توضيح: اين يادداشت در هفته جاری در مجله چلچراغ نيز منتشر شده است.
مجموع اتفاقات سال ۸۲ همگی حکايت از اين داشت که کم کم کاربرانِ ايرانیِ اينترنت میخواهد از آن استفاده مفيدتری کنند. هر چند تعداد کاربران ايرانی روز به روز افزايش میيابد، اما بايد اين را هم در نظر گرفت که درصد بسياری از آنها بخش زيادی از وقت خود را صرف گشت و گذار در اتاقهای چت و گفتگو میکنند. و اما اتفاقات کوچک و بزرگ وبلاگستان در سال ۸۲…
فيلتر وبلاگی
دو سال از عمر وبلاگهای فارسی گذشت. وبلاگنويسان شايد يکی از جدیترين کاربران اينترنت باشند. آنها از دسته کسانی هستند که مقوله نوشتن و توليد محتوا را جدیتر گرفتهاند. سال ۸۲، سالی پر از نشيب و فراز برای آنها بود. سالی که سينا مطلبی يکی از روزنامهنگاران وبلاگنويس بازداشت شد. در حالیکه شايعهای دهان به دهان میچرخيد که بخشی از علل اين بازداشت بهخاطر مطالب وبلاگش بوده است. پیآمد اين اتفاق بحث جنجالی فيلترينگ وبلاگها بود که به صورت فلهای صورت گرفت و هزاران وبلاگ زير تيغ فيلتر مخابرات رفتند. اين مساله عکسالعمل وبلاگنويسان را برانگيخت و منجر به نوشتن اعتراضهای آنلاين شد. نتيجه اين اعتراضها عذرخواهی رسمی مخابرات از وبلاگنويسان بود و البته به گردن نگرفتن فيلترينگ و انداختن آن بر دوش يک شرکت خصوصی. اتفاق ديگری که در اين حوزه رخ داد حضور آقای خاتمی در اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی در ژنو بود و البته سئوال چند خبرنگار خارجی درباره فيلترينگ وبلاگهای ايرانی که به نوبه خودش اتفاق مهمی بود.
جشنواره وبلاگی
در جشنواره وب، وَپ و نشريات الکترونيکِ سال گذشته، وبلاگنويسان دارای غرفه مستقل و در حقيقت بزرگترين غرفه رايگان جشنواره بودند که با حضور خود رونق بسياری به آن دادند. اين جشنواره که شکستخورده به نظر میرسيد با وجود تعداد زيادی از وبلاگرها، بازديدکنندگان زيادی را هم برای خود به ارمغان آورد. غرفه وبلاگرها در اين جشنواره، برگزارکننده نشستها و سمينارهای متعددی بود و به علت حضور پررنگ آنها پذيرای تبليغات شرکتهای خصوصی گرديد. هر چند وبلاگنويسان در مراسم اختتاميه به خاطر بیمهری برگزارگنندگان، سالن اجرای مراسم را ترک کردند.
مسابقه وبلاگی
سال گذشته وبلاگستان شاهد دو مسابقه بود. مسابقه اول با نام مسابقه ادبی بهرام صادقی و به همت سيدرضا شکراللهی برگزار شد و مسابقه دوم هم که دومين دوره مسابقه وبلاگهای برتر فارسی که متولی آن مجله دنيای کامپيوتر و ارتباطات بود. درباره هر دو در شمارههای پيشين مفصلا نوشتیم که البته اين دومی مخالفان و موافقان زيادی داشت.
انجمن وبلاگی
انجمن وبلاگنويسان ايران عنوانی بود که عدهای از وبلاگنويسان به دنبالش بودند تا برای تشکّلشان ثبتش کنند. ثبت يک انجمن وبلاگی در همان بدو امر مخالفتهايی جدی را برانگيخت. بسياری از وبلاگنويسان تشکيل يک انجمن را تحت قوانين مدون، با ذات وبلاگ -که تمرکزگريزیست- در تضاد میدانستند و بسياری هم آن را بهانهای برای تحت کنترل درآوردن وبلاگها فرض میکردند.
کاربرد وبلاگی
سال گذشته سالی بود که کاربردهای جدیدی در وبلاگستان ايرانی کشف شد. تعدادی از سازمانهای دولتی و بانکها، وبلاگی را برای روابط عمومی سازمان خود و ارتباط دوسويه با ارباب رجوع در نظر گرفتند. سياستمداران گروه ديگری بودند که با عجله رو به سوی وبلاگ آوردند. محمدعلی ابطحی (معاون پارلمانی رئيسجمهور) اولين سياستمدار مشهور ايرانی بود که به سرعت برای خود جايگاهی ميان وبلاگنويسان گشود. وبلاگ وی با عنوان وب نوشت در دنيای اينترنت و رسانههای خارجی بسيار مشهور شد در حاليکه وی با زبانی خودمانی از خود و سياست مینوشت و عکسهايی را که با تلفن همراهش گرفته بود در وبلاگش قرار میداد. استقبال از وبلاگ وی در آن حد بود که سياستمداران ديگر را متوجه اهميت اين رسانه کرد تا جاييکه بسياری از آنها در زمان انتخابات مجلس هفتم رو به سوی تبليغات اينترنتی در وبلاگها آوردند. حتی تحصن در مجلس هم با وبلاگها بیارتباط نبود تا جاييکه متحصنين دست به تشکيل يک وبلاگ زدند که اخبار تحصن در آن جمعآوری میشد.
دومينهای وبلاگی
سال گذشته، سال عبور از سرويسدهندگان مجانی وبلاگ همچون پرشينبلاگ، بلاگر و بلاگاسکای و روی آوردن وبلاگرها به ثبت دومينهای مستقل و باصطلاح دات کام شدنشان بود. بلاگرهای زيادی با جدیتر گرفتن توليد محتوا رو به سوی ثبت سايت و دومين مستقل آورده و از کنار آنها وبلاگهای گروهی و نشريات الکترونيک زيادی سر برآوردند هر چند بازار سرويسدهندگان رايگان وبلاگ رونق خود را همچنان حفظ کرد.
مطبوعات وبلاگی
سال گذشته مطبوعات و جرايد ميزبان بسياری از وبلاگها مخصوصا از نوع تخصصی بودند. مطالب قابل تامل و مفيد وبلاگها عاقبت جايگاه خود را در ميان رسانههای سنتی باز کرد. تعدادی از وبلاگنويسان به جرگه نويسندگان و قلمزنان مطبوعات پيوستند و تعداد زيادی از خبرنگاران مطبوعات هم رو به سوی وبلاگها آوردند تا بتوانند با آزادی بيشتری بنويسند.
کتاب وبلاگی
اتفاق ديگری که در وبلاگستان روی داد، انتشار کتاب «وبلاگستان، شهر شيشهای» بعد از حدود يک سال از جمعآوری مطالبش بود هر چند توزيع آن به دلايلی نامشخص چند ماه عقب افتاد. اين کتاب که به همت جمعی از وبلاگنويسان گردآوری شد، شامل مطالب بيش از ۱۵۰ وبلاگنويس بود که بيشتر از قديمیهای وبلاگستان بودند.
کافه وبلاگی
تهران صاحب اولين پاتوق رسمی وبلاگرها شد که «کافه بلاگ» نام داشت. اين کافیشاپ که توسط سه تن از وبلاگنويسان اداره میشد در نوع خود در جهان منحصر به فرد بود و به مرور ميزبان بسياری از جلسات حلقههای وبلاگی گرديد. خبر افتتاح کافه بلاگ يکی از اخباری بود که دهان به دهان گشت و بسياری از وبلاگرها را کنجکاوانه به آنجا کشاند تا جاييکه برخی از وبلاگرهای معروف خارجی (Jeff Jarvis)، تهران را پايتخت وبلاگهای جهان خواندند.
زبان وبلاگی
تعداد وبلاگهای فارسی در سال گذشته رشد چشمگيری يافت تا جاييکه زبان فارسی در ميان زبانهای مورد استفاده در وبلاگها رتبه خود را از جايگاه چهارم به سوم ارتقا داد. حجم محتوای زبان فارسی بر روی اينترنت، با رشد وبلاگها به طور چشمگيری افزايش يافت هر چند بسياری از وبلاگرها شکستهنويسی در وبلاگستان فارسی را يکی از معايب بزرگ محتوای فارسی اينترنت میدانند و عدهای هم نظری کاملا مخالف با دسته اول دارند.
فعاليتهای وبلاگی
وبلاگستان ايران همواره پيشقدم در فعاليتهای اجتماعی و بالاخص نوعدوستانه بوده است. سال ۸۲ اين فعاليتها اوج گرفت و در مواردی نگاه رسانهها عمومی را متوجه خود کرد. کمک به کودکان بیسرپرست و کمک به زلزلهزدگان بم گوشهای از موارد بیشماری بود که با بزرگنمايی توسط آنها به بار نشست و نشان داد که با وجود تفاوتهای بسيار ميان خود، همگی در کمکرسانی متفقالقول هستند.
و اما سال ۸۳…
پيشبينی بسيار مشکل است. بايد ديد و گفت.




سلام.اميدوارم سال83 سالي پربار براي بلاگرها باشه(البته به دور از فيلترينگ!)
سلام دوست من ..من با فيلترينگ وبلاگها مخالفم افراد بايد بتوانند عقائدشون را نشر بدهند قبول دارم بين بلاگرها افرادی هم پيدا می شوند که مطالب غير اخلاقی می نويسند ولی نبايد به خاطر اين تعداد اندک کار هم را زير سوال ببريم
if
با سلام . مطلب جالب و قابل استفادهای نوشتي
يه سئوال : چه جوری ميشه تبليغات پرشين بلاگ رو از بالای وبلاگ حذف کرد؟
در حالی که Google در حال آزمايش پست الکترونيکی تازه خود (Gmail) با ظرفيت يک گيگابايت است، يک شرکت ديگر چند روزی است که اين سرويس را برای همگان راهاندازی کرده است.
شرکت http://www.spymac.com که مبتکر اين سرويس است، نه تنها به شما يک گيگابايت فضا برای نگهداری ايميلهاتان روی اينترنت ميدهد، 100 مگابايت هم به شما فضا جهت سايت وبسايتتان، 250 مگابايت هم برای نگهداری عکسهايتان به انضمام يک وبلاگ پيشکش ميکند!
http://www.spymac.com/user.php?action=register
سلام…من فقط خواستم بگم که بی اندازه از این متن لذت بردم.خیلی از نکته هایی رو که بهشون اشاره شده بود برام جدید و جالب بود!!! باز هم ممنون.سبز باشی و همیشگی
خوب این از اتفاقات سال 82. از اون موقع تا الان، چه چیزایی اتفاق افتاده؟ حقیقتش من خیلی تازهواردتر از اونم که بخوام نظر بدم. ولی یه حس احمقانهای بهم میگه یه کمی توی ذوق همه خورده. یعنی وبلاگستون یه کمی، نمیدونم چطوری بگم، انگاری یه کم ناخوش شده. شاید اون سال به عنوان یه پدیدهی تازه واردِ درحال رسمی شدن، وجودش بیشتر به اینترنتبازها میچسبید. شاید این چیزی که من دارم ناخوشی به حساب میارمش، درواقع حرفهای شدن وبلاگستونه. نمیدونم، شاید هم دارم چرند میگم، آره؟ (میبخشید، گاهی دیگه خیلی توی سؤال کردن پررو میشم. اگه وقتت رو میگیرم، تو رو خدا بهم بگو.)
راستی، این آرشیو همشهری رو از کجا پیدا کردی؟! خیلی جالب بود! گویا خودشون هنوز پیداش نکردن!
نيما: توی اون مقالهای که درباره نوستالوژی وبلاگستان نوشته بودم، همين مسايل توی ذهنم میچرخيد. بعضی پديدهها وقتی همگانی میشن، ديگه خاص نيستن و اين خاص نبودن بعض از قديمیترها رو اذيت میکنه.
اين آرشيو همشهری هم از اون وبگردیهای خاص خودم بود که يافتمش. با عمليات ژانگولری!