رفتن به نوشته‌ها

برچسب: آمریکا

آگهی‌های گوگل برای ایرانیان آزاد می‌شود؟!

نویسنده میهمان: هومن کبیری پرویزی
امروز وزارت خزانه‌داری آمریکا به منظور حصول اطمینان از این که مقررات تحریم علیه ایران، موجب دلسردی شرکت‌ها برای ارائه ابزارهای ارتباطی به افراد در داخل ایران نمی‌شود، یک «راهنمای تفسیری» برای مجوز عمومی صادرات نرم‌افزارها و خدمات ارتباطی برای کاربران ایرانی منتشر ساخت که پیش از این در ۸ مارس ۲۰۱۰ صادر شده بود.

همانگونه که پیش‌تر در مقاله «میوه ممنوعه گوگل برای ایرانیان» اشاره شد، مجوزی عمومی برای «صادرات خدمات و نرم‌افزارهای مرتبط با تبادل ارتباطات شخصی از طریق اینترنت شامل مرور وب، بلاگ نویسی، ایمیل، پیام‌رسانی آنی و چت، شبکه‌های اجتماعی و به اشتراک گذاری فیلم و عکس از ایالات متحده آمریکا یا افراد آمریکایی به افراد ساکن ایران» صادر شده بود. با این شرط که این خدمات و نرم‌افزارها برای عرضه عمومی بوده و به صورت رایگان در اختیار کاربران قرار گیرند.

علاوه بر این امکان صدور مجوزهای موردی  برای خدمات و نرم‌افزارهایی که شامل مجوز عمومی ذکر شده نمی‌شوند نیز امکان‌پذیر شده بود.
با صدور این مجوز عمومی، برخی خدمات و نرم‌افزارها در دسترس ایرانیان قرار گرفت اما اغلب شرکت‌های فناوری اطلاعات به این مجوز واکنشی محتاطانه نشان دادند. این محافظه‌کاری موجب شد تا بسیاری دیگر از خدمات و نرم‌افزارها کماکان در دسترس کاربران ایرانی نباشند.

حال با انتشار این راهنمای تفسیری مشخص می‌شود که نه تنها بسیاری از خدمات و نرم‌افزارهای رایگان بلکه آنهایی که تراکنش‌های مالی را شامل می‌شوند نیز در زمره موارد مجاز قرار می‌گیرند.

میوه ممنوعه گوگل برای ایرانیان

نویسنده میهمان: هومن کبیری پرویزی
روز سه‌شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۰ برابر با ۲۸ فوریه ۲۰۱۲، اریک اشمیت رئیس اجرایی هیأت مدیره گوگل در در پایان سخنرانی خود در کنگره جهانی موبایل در بارسلون و در بخش پرسش و پاسخ، با سؤالی غافلگیرکننده از سوی یک خبرنگار ایرانی مواجه شد. این سؤال درباره ایجاد محدودیت گوگل برای دریافت افزونه‌های مرورگر کروم و نیز دسترسی به فروشگاه برنامه‌های کاربردی آندروید برای کاربران ساکن ایران بود.
آقای اشمیت که ظاهراً از چنین محدودیت‌هایی بی‌اطلاع بود پس از مشورت با وکیل شرکت گوگل اعلام کرد: این محدودیت‌ها بخشی از قوانین دولت ایالات متحده آمریکاست و به علت اینکه گوگل نمی‌تواند از این قوانین تبعیت نکند، پوزش خواست.
پیش از این نیز گوگل در وبلاگ رسمی خود به صراحت اعلام کرده بود که دسترسی ایرانیان به آندروید مارکت به دلیل تبعیت این شرکت از «قوانین ایالات متحده در زمینه‌های مختلف از جمله قوانین کنترل‌کنندهٔ صادرات و برنامه‌های تحریم» امکان‌پذیر نیست.

قوانینی که گوگل به آنها اشاره می‌کند کدامند؟
قانونی که شرکت گوگل یا برخی شرکت‌های دیگر آمریکایی و غیرآمریکایی به آن اشاره می‌کنند، قانون موسوم به «مقررات داد و ستد با ایران» به شماره ۳۱ CFR part 560 است که از سوی وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا لازم‌الاجرا و ناظر بر کلیه داد و ستد‌های شرکت‌های آمریکایی و حتی غیرآمریکایی با ایران است.

گربه و کودتا، گیمی درباره دکتر مصدق

گربه و کودتا یا The cat and the coup یک بازی مستند رایگانه درباره گربه دکتر مصدق یعنی اولین نخست‌وزیر منتخب مردم ایران.
بازی به صورت یک بازی معمایی فیزیکی ساده هست که به شکل یک کتال داستان لبریز از مینیاتورهای ایرانی ساخته شده. موسیقی این بازی کاریه از گروه Nine Inch Nails که یک گروه موسیقی صنعتی آمریکاییه. اگه شما حتی به عنوان یک خارجی یک ربع از وقتتون رو به این بازی اختصاص بدید، چیزهای زیادی از تاریخ ایران و فوبیای آمریکا و انگلیس از کمونیسم و کودتای سیا در ایران متوجه خواهید شد.
بازی در روزهای پایانی زندگی محمد مصدق شروع می‌شه و شما گربه رو که پایین بستر مصدق خوابیده، کنترل می‌کنید. برای این کار فقط باید از کلیدهای جهتدار (همون که روشون فلشه) و کلید فاصله استفاده کرد.

بعد از اونه که شما با دکتر مصدق و اتفاقات زندگیش همراه می‌شید و باهاش زندان، کودتایی که باعث براندازیش شد، ملی شدن صنعت نفت و سر و کله زدنش با وینستون چرچیل و آیزنهاور رو تجربه می‌کنید.
هر بخش از این معمای کوچیک شما رو به سادگی با خودش درگیر می‌کنه. شما در واقع گربه‌ای هستید که همراه مصدق داستان زندگیش رو مرور می‌کنید.

مراحل مختلف این بازی کوتاه، جعبه‌هایی هست که هر کدومش مقطعی از تاریخ رو روایت می‌کنند. بازی دوبعدیه و تعادل همراه با پیدا کردن راه درست برقراری تعادل رمز مهم بازیه.

لاتاری فارسی، کرم فیس‌بوکی تازه

بابا جان چرا طمع می‌کنید؟ در عجبم از ما جماعت ایرانی که می‌خواهیم یک شبه پولدار بشیم، می‌ریم گلدکوئست، می‌ریم بلیت بخت‌آزمایی می‌خریم، قمار می‌کنیم هزار و یک ترفند می‌زنیم که بک شبه کیمیای سعادت رو بذاریم توی جیبمون.

فیس‌بوک یک لاتاری برای ایرانیان برگزار می‌کند.

برنده لاتاری که در ژانویه ۲۰۱۲ اعلام می‌شود، گرین کارت آمریکا و دو میلیون دلار جایزه دریافت می کند.

برای شرکت در لاتاری باید روی گزینه fb LOTTERY™ کلیک کنید و تیکت خود را ثبت کنید

عزیز دلم این لاتاری فیس‌بوک ترفندی بیش نیست. آخه چرا لاتاری آمریکا باید به فارسی از فیس‌بوک سر در بیاره؟ آخه کدوم قانونی توی دنیا چنین اجازه‌ای می‌ده؟ نکنه واقعاً فکر کردید، خارجی‌ها عاشق چشم و ابرومون هستند؟ حالا هی چپ و راست بگید ما ایرانی‌ها باهوش‌ترین ملت دنیاییم. چطور باهوشی هستیم که چپ و راست سرمون کلاه می‌ره و هک می‌شیم و جیبمون رو خالی می‌کنند.

آقا جان خانوم جان گول این آگهی‌های وسوسه‌کننده رو نخورید. همه‌شون می‌خوان از طمعتون استفاده کنند و سرتون رو گول بمالن و اطلاعاتتون رو بدزدند. شما هم اگه چنین چیزهای وسوسه‌کننده‌ای دیدید، بی‌خیال بشید. هیچ پول اضافه‌ای توی دنیا نیست که بخواد بخشیش به من و شما برسه.

زیارت موبایل جدید گوگل و چند چیز دیگه

اما دیروز در وگاس بر ما چه گذشت؟ تقریباً تا ظهر وقت آزاد داشتیم. بنابراین یک سری زدیم به مرکز اجناس اوت‌لت لاس وگاس و من چند تا تیکه لباس ارزون خریدم. بعد از اون برگشتیم به هتل و کم‌کم آماده شدیم تا بریم برای فیلمبرداری توی خیابون. این بخش کار یک مقدار سخت بود برای این که فیلمبرداری باید توی ماشین روباز انجام می‌شد و آدم توی خیابون کنترلی روی مردم و تصاویر پس‌زمینه نداره. خوبیش این بود که من این وسط نیم‌ساعت از ماشین پیاده شدم و تونستم یکی از بزرگ‌ترین‌های نمایش فواره‌ای موزیکال دنیا رو ببینم. فواره‌هایی که با آهنگ می‌رقصن و تقریباً هر نیم ساعت یک بار این اتفاق می‌افته و مردم برای تماشای این صحنه‌ها انتظار می‌کشن. لاس وگاس تقریباً توی روز هیچ چیز نداره. زندگی شبانه این شهر هست که عجیب و غریبه. چراغ‌های نئون همه جا هستن و هتل‌های بسیار بزرگ که هر کدومشون اندازه یک شهر کوچیک جا برای پیاده‌روی دارن، همه جا به چشم می‌خوره. اصولاً آمریکایی‌ها از هر چیزی بزرگش رو دوست دارن! هتل و ماشین و همبرگر و نمایش، فرقی نمی‌کنه. یه چیز جالب دیگه هم که دیدم بنرهای تبلیغاتی بالای تاکسی‌ها بود که جالب‌ترینشون تبلیغ فروشگاه‌های اسلحه‌ست. نکته دیگه آزادی سیگار کشیدن توی بارها و کازینوها و محیط‌های سربسته دیگه‌ست که یه کمی عجیب به نظر می‌رسه.
بعد از فیلمبرداری، رفتیم به بخش دیجیتال اکسپرینس نمایشگاه CES. این هم چیزی شبیه مهمونی شام اما توی یک هتل بود و در کنار همه اینها، شرکت‌های زیادی غرفه‌های کوچیکی داشتن تا محصولات خودشون رو به نمایش بذارن. تلفن گوگل رو برای اولین بار اینجا دیدم. در واقع یک گوشی که توسط شرکت HTC به سفارش و طراحی گوگل درست شده و پشتش لوگوی گوگل هست. تلفن خوش‌دستی به نظر می‌رسه اما متأسفانه فارسی رو پشتیبانی نمی‌کنه. بابت این مسأله کلی سرکوفت زدم سرشون. طرف توجیه می‌کرد که این گوشی برای بازار آمریکاست و البته من اصرار می‌کردم که شما فکر می‌کنین کسی تو آمریکا نمی‌خواد وب‌سایت‌های فارسی و عربی رو ببینه؟ به هر حال درباره این گوشی مفصل توی برنامه کلیک صحبت خواهیم کرد.

مقایسه دو ویدئوی تبلیغاتی برای انتخابات ایران و آمریکا

این جریان استفاده از امکانات مجازی برای انتخابات داره روز به روز جالب‌تر می‌شه. کلیپ‌های ویدئویی هر روز بیشتر از روز قبل روی یوتیوب قرار می‌گیرن. امروز یه ویدئویی دیدم برای تشویق به رأی دادن که توش تعدادی از هنرمندان ایرانی جلوی یه پس‌زمینه سفید دلایل خودشون رو برای شرکت در انتخابات می‌گفتن و مخاطب رو به رأی دادن تشویق می‌کردن. تا جایی که من می‌دونم این ویدئو کاریه از مهدی کرم‌پور. اول این کلیپ رو ببینین:

last.fm برای کاربران غیرآمریکایی، بریتانیایی و آلمانی پولی شد

اگر کاربر Last.fm هستین باید بهتون بگم ممکنه مجبور بشین سر کیسه رو یه کم شل کنین.
لست اف ام یه سرویس رادیویی آنلاینه که بسیار پرطرفداره و کاربران زیادی داره. این طور که توی وبلاگ لست اف ام نوشته کاربرانی که خارج از بریتانیا، آمریکا و آلمان زندگی می‌کنن، به زودی باید ماهانه ۳ یورو (یعنی چیزی در حد ۴٫۵ دلار) در ماه بپردازن تا بتونن موسیقی رو به طور آنلاین گوش کنن.
البته ۳۰ قطعه موسیقی رایگان برای گوش کردن وجود خواهد داشت. جز این مورد بخش‌های دیگه لست اف ام از جمله اتفاقات موسیقی، زندگی‌نامه‌ها، نمودارها و ویدئوها همچنان رایگان خواهد بود.
از سال ۲۰۰۲ که این سایت پخش موسیقی رو آغاز کرده تمام سعی این سایت این بوده که موسیقی مناسب رو برای کاربرانش پیدا کنه و پیشنهاد بده و موسیقی هنرمندان رو به دیگران معرفی کنه. در حال حاضر ماهانه ۳۰ میلیون کاربر از این سایت استفاده می‌کنند که دو برابر کاربران پارساله. ۲۸۰ هزار برچسب و هنرمند در این سایت وجود دارن که به بسیاری از اونها پول پرداخت می‌شه و ۷ میلیون قطعه موسیقی موجود در این سایت، اون رو به یه ایستگاه رادیویی بسیار محبوب تبدیل کرده.

نقشه‌های قدیمی ایران در کتابخانه کنگره آمریکا

The Idrisi map of 1145 AD.یکی از دوستانم، افشین صادقی‌زاده به نقشه‌های قدیمی علاقه زیادی دارد. البته علاقه او به هر چیز قدیمی و آنتیک و به اصطلاح عتیقه زبانزد دوستان مشترکمان است. همین مسأله باعث شده تا تمام جمعه‌های ۵-۶ سال اخیرش را در جمعه بازار تهران بگذارند. یکی از آن سرگرمی‌هایی که گاهی من را هم در جمعه بازار گیر می‌اندازد.
چندی پیش در حال بررسی برگه لاهیجان در ویکی‌پدیا بودم که برخوردم به نام لاهیجان در نقشه ادریسی که در سال ۱۱۵۴ میلادی (۵۳۲ هجری شمسی) رسم شده بود (اندازه بزرگ‌تر). نکته جالب در این است که برخلاف نقشه‌های مرسوم فعلی جنوب نقشه به سمت بالاست. در ضمن اسامی اماکنی چون بلغار، افرنسیه (فرانسه)، جرمانیه (آلمان)، الصین (چین)، سلسله جبال واق واق و یأجوج و مأجوج است. دیگر آن‌که دور تا دور دنیای آن‌روز از نظر رسم‌کنندگان این نقشه رشته کوه قرار دارد. لابد برای آن‌که آب از دایره زمین بیرون نریزد!
تمام این مقدمه برای این است که بگویم وقتی که امروز در وبگردی‌هایم به سایت کتابخانه کنگره آمریکا رسیدم، یک بخش مخصوص نقشه‌های قدیمی پیدا کردم که بلافاصله من را به یاد افشین انداخت.
در این بخش شما نقشه‌های بسیار جالبی پیدا می‌کنید که می‌تواند ساعت‌ها شما را سرگرم کند.
برای مثال وقتی با کلمه Persia در بانک نقشه‌ها جست‌وجو می‌کنید، به ۲۲ مورد می‌رسید که همه‌شان با کیفیت بالا قابل دانلود هستند.

حرکت با چراغ‌های خاموش

گاهی که کارم با اینترنت تمام می‌شود، آن‌وقت می‌نشینم تا بعضی از سایت‌ها را زیر و رو کنم بلکه چیزهای جدید کشف کنم. البته به ندرت پیش می‌آید که این فرصت دست بدهد اما از کوچک‌ترین آن لحظات استفاده می‌کنم تا ببینم محتوای جدید این سایت‌ها چه چیز غیرمنتظره‌ای را برایم به ارمغان آورده است.
یکی از این سایت‌ها یوتیوب است. سایتی که کاربرانش هر آن‌چه را که می‌توانند از ویدئوهای خانگی تا فیلم و سریال روی آن آپلود می‌کنند. بعضی وقت‌ها در آن می‌توانیم اتفاقات غریبی را ببینیم که از دوربین ترافیک یک شهر ضبط شده و گاهی آزمایشی شیمیایی مثل مخلوط کردن آب‌نبات‌های «منتوس» با «کوکاکولا»[+]. بعضی وقت‌ها می‌شود دید که چطور هیلاری کلینتون را به خاطر یک سخنرانی به سخره گرفته‌اند [+] و هر از گاهی یک ویدئوکلیپ از «جنبش آغوش رایگان» [+] یا انیمیشن «دوستان درختی شاد» [+]. هر چه هست برای من یوتیوب یک کانال تلویزیونی است که می‌توانم برنامه‌هایش را بر اساس جست‌وجو انتخاب کنم یا به پیشنهادهای کاربران دیگر برای مشاهده یک ویدئوی خاص دعوت شوم.
هفته گذشته یکی از این ویدئوها تأثیری بیش از بقیه رویم گذاشت. یک ویدئو، که مستندی بود از یک پسر سیاه‌پوست آمریکایی که به خاطر سرطان در کودکی چشمانش را تخلیه کرده بودند. جالب این بود او که حالا حول و حوش بیست سال سن دارد، می تواند به راحتی دوچرخه‌سواری کند، خیابان‌ها را با اسکیتش بپیماید و حتی توپ بسکتبال را دقیقاً بیاندازد داخل حلقه. او توانایی دارد تا تمام کارهایی را که یک فرد بینا قادر است انجامش دهد، اجرا کند بدون آن‌که چیزی راببیند، رنگی را بشناسد یا سطحی را لمس کند. او با شیوه‌ای مشابه خفاش‌ها و با انعکاس صدا از اجسام، به سرعت تصویری را در ذهن خود شبیه‌سازی می‌کند و نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد. از خود می‌پرسم آیا این مصداق خواستن و توانستن شده یا نیرویی ماورای طبیعت یا شاید تربیت ذهن. هر کدام از اینها دلیل آن باشد، قدرت اراده را نمی‌توان از آن جدا کرد. آن‌وقت باید برای سؤال بعدیم جوابی پیدا کنم. این‌که چه فرقی می‌تواند باشد بین آنهایی که با کوچک‌ترین فقدانی خودشان را از بین می‌برند و کسانی این‌گونه که به خود می‌آموزند با ذهنی زیبا چگونه در مقابل ناملایمات کمر مشکلات را بشکنند و طبیعت را مقهور اراده خود کنند.

یوباما = یوتیوب + دیگ + اوباما

YouBamaوقتی قرار باشد که باراک حسین اوباما و طرفداران اینترنتیش روی اینترنت و روش های مجازی تمرکز کنند، تعجبی ندارد اگر سر و کله سایت‌هایی چون یوباما پیدا شود.
یوباما (YouBama) ترکیبی است از یوتیوب و دیگ برای سناتور اوباما. در این سایت ویدئوهایی در حمایت از اوباما قرار می‌گیرد و کاربران مانند سایت دیگ به آنها رأی می‌دهند. لابد می‌دانید که سایت دیگ دقیقاً مثل بالاترین رأی منفی ندارد و تمرکزش روی رأی مثبت است.
کریستوفر پدرگال و اریک پارک دو دانشجوی دانشگاه استنفورد هستند که در حمایت از اوباما این ایده را پیاده کردند. کاربران می‌توانند ویدئوهای خود را که در آن درباره علت رأی دادن به اوباما توضیح داده‌اند در این سایت بارگذاری (آپلود) کنند. برای همین است که شعار «کمپین تولیدی شهروندان» را برای سایت خود برگزیده‌اند.
ویدئویی که در حال حاضر بیشترین امتیاز را دارد، مربوط است به جانبداری جرج کلونی از اوباما: «او بهترین نامزدی است که تا کنون دیده‌ام».
انتخابات دور قبل ریاست جمهوری آمریکا را که به خاطر می‌آورم، یادم می‌آید که طرفداران جرج بوش یک حلقه وبلاگی را به وسیله بلاگ‌رولینگ راه‌اندازی کرده بودند. کاری که چند ماه بعد به تقلید از آن برای دکتر معین در انتخابات ریاست جمهوری ایران انجام دادم، یعنی حلقه وبلاگ‌های طرفدار دکتر معین. به نظر می‌رسد که آی‌تی کاران آمریکایی چند گام جلوتر از چهار سال قبلشان رفته‌اند. ما که رمقی نداریم که «یوفلان» بسازیم. فلانی را توی ده راه نمی‌دادند، سراغ شورای روستا را هم نمی‌توانست بگیرد چه برسد به ریاست جمهوری!

ویدئوهای دختری به نام مگی‌بن

Magibonچند روز پیش داشتم توی ویدئوهای برتر یوتیوب چرخ می‌زدم که برخوردم به این ویدئو که از قرار معلوم مربوط است به دختری به نام یا آی‌دی مگی‌بن. یک دختر ۲۱ ساله ژاپنی که ساکن آمریکا است. ویدئو را که نگاه کردم، متوجه شدم که ۴۵۰ هزار بار توسط کاربران مشاهده شده در حالی که از اول تا آخرش این خانم دارد رو به سوی وب‌کمش لبخند می‌زند. برایم جالب بود که چه چیزی باعث شده تا مگی‌بن این‌قدر پرطرفدار باشد. ویدئوهای دیگر او هم که در کانال یوتیوبش قرار دارد، پربیننده هستند و در تمام آنهایی که من دیدم، او جلوی وب‌کمش کارهای خیلی معمولی و پیش‌وپاافتاده انجام می‌دهد. گاهی کتاب می‌خواند و گاهی هم پیتزا می‌خورد و در آخر هم انگشتانش را در حالت V پیروزی برای مخاطبانش تکان می‌دهد. اما چه چیزی باعث شده که مردم این‌قدر به ویدئوهایش توجه نشان دهند و حتی وبلاگ طرفداران مگی‌بن را هم بسازند؟
شاید علتش همان علتی باشد که باعث شده برخی از وبلاگ‌های روزنوشت هم پرخواننده شوند. خواننده در وبلاگ‌هایی که از زندگی روزمره می‌نویسند، به دنبال چیست؟ مگر چیزی جز این است که به دفترچه خاطرات کسی سرک می‌کشند و حس کنجکاوی‌شان ارضا می‌شود؟ درباره ویدئوها هم باید همین باشد. یک پنجره در اتاق دیگران. ویدئوهای مگی‌بن هم پنجره‌ای هستند که با اجازه خودش به سوی کاربرانش گشوده می‌شود.
بعدش هم این سؤال در ذهنم شکل گرفت که چرا هنوز چنین چیزهایی برای ایرانی‌ها شکل نگرفته؟ شاید علتش حیای ذاتی ایرانی‌هاست و شاید هم کم‌سرعت بودن اینترنتی که اجازه بارگذاری فایل‌های حجیم ویدئویی را نمی‌دهد. اما برای کاربران ایرانی خارج از کشور که تعدادشان کم هم نیست، باز هم چنین اتفاقی نمی‌افتد؟ شاید هم افتاده و ما بی‌خبریم. کسی از کانال‌های یوتیوبی ایرانی‌ها که مشابه مگی‌بن باشد خبری دارد؟

الو ایران؟ اینجا آمریکاست!

زیگ‌زاگ– هرگاه صدای طبل جنگ بلند شود، اعتراض گروه‌های ضدجنگ بسیاری را در سراسر جهان در پی خواهد داشت. در این میان ابتکارهایی هم برای جلب توجه بیشتر مردم به چشم می‌آید.
«رعنا» یک دانشجوی ایرانی مقیم آمریکا است که به همراه یکی از دوستانش به نام «نیک» ابتکار تازه‌ای را برای جلوگیری از جنگ میان ایران و آمریکا آغاز کرده‌اند: یک خط مستقیم تلفن از آمریکا به ایران. هدف آنها برقراری ارتباط میان مردم ایران و آمریکاست تا به کمک آنها روند پیشرفت به سوی جنگ را متوقف کند. این دو دوست معتقدند برقراری ارتباط میان مردم، می‌تواند این خواسته مشترک، یعنی حل بحران از راه مذاکره را به گوش همه برساند و نشان دهد که گفت‌وگو میان ملت ایران و آمریکا امکان‌پذیر است. به همین دلیل، آنها در سیزدهم نوامبر یک تلفن قرمز رنگ شبیه به تلفن‌هایی که برای ارتباط مستقیم و ضروری در دوران جنگ سرد به کار می‌رفت در پارک «بوستون کمون» ماساچوست قرار دادند. زیر این دستگاه تلفن نوشته شده بود: «خط مستقیم به ایران» تا رهگذران بتوانند بی‌واسطه با یک شهروند مقیم ایران مکالمه‌ای بدون سانسور داشته باشند و نظرشان را بپرسند.

«تبر اسماعیل» خالکوبی قاتل دانشگاه ویرجینیا

Cho Seung Huiداشتم موتور جست‌وجوی تکنوراتی را بررسی می‌کردم که دیدم یکی از ترکیباتی که خیلی مورد جست‌وجو واقع شده ترکیب Ismail Ax هست به معنی «تبر اسماعیل» [+]. پس از این که چند تا از وبلاگ‌هایی را که در این مورد نوشته بودند مطالعه کردم، متوجه شدم که این مسأله مربوط می‌شود به کشتار اخیر در دانشکده فنی دانشگاه ویرجینا.
از قرار معلوم دانشجوی کره‌ای الاصلی که عامل این کشتار بوده روی یکی از بازوهای خودش این عبارت را با جوهر قرمز رنگ نوشته (یا خالکوبی کرده) بود و حالا این بحث داغ شده که آیا این عبارت و این دانشجو با اسلام مرتبط بوده‌اند یا خیر. این مسأله دستاویزی شده تا تحلیل‌های وبلاگی «چو سونگ هوی» ۲۳ ساله را اسلامگرا یا حداقل دارای گرایش‌های متمایل به اسلام بدانند. (بعضی بحث‌ها را در بویینگ‌بویینگ بخوانید).
با توجه به این که هنوز اطلاعات دقیقی درباره این فرد به دست نیامده و از قرار معلوم «جو» فرد منزوی و درونگرایی بوده معنای این عبارت مورد جست‌وجوی بسیاری است و تا کنون جزو سه عبارت برتر جست‌وجو در موتورهای جست‌وجوست. نوشته‌های دیگری که روی دیوار اتاق چو در خوابگاه نوشته شده از قبیل «بچه پولدارها»، «شهوترانی» و «شیادهای فریبکار» موضوع را بیش از پیش پیچیده کرده است.
یکی از استادان او می‌گوید که وی در برخی از تکالیف و داستان‌هایش صحنه‌های فجیعی از خونریزی و کشتار را وصف کرده بود به طوری که استادش این مسأله را به مقامات و بخش مشاوره دانشگاه گزارش کرد. در یکی از کلاس‌ها وقتی که نامش را پرسیدند او چیزی نگفت و به جای اسمش با علامت سؤال امضا کرد به نحوی که او را در کلاس با نام «پسر علامت سؤالی» صدا می‌کردند. چو از ۸ سالگی در آمریکا زندگی می‌کرد.
در حال حاضر کوچک‌ترین اطلاعاتی درباره قاتل برای عموم جذاب است و در رسانه‌ها منتشر می‌شود. برخی از وبلاگ‌ها از این که عبارت «تبر اسماعیل» را مرتبط با اسلام بدانند بسیار خوشحالند و تعداد دیگری از آنها ابراز نگرانی می‌کنند که قبل از تکمیل تحقیقات و انتشار جزئیات، ماجرا منحرف شده و به اسلام‌ستیزی و دردسرهای دنباله‌دار دیگری بیانجامد.
اطلاعات بیشتر را می‌توانید از وبلاگ‌های این فهرست و این فهرست بخوانید. شیکاگو تریبون و فاکس‌نیوز هم مطالبی در این زمینه منتشر کرده‌اند.
پ.ن: از قرار معلوم قاتل نامه‌ای شامل عکس و ویدئو برای NBC ارسال کرده که آن را می‌توانید از طریق این لینک ببینید. و مطلبی در این مورد بخوانید.

تظاهرات ضدجنگ روی خط صفر و یک

SL Capitol Hill Anti-War Protestsزیگزاگ– تپه مقابل کنگره آمریکا روز بیستم فوریه (اول اسفند) شاهد تظاهراتی در مخالفت با جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران بود. این تجمع در کمتر از پانزده دقیقه سازماندهی شد و خبر برگزاری‌اش دهان به دهان، از گروهی به گروه دیگر بازگو شد. تظاهرکنندگان روی پلاکاردها و تی‌شرت‌های خود شعارهای ضدجنگ نوشته بودند و شعارهایی مثل «بوش، جنایتکار است!» و «با کودکان ایرانی نجنگید! با کودکان فلسطینی نجنگید!» زمزمه می‌کردند. [+] و [+]
به احتمال زیاد اولین چیزی که پس از شنیدن واژه‌های «تظاهرات»، «راهپیمایی» یا «میتینگ» به ذهنتان خطور می‌کند، تعداد زیاد مردم «واقعی» هستند که با در دست داشتن پرچم‌ها و پلاکاردها در جایی «حقیقی» گرد هم آمده‌اند و با شعارهایشان می‌خواهند از فرد یا موضوعی حمایت کنند یا مخالفت خود را نشان دهند. در حالی که تمام گزارش بالا یک گزارش واقعی از یک سرزمین مجازی است به نام «زندگی دوم».

هوارد دین: به خاطر یک مشت بلاگ

مجله زیگزاگ– پدیده‌ها و ستاره‌های اینترنتی، الزاماً همیشه جوان‌های «خوره»ای نیستند که از پای مانیتور تکان نمی‌خورند. گاهی، سیاستمداران «کت‌وشلواری» هم روی شبکه مجازی پدیده می‌شوند و با پشتیبانی موج «اینترنت‌باز»ها به بالاترین مقامات سیاسی نزدیک می‌شوند. سه سال پیش، اینترنت توانست یکی از پرشورترین و احساساتی‌ترین سیاستمداران ایالات متحده آمریکا را به چنین شهرتی برساند! داستان از جای شروع شد که هوارد دین، فرماندار نه چندان مشهور ایالت ورمونت آمریکا به یکی از طرفداران پر و پا قرص وبلاگ‌ها بدل شد و مشاوران زرنگ و خوشفکرش به او پیشنهاد دادند تا اینترنت را موتور محرکه مبارزات انتخاباتی خود سازد. چنین بود که مشاور ارشد هوارد دین توانست با ابتکاری نو، نام او را بر سر زبان‌ها بیندازد؛ در حالی که همه سیاستمداران و رقبای انتخاباتی برای جلب توجه رسانه‌های قدرتمند و پربیننده تلاش می‌کردند، ستاد انتخاباتی دین نگاهش را به وبلاگستان دوخت تا به جای آنکه در صف طولانی یک تریبون بزرگ بماند، هزاران تریبون کوچک داشته باشد.