پلاس وان هست. یک جور حاشیه‌نویسی برای وقتی که می‌خواهید چیزی رو پیشنهاد بدین. انگار که بخواهید به بقیه بگید: «این خیلی باحاله». تمام کاری که لازمه انجام بدید، اینه که روی ۱+ روی صفحه وب یا آگهی که بدرد بخور می‌دونید، کلیک کنید. بعد از اون این پلاس وان ها روی نتیجه جست‌وجوی گوگل ظاهر می‌شن.

بذارید مثال بزنم. شما دارید برنامه یه اسکی در پیست شمشک می‌ریزید. وقتی که جست‌وجو می‌کنید، ممکنه یه ۱+ از عمه‌تون ببینید که هتل خاصی رو پیشنهاد می‌ده. یا مثلا وقتی دنبال دستور آشپزی برای پخت ماکارونی می‌گردید، از طرف هم‌اتاقی‌تون توی خوابگاه یه پلاس وان می‌بینید که در نتیجه جست‌وجوتون هست. یا حتی وقتی می‌خواهید یه کافه پیدا کنید که قهوه بزنید توی رگ، ممکنه رفقا، دور و بر خونه‌تون یه کافه خوب رو پیشنهاد داده باشند.

زیبایی ۱+ اینه که شما نتیجه درست و درمون نصیبتون می‌شه به خاطر این که توسط مردم بهتون پیشنهاد شده نه یه مشت ربات که ممکنه گول بخورن. برای این که بهتر متوجه شیوه کارش بشید، این ویدئو رو ببینید:

لایک‌خور و بهترین وبلاگ‌های سال ۸۹

خب حالا که سال ۸۹ تموم شده بازار بهترین‌ها داغه. چند تا هم مسابقه وبلاگی این اواخر برگزار شد که هر کدومشون هم نتایج متفاوتی داشتند و انتقادات هم که همیشه به نتایج وارد می‌شه. اما بهانه من برای نوشتن این مطلب، معرفی سایتی مفید و بسیار بسیار به درد بخوره.

لایک‌خور سایتی هست که بر اساس لایک‌های گودر کار می‌کنه. اگه نمی‌دونین گوگل ریدر یا همون گودر چیه، اینجا کلیک کنید. لایک‌خور تعداد لایک‌هایی رو که خوانندگان خبرنامه هر وبلاگ به مطالبش می‌دن حساب و کتاب می‌کنه. با این روش همیشه آب و هوای روز و هفته و ماه وبلاگستان فارسی رو می‌شه بررسی کرد. یک دماسنج خوب که دمای تقریباً درستی رو نشون می‌ده.

یکی از مشکلاتی که وبلاگ‌های فارسی دارند، تعدد خبرمایه‌های یک سایت یا وبلاگ هست که اون رو هم این سایت حل کرده و مجموعش رو حساب می‌کنه و در نهایت نتیجه رو به صورت شسته و رفته در اختیار بیننده قرار می‌ده. دسترنج این روبات‌ها در جدول‌هایی قرار می‌گیره که هر کدوم ویژگی خودشون رو دارن. سیمرغ، دلفین، قو، آهو و وبلاگ‌های جوان جدول‌هایی هستند که محتواشون بر اساس ویژگی‌ها و تعریف هر جدول عوض می‌شه.

لایک‌خور ۶ تا روبات داره که جای بچه‌هاش هستند. این روبات‌ها در گوگل‌ریدر می‌چرخند و همه‌شون هر دو ساعت یک‌بار (به‌جز فخری) مطالبی رو که دوست دارند برای دنبال‌کنندگانشان شـِر می‌کنند.اسم این روبوت‌ها به ترتیب غلام‌علی، غلام‌حسین، غلام‌رضا، فخری، آرام‌دخت و رویین‌تن هست. هر کدوم هم وظیفه خودشون رو انجام می‌دن.

اگه دوست دارید بدونید که اوضاع هر وبلاگ ثبت‌شده، از نظر آماری چطوریه کافیه وبلاگ‌تون رو از توی جدول پیدا کنید و روی شکلک رنگی نمودار کنارش کلیک کنید. یا این که در جعبه جست‌وجو آدرس وبلاگ رو بزنید تا به صفحه اختصاصی وبلاگتون برسید. برای مثال این صفحه وبلاگ عصیان در لایک‌خور هست و آمار مربوط به اون که خ

یلی برای یک بلاگر می‌تونه مهم باشه. اگه وبلاگتون توی لایک‌خور فهرست نشده، می‌تونید از راه این فرم اون رو اضافه کنید.

تلویزیون ماهواره‌ای ۲۰ مال کجاست؟

قبلاً هم بارها درباره شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان نوشته‌ام. چند وقتی است که لپ‌تاپم رو میارم کنار تلویزیون و موقع کار کردن کانال‌های ماهواره‌ای رو هم بالا و پایین می‌کنم. یکی از کانال‌هایی که هر روز سرکی به اون می‌کشم، کانالی هست موسوم به شبکه ۲۰ که پشت سر هم فیلم سینمایی دوبله‌شده پخش می‌کنه. دقیقاّ فیلم‌هایی که توی ویدئوکلوب‌های ایران هست. با همون میزان سانسور و همون دوبله‌ها. با این حساب خط قرمزی که برای پخش گذاشتن، همون خط قرمزهای وزارت ارشاد اسلامی برای مؤسسه رسانه‌های تصویری و هنر هشتم  و مؤسسه قرن ۲۱ و غیره هست.

اما این وسط آگهی‌هایی هم به شیوه شبکه‌های تجاری مثل می‌شاپ و ایزی شاپ (که هر دو یک مدیریت دارند و زبان فارسی یکی از زبان‌هایش هست) و کال شاپ و دی شاپ و غیره پخش می‌شه. کانال‌هایی که شبکه‌های گسترده پخش در ایران دارن و در پایان معرفی هر کالا، فهرستی از شماره تلفن‌های داخل ایران رو برای دریافت کالا اعلام می‌کنن و نمایندگانشون تا کوچک‌ترین شهرستان‌ها رفتن. این آگهی‌ها گاهی توسط صداهای آشنایی هم دوبله می‌شن. صدای بعضی از این دوبلورها رو مثلاً در سریال‌هایی مثل فرار از زندان هم که توسط شرکت جوانه پویا دوبله شده، شنیدیم. این نشون می‌ده که فعالیت این شبکه‌ها در ایران ممنوع نیست و حداقل مجوزهای لازم رو برای فعالیت دارن.

برگردیم سر شبکه ۲۰. در این کانال موسیقی هم پخش می‌شه. معمولاً می‌شه از سامی یوسف، حبیب محبیان و پسرش محمد، فرهاد مهراد، شهرام ناظری، رضا صادقی و خواننده‌های مجوزدار دیگه به عنوان میان‌برنامه، موسیقی شنید. اذان هم گفته می‌شه. اما نمی‌گن اذان به افق کجاست. اذان هم سریع و بدون صوت گفته می‌شه. طوری که سی ثانیه بیشتر طول نمی‌کشه.

این وسط می‌شه کنار صفحه شماره‌ای رو دید که بهش پیامک بزنید. شماره اس‌ام‌اس فعال در ایران. این روزها می‌تونین به صورت زیرنویس ببینید که مسابقه وبلاگی هم برگزار می‌کنند. از نظر محتوایی من مشتریش هستم. روی حساب این که خیلی از فیلم‌ها رو در سال‌های گذشته ندیدم و می‌تونم از این شبکه نگاه کنم. هر چند با سانسور. در واقع موقع مطالعه و وب‌گردی ترجیح می‌دم سر و صدای تلویزیون در پس‌زمینه باشه.

جعبه شارژ گوشی همراه

خیلی وقت‌ها آدم توی سفر است و شارژ موبایلش تمام شده. خیلی وقت‌ها شارژر رو یادش رفته. و به هزار یک علت دیگه ممکنه آدمی که ما باشیم، نیازمند این باشیم که موبایلمون رو شارژ کنیم. به خاطر این که موبایلمان هم شارژ ندارد ممکن است یک معامله مهم رو از دست بدیم، یک خبر مهم به گوشمون نرسه، شوهر، همسر، دوست دختر یا پسر یا رئیسمان پوستمان را غلفتی بکند.

از اونجایی که اختراع زاییده احتیاجه، برای پاسخ به چنین درخواستی، وسیله‌ای ابداع شده به نام جعبه شارژ یا شارژباکس. البته حتماً مدل‌ها و برندهای دیگه‌ای هم وجود داره اما این یکی رو خودم توی فرانسه دیدم و البته می‌دونم که توی بریتانیا و چند کشور دیگه مثل ایتالیا، اسپانیا، استرالیا و دانمارک هم هست.

بعضی از این دستگاه‌ها طبقات متعددی دارن و هر طبقه پورت‌های یک برند گوشی رو شامل می‌شه. مثلاً روی یکیش نوشته آیفون یا آی‌پاد. روی یکی دیگه نوشته نوکیا، روی اون یکی سونی اریکسون و…

انواع دیگه رو من ندیدم اما شنیدم که بعضی از این دستگاه‌ها با روش القاء مغناطیسی گوشی‌ها رو شارژ می‌کنن. به هر حال این طور دستگاه‌ها رو می‌تونین توی فروشگاه‌های گوشی، فرودگاه‌ها، هاستل‌ها، کلاب‌ها، دانشگاه‌ها و جاهای دیگه پیدا کنید.

نمونه هایی که من دیدم با سکه کار می‌کردن و بر اساس مدت استفاده باید پول می‌انداختید. مثلا ۳۰ دقیقه ۲ یورو. درش هم قفل داره و مجبور نیستید هنگام شارژ از کنار گوشیتون جم نخورید. می‌تونید برین پی کارتون و پس از زمان مقتضی برگردید و گوشیتون رو بردارید.

بعضی وقت‌ها شما جای این دستگاه‌ها رو نمی‌دونید اما نگران نباشید. برای این که مثلاً با اپلیکیشن‌هایی مثل این، می‌تونید بر اساس موقعیت دور و بر یا فرضاً فهرستی از اماکنی که این دستگاه‌ها رو دارند، پیداشون کنید.

انیمیشن: دیو من

علیرضا میراسدالله یا آن طور که در شناسنامه‌اش نوشته‌اند علیرضا میراسداله، دوستم است و صد البته من به این دوستی افتخار می‌کنم. علیرضا به معنای واقعی کلمه یک هنرمند است. نویسنده و نقاش و مجسمه‌ساز و انیماتور و خیلی چیزهای دیگه.

این بار انیمیشنی رو اینجا می‌ذارم که بسیار کوتاهه و البته جالب. انیمیشن «دیو من» یک انیمیشن ضدجنگ است. دیو توی قصه‌ها، نقاشی‌ها، مجسمه‌ها و البته انیمیشن‌های علیرضا موجود بدی نیست. خیلی هم خوبه و مهربان. این انیمیشن رو ببینید و اگه هم دوست داشتید، وبلاگش رو بخونید.

 

طنز دات کام

اولین بار که خانم رویا صدر رو دیدم، وقتی بود که شش ماهی از راه‌اندازی شرکت گردون می‌گذشت و آن موقع ما وظیفه میزبانی و طراحی وب‌سایت‌ها، وبلاگ‌ها و فتوبلاگ‌های زیادی را بر عهده گرفته بودیم. وبلاگ بی‌بی گل هم یکی از این سایت‌ها بود. رویا صدر یکی از طنز نویسان قدیمی و البته از آن دسته اهل قلم است که به سرعت به جریان آنلاین شدن پیوست.

شاید به همین خاطر باشه که یکی از معدود کسانی هست که بیشتر از هر کسی از جریان طنز در وبلاگ‌ها باخبر است. همین مسآله باعث شد تا پژوهش مفصلی را درباره طنز در وبلاگ‌ها انجام دهد. کتاب طنز وبلاگی در نهایت توسط وزارت ارشاد غیر قابل چاپ تشخیص داده شد.

رویا صدر درباره این کتاب، این طور توضیح می‌ده:

بنا را بر آن گذاشته بودم که حتماً چاپ شود. به نظرم بسیاری از آثار طنز وبلاگستان، از جملۀ بهترین آثار طنز معاصرند و حیف است در قالب کتابی ارائه نشوند. به نظرم برخی از طنزنویسان وبلاگستان در زمرۀ بهترین چهره‌های طنز امروزند و حیف است که معرفی نشوند. به نظرم طنز وبلاگستان در تغییر شرایط طنز امروز جامعه نقش دارد و حیف است به آن پرداخته نشود و ویژگی‌های آن مورد تحلیل قرار نگیرد. بنابراین حیف است به خاطر یک عبارت مناقشه‌برانگیز، کل آثار اجازه انتشار پیدا نکند. این بود که در گزینش مطالب کتاب، ضابطۀ «قابل چاپ بودن» را در نظر گرفتم. در نگارش متن کتاب و حتی نام آوردن از وبلاگ‌ها نیز این قاعده را رعایت کردم. در عین حال توجه داشتم که در نظر گرفتن حساسیت‌های موجود،به سلامت و دقت کار ضربه نزند و هدف، ارائۀ تصویری درست و مبتنی بر واقعیت از طنز وبلاگی را (که هدف اصلی از تدوین کتاب بود) دچار خدشه و آسیب نسازد.

 

اما در نهایت با تمام این مراعات، کتاب مجوز انتشار نمی‌گیرد. نسخه پی‌دی‌اف این کتاب، هدیه نوروزی‌ای بود که رویا صدر پارسال به خوانندگانش ارائه داد. مطمئنم خانم صدر خوشحال خواهد شد اگر هدیه پارسالش را امسال دانلود کنید. برای دریافت این کتاب روی تصویر پی‌دی‌اف کلیک کنید.

این کتاب رو خوندم و ازش لذت بردم. تنها نکته‌ای که قابل ذکره اینه که ای کاش کسی این کتاب رو به شکل یک پی‌دی‌اف تر و تمیز استاندارد در می‌آورد. کتاب نیاز به ویراستاری داره چون در مواردی مشکلات تایپی و نوشتاری داره (فارغ از مواردی که به عمد در کتاب هست). در واقع می‌خوام بگم حالا که چنین پژوهش ارزشمندی به طور رایگان روی اینترنت قرار گرفته، ای کاش کسی داوطلبانه زحمت استانداردسازی این کتاب از نظر تبدیلش به یک نسخه دیجیتالی استاندارد رو انجام می‌داد. حتی با کمی زحمت بیشتر می‌شد به وبلاگ نویسندگان هر وبلاگ یا مطالبی که هنوز روی اینترنت موجودند، لینک داد. با این کار ارزش این پژوهش صدچندان می‌شد.

انیمیشن: هنر نزد ایرانیان است؟

بزرگمهر حسین‌پور یکی از بهترین اتفاقاتی است که در دوران فعالیت رسانه‌ای‌ام باهاش آشنا شدم. طنزی در کلام بزرگمهر وجود داره رو می‌شه به خوبی در کمیک‌استریپ‌ها و انیمیشن‌هاش هم دید. بزرگمهر به اندازه کافی اسم و رسم داره که نخوام معرفیش کنم. هدفم از نوشتن این پست، نشون دادن آخرین انیمیشنیه که ازش دیدم. البته این کار تولید سال ۱۳۸۷هست یعنی دو سه سال پیش اما خودم تا حالا ندیده بودمش. توی این کار می‌شه بخشی از کارهای دیگه بزرگمهر رو هم دید که در قالب برنامه‌های تلویزیونی ارائه می‌شه.

انیمیشن کوتاه «هنر نزد ایرانیان است؟» رو اینجا می‌ذارم تا شما هم ببینید. اگه علاقمند به دیدن انیمیشن‌های دیگه بزرگمهر حسین‌پور هستید، لینک چند تاش رو در انتهای این مطلب می‌ذارم.

 

انیمیشن‌های دیگه:

پخش ترافیک زنده دریایی در دنیا

گاهی اوقات آدم از وفور اطلاعات در اینترنت تعجب می‌کنه. چه کسی فکر می‌کنه که بشه در لحظه فهمید که کدوم کشتی یا زیردریایی الان دقیقاً کجاست؟ این همون کاری هست که سایت ترافیک دریایی که توسط یک بخش پژوهشی دانشگاه یونانیAegean راه‌اندازی شده، انجام می‌ده.

وقتی وارد این سایت بشید، نقشه‌ای از گوگل می‌بینید که بخش‌هایی از اون با مربع سبز معلوم شده. اگه روی این قسمت‌ها کلیک کنید، این بخش‌ها درشت‌نمایی می‌شه و اون وقت فلش‌های رنگی‌ای رو می‌بینین که هر کدوم نمایانگر یک کشتی یا زیردریایی هستند. هر رنگ نشان‌دهنده یک نوع کشتی هست. مثلاً مسافربری، نفتکش و… اگر روی هر کدومشون کلیک کنید، مشخصات اون کشتی رو خواهید دید. این اطلاعات اون قدر دقیق هستند که حتی مسیری رو که اون شناور در پیش داره می‌شه دنبال کرد.

برای مثال من بخشی از نقشه رو اینجا می‌ذارم که داره شناورهای خلیج فارس رو نشون می‌ده:



این سایت یک اپلیکیشن هم داره برای آیفون که از اینجا می‌تونید پیداش کنید و قیمتش هم ۲.۳۹ پوند هست. برای اندروید هم از اینجا در دسترسه

ذوب‌شده، اولین کتاب فارسی در فروشگاه کتاب اپل

خیلی‌ها که به اصطلاح این طرف آب زندگی می‌کنند، یعنی جایی که کپی رایت یا حق مؤلف بد جوری از طرف دولت‌ها حمایت می‌شه، موسیقی و فیلم مورد علاقه‌شون رو می‌خرن. خیلی‌ها نه همه… خیلی‌ها هم طبیعیه که این چیزها رو دانلود می‌کنن. البته همه هم می‌دونیم که این طور قوانین چندان جایگاهی توی ایران نداره.

با پا گرفتن فروش اینترنتی یکی دیگه از اجناس مورد خرید و فروش کتاب بود. فروشگاه اینترنتی آمازون دیگه از کفر ابلیس هم مشهورتره. حالا هم که با ورود آی‌پد و آیفون و امثالش، اپل حوزه تجارتش رو در مورد کتاب با فروشگاه آی‌بوک گسترده‌تر می‌کنه. اما در کتاب‌فروشی اپل خبری از ناشران ایرانی و کتاب فارسی نبود. چند وقت پیش خبری رو در سایت فارسی دویچه‌وله خوندم که اطلاع می‌داد انتشارات گردون عباس معروفی در آی‌بوک استور شعبه باز کرده و برای نمونه کتاب ذوب‌شده رو هم ارائه می‌کنه. بهای این کتاب ۴.۴۹ پونده.

به گفته عباس معروفی، این کتاب، نخستین رمان اوست که در پاییز ۱۳۶۲ از خیال‌ها و خاطرات او از فضایی که در آنجا زیسته و نفس کشیده، نوشته شده است.

شاید این یکی از بهترین راه‌ها برای حمایت از نشر آثاری باشه که اجازه چاپ در ایران رو ندارن. کاملاً ملتفتم که بخش عمده نویسندگان ایرانی در داخل ایران هستن و امکان دسترسی به فروشگاه‌های آنلاین و حساب بانکی بین‌المللی معتبر و امثالش رو ندارن. اما تصور می‌کنم با وجود این که ناشران ایرانی در خارج از ایران هستند، می‌شه این کار رو از طریق اونها انجام داد. فروش آثارشون در خارج از ایران بسیار به صرفه خواهد بود چرا که محدودیت‌هایی مثل شمارگان کتاب یا هزینه‌های چاپ رو نداره. در عین حال ارزش ارزی داره و از طرفی تعداد ایرانی‌های مقیم خارج که مشتاق خوندن تازه‌های نشر به زبان فارسی هستند، رو به افزایشه و این می‌تونه چنین برنامه‌ریزی‌ای رو به نتیجه دلخواه برسونه.

اما تا اینجای کتاب که خوندم، مواردی به نظرم رسید که فکر می‌کنم باید فکری براش بشه. یکی از موارد که علتش رو نمی‌دونم، استفاده از کاف و ی عربی در متن این کتابه البته جاهای هم هست که فارسی هستند اما در بیشتر موارد این دو حرف با شمایل عربی ظاهر می‌شن. مورد دیگه هم استفاده از «ه» به جای «ۀ» یعنی ه همزه‌دار استفاده کردند. نکته دیگه اینه که جلد، مثل کتاب‌های لاتین از سمت چپ به راست باز می‌شه. که البته این مشکل در کتاب‌های عربی آی‌بوک استور هم هست. در واقع اپل هنوز در کتابخونه خودش زبان‌های راست به چپ رو پشتیبانی نمی‌کنه.

پرواز ارزان را به خاطر بسپار

بعضی وقت‌ها سایت‌هایی پیدا می‌کنم که شاید چندان به درد داخل ایران نخوره، اما مطمئنن برای اون دسته از شما که امکان خرید الکترونیک رو دارید، خیلی هم مفیده.

برای من که خیلی وقت‌ها مجبورم برای کارم سفر کنم یا گاهی تصمیم می‌گیرم که یک توک پا به دور و برم سر بزنم، بلیت ارزون برای هواپیما، حکم طلا رو پیدا می‌کنه. این جور وقت‌ها می‌رم سراغ موتورهای جست‌وجویی که بین بانک‌های اطلاعاتی شرکت‌های هواپیمایی جهان می‌گردند و ارزون‌ترین‌ها رو فهرست می‌کنن. تا چند وقت پیش از سایت Last Minute استفاده می‌کردم اما یکی از همکارهام یه وب‌سایت دیگه رو معرفی کرد که امکاناتش خیلی بهتر بود و حتی بانک اطلاعاتی سایت لست مینت رو هم شامل می‌شد.

سایت dohop علاوه بر این که در مسیری که شما انتخاب می‌کنید، بهترین و ارزون‌ترین پیشنهادها رو ارائه می‌ده، بلکه توی صفحه اولش پیشنهادهای جالبی هم داره. در صفحه اول این سایت گاهی می‌تونید یک بلیت رفت و برگشت از لندن به اسلو در نروژ رو به قیمت ۱۰ پوند پیدا کنید (که البته در لحظه تغییر می‌کنه برای همین اسکرین‌شات گرفتم). اگر در نتیجه جست‌وجو روی لینک جزئیات یا details کلیک کنید، می‌تونید توضیحاتی رو بخونید که بهتون می‌گه این قیمت شامل مالیات پرواز هم هست یا نه. برای مثال پیشنهادهای امشب رو ببینید:

 

 

 

 

 

اما برای این که بدونید چقدر این قیمت ارزونه کافیه که یه مقایسه انجام بدین. من اگه بخوام با تاکسی لندن فاصله‌ای مثل سیدخندان تا پل رومی رو طی کنم باید چیزی حدود ۲۰ پوند کرایه بدم. کاری که من اغلب انجام می‌دم اینه که می‌رم توی این وب‌سایت و نگاهی به این پیشنهادها می‌اندازم و سعی می‌کنم بینشون یک مورد رو پیدا کنم که تارخش برام مناسب‌تره. بعد بر اساس اون تاریخ برای مرخصی اقدام می‌کنم.

جدا از این پیشنهادها می‌تونین از بخش جست‌وجوی بلیت استفاده کنید. نتیجه جست‌وجو در صفحه‌ای ظاهر می‌شه که از ستون سمت چپ این امکان رو دارید که نتیجه رو به صورت زنده فیلتر کنید. کافیه دسته‌های کنترلی مختلف رو که برای قیمت و زمان گذاشته شدند، حرکت بدین تا نتیجه جست‌وجو در آن تغییر کنه.

دوهوپ برای یافتن محل اقامت و کرایه خودرو هم خدمات مشابهی ارائه می‌ده. این سایت رو خودم خیلی دوست دارم و به شدت به افرادی که به پرواز نیازمندند، توصیه می‌کنم.

چشم‌انداز ۴۵ درجه‌ای نقشه گوگل

یکی از امکاناتی که نقشه بینگ شرکت مایکروسافت داشته و نقشه گوگل نداشت، چشم‌انداز ۴۵ درجه بود. همون چشم‌اندازی که آدم معمولاً وقتی سوار هواپیما هست، به زمین داره. در واقع نقشه گوگل رو وقتی از بالا نگاه می‌کنی، در حالت عادی همیشه نگاهت عمود بر نقاط روی زمین هست. این یه کم غیرطبیعیه. البته غیرطبیعی از این نظر که کمتر کسی تا حالا تونسته سوار ماهواره، فضاپیما یا چیزی شبیه اون بشه و به زمین نگاه کنه. بیشترمون اگه تجربه‌ای داشته باشیم از نگاه به زمین، از توی هواپیما بوده. اون هم از یک زاویه ۴۵ درجه.

خب بعد از این همه صغرا کبرا کردن، باز برمی‌گردم به همون چیزی که این بالا گفتم. موتور جست وجوی بینگ این امکان رو داره اما چنین امکانی تازه به نقشه گوگل اضافه شده. البته نه کامل و به همه جا. همچین خیلی یواش یواش و در نقاط معدودی که بیشترشون شهرهایی از ایالت کالیفرنیا رو شامل می‌شه و معدود جاهایی از آفریقای جنوبی، اسپانیا، آلمان و ایتالیا.

برای این که نگاهی بهشون بندازید، روی این فهرست کلیک کنید که ۴۳ شهر رو شامل می‌شه (لااقل می‌کردنش ۴۵ شهر که با ۴۵ درجه یه هماهنگی‌ای داشته باشه).

به نظر میاد که گوگل چشم‌انداز ۴۵ درجه‌ای رو شبیه‌سازی کرده. یعنی این طوری نیست که واقعاً از چنین زاویه‌ای تصاویر رو تهیه کرده باشه. ساختمان‌ها کمی بلندتر از اندازه واقعی خودشون به نظر میان که من هنوز نتونستم علتش رو بفهمم.  برای مثال بیاین یه نگاهی بندازیم به جزیره سن جیویرجیو مگیوره در ونیز روی نقشه گوگل با چشم‌انداز ۴۵ درجه و روی نقشه بینگ با چشم‌انداز ۴۵ درجه.

به هر حال به نظر میاد که تمام این خدمات داره در راستای نسخه تازه نقشه گوگل برای اندروید داره اجرا می‌شه که یک نقشه سه‌بعدی هست. توضیحات بیشتر رو می تونید در وبلاگ گوگل بخونید. این ویدئو طرز کار نقشه سه‌بعدی گوگل برای اندروید رو کاملاً نشون می‌ده. با این روش می‌شه یک مدل سه‌بعدی از شهرها داشت. اگه دوست دارید ببینید که حسش چیه، نگاهی به مدل سه‌بعدی نیویورک بندازید. این ویدئو بهتر بهتون نتیجه رو نشون می‌ده.

فریدون سه پسر داشت

هدفم از این که بخش کتاب رو که توی عصیان جدا کردم و گذاشتمش توی بخش پیشنهاد بی‌شرمانه، هم به خاطر این بوده که هر چیزی که درباره کتاب رو می‌نویسم جدا کنم و هم کتاب‌هایی رو که از نظر کپی‌رایت مشکلی برای پخش ندارند، برای دانلود معرفی کنم.

به عنوان اولین کتاب هم قصدم اینه که کتاب «فریدون سه پسر داشت» عباس معروفی رو برای دانلود بذارم. اولین کتاب عباس معروفی که روی اینترنت در دسترس عموم قرار گرفته.

همانطور که در ابتدای کتاب خود نویسنده به واقعی بودن نام افراد و وقایع اشاره می‌کند، قصه داستان بر اساس سرگذشت واقعی یکی از مبارزان سیاسی به نام مجید امانی نگاشته شده است. این رمان به حوادث انقلاب سال ۵۷ و درگیری و کشتار مبارزان سیاسی در سالهای قبل و بعد از انقلاب می‌پردازد. خلاصه‌ای از این داستان در سایت فارسی بی‌بی‌سی نوشته شده که اینجا میارمش:

مجید امانی، پسر فریدون امانی، سرمایه‌دار و صاحب کارخانه لاستیک‌سازی «بی اف گودریچ» است. او سه برادر، ایرج، اسد و سعید و یک خواهر، انسی دارد. هر یک از برادارن در گروهی از سازمان‌های سیاسی عضویت و فعالیت دارند. ایرج چپ، سعید عضو سازمان مجاهدین خلق، اسد عضو گروه‌های اسلامی، و مجید نیز عضو چریک‌هاست.

فریدون امانی که در انقلاب، طرفدار شاه بوده و به همین جهت اموالش به آتش کشیده شده، به یاری و پا در میانی اسد، با سران جمهوری اسلامی رابطه برقرار می‌کند و نماینده مجلس می‌شود.

ایرج به قول راوی الگوی محبوب همه چپ‌های جهان است و هیچ شباهتی به چپ‌های شناخته شده توده‌ای، اکثریتی، اقلیتی ما ندارد و بیشتر دموکرات است. او که تا مقطع انقلاب در زندان بوده، پس از انقلاب در زندان اعدام می‌شود. سعید سر از عراق در می آورد و در عملیات فروغ جاویدان به قول روای «مثل یک جرقه آتش در سیاهی شب» گم می‌شود، مجید از کشور می‌گریزد و سر از شوروی و بعد آلمان در می‌آورد. اسد در ایران، در وزارت اطلاعات، در سپاه پاسداران، منصب‌های متعدد دارد و جزو سردمداران رژیم است.

فریدون امانی که قبل از انقلاب شاه را دارای فره ایزدی می‌دانست، حالا با سران جمهوری اسلامی روابط دارد و از سران هیأت مؤتلفه اسلامی است.این خانواده پراکنده، تنها به یمن وجود مادر، به شکل خانواده وجود دارد. رمان زندگی این خانواده فروپاشیده را در سال‌های پس از انقلاب اسلامی تصویر می‌کند.

داستان از زبان مجید که از جمله مهاجران و تبعیدیانی است که نتوانسته با جامعه میزبان اخت شود و با آن بیامیزد، روایت می‌شود. او سیزده سال پس از مهاجرت و چهار سال زیستن یا بستری بودن در یک آسایشگاه روانی در آلمان، تصمیم به بازگشت گرفته است. با مسؤولان ایرانی تماس می‌گیرد و با یک اتومبیل مرسدس بنز به همراه مأموران رژیم راهی ایران می‌شود و …

برای دریافت فایل با فرمت پی‌دی‌اف روی عکس کلیک کنید

سرعت بارگذاری سایت شما در ۵۰ نقطه جهان

اگر مخاطبان سایت یا وبلاگتان از نقاط مختلف دنیا میان، شاید دوست داشته باشید که بدونید، سرعت بارگذاری سایتتون با مرورگرهای مختلف در نقاط مختلف دنیا چگونه هست.

سایت loads.in همین کار رو انجام می‌ده. وقتی نشانی سایت رو در جعبه جست‌وجو وارد می‌کنید، سایت به طور تصادفی یک مکان رو انتخاب می‌کنه و سرعت بارگذاری یا لود سایت رو در اون نقطه نشون می‌ده. می‌تونین مکان رو عوض کنید یا این که مرورگر دیگری رو انتخاب کنید. برای مثال سایت عصیان دات نت با مرورگر کروم گوگل در شهر سانفرانسیسکو، در ۳.۹ ثانیه ظاهر بارگذاری می‌شه.

 

 

پاریس، هانوفر و نمایشگاه سبیت ۲۰۱۱

تقریباً دو هفته پیش بود که برای پوشش نمایشگاه سبیت ۲۰۱۱ به هانوفر آلمان رفتم. سفری که از لندن به پاریس و از اونجا به زوریخ و در نهایت به هانوفر ختم شد. مسیر برگشتم هم دقیقاً همین بود. نتیجه کار البته برنامه‌ای بود که هفته پیش در کلیک پخش شد. بنابراین قصد ندارم چیزی درباره سبیت بنویسم.

برای اولین بار بود که به پاریس می‌رفتم. با قطار از لندن تا پاریس چیزی نزدیک به دو ساعت و نیم طول می‌کشه. برای اقامت یک شبه در پاریس موقع رفت و دو شب موقع برگشت، هاستل سنت کریستوفر رو انتخاب کرده بودم در منطقه ۱۹ پاریس. منطقه‌ای که چندان خوش‌نام نیست. منطقه‌ای که عمده ساکنانش را یهودی‌ها و اعراب مهاجر تشکیل می‌دهند. اما هاستلی که در اون اقامت داشتم، جای نوساز و تر و تمیزی بود. ماحصل گشت و گذار چند ساعته‌م در پاریس چند عکس از برج ایفل بود که لابد چیزی هست شبیه عکس‌هایی که بعضی‌ها کنار برج آزادی تهران می‌گیرن. به هر حال فرصتی برای رفتن به جاهای دیدنی بی‌شمار پاریس نداشتم. چند ساعتی رو هم با دو دوست عزیز گذروندم که حداقل پنج سالی می‌شد که ندیده بودمشون.

اینترنت همه جا در دسترسم نبود. پس یه دفترچه کوچیک گرفتم و شروع کردم به یادداشت برداشتن از چیزهایی که می‌بینم. اتاقی که در هاستل گرفته بودم هشت تخته بود. برای مسافرت‌های این چنینی در شهرهایی مثل پاریس، اقامت توی هاستل رو می‌پسندم. این طوری می‌تونم با آدم‌های مختلف از کشورهای مختلف آشنا بشم. هر کدوم هم داستان‌های مختلفی دارن و شب به شب هم عوض می‌شن. حالا شاید سر فرصت چیزهای بیشتری درباره هاستل‌ها نوشتم.